بایگانی دسته: دسته‌بندی نشده

تاثیر فناوری اطلاعات در فروش انبوه گل و گیاه تولید کنندگان کلان از دیدگاه بازاریابی (مطالعه موردی استان تهران)- قسمت ۹

تاکنون مطالعات مختلفی به منظور تحلیل مسائل موجود در بازار گل و گیاهان زینتی ایران صورت پذیرفته است.
نتایج مقایسه دو شیوه بازاریابی صادرات گل های تزئینی کشور ایران و هلند در بازار ثالث نشانگر آن است که صادرکنندگان ایرانی بر خلاف صادرکنندگان هلندی، به فاکتورهای قیمت، همگن سازی، بسته بندی، تبلیغات، ترویج و فروش و غیر همانند این ها توجه کافی نداشته و از خصوصیات بازار مصرف کننده اطلاع چندانی ندارند (رجبی، ۱۳۷۶).

 

۲-۸-۱- رابطه عناصر آمیخته بازاریابی با بازار گل و گیاه

 

نتایج یک مطالعه نشان می دهد که بین عناصر آمیخته بازاریابی «محصول، قیمت، توزیع، ترفیع» با صادرات گل و گیاه کشور رابطه مستقیم وجود دارد؛ عنصر محصول بیشترین اهمیت را در افزایش صادرات گل و گیاه دارد، نحوه قیمت گذاری، کانال های توزیع و فعالیت ترفیع رتبه های دوم تا چهارم را به خود اختصاص داده اند؛ از میان متغیرهای مربوط به محصول ویژگی های کیفی، از میان متغیرهای مربوط به قیمت گذاری فروش اعتباری، از میان متغیرهای مربوط به کانال های توزیع وجود سیستم حمل و نقل هوایی و در نهایت از متغیرهای مربوط به فعالیت های ترفیع حضور در نمایشگاه های داخلی و خارجی بیشترین اهمیت را در افزایش فروش و صادرات گل و گیاه کشور دارند (سروش، ۱۳۸۳).

 

۲-۸-۲- چالش ها و نارسائی های مسیر بازار رسانی

 

وجود موانع مختلف اقتصادی مانند گرانی نهاده ها، سختی و نبود امکانات کافی حمل و نقل، بروکراسی در امور بازرگانی دولتی، عوامل فنی مانند نبود وسایل و تجهیزات مورد نیاز، کمبود دانش فنی مروجین و کارشناسان کشاورزی، سطح پایین دانش فنی بهره برداران، عوامل اجتماعی و فرهنگی مانند سطح پایین سواد، عدم آشنایی کافی بهره برداران و صادرکنندگان با ویژگی و بازارهای بین المللی، عدم آشنایی صادرکنندگان با اقتصاد تولید و صادرات گل و گیاهان زینتی و عدم وجود تشکل های منسجم در امر تجارت خارجی گل و گیاهان تزئینی و سیستم مکانیزه بسته بندی از جمله مشکلات عدیده در فرآیند تولید اقتصادی و صادرات گل و گیاهان زینتی است (میر رحیمی، ۱۳۸۳).
علاوه بر این، دلالان بیشترین سهم از قمیت نهائی گل را دارا هستند و اکثر واحدها سنتی و کوچک بوده که این امر، موجب افزایش قیمت تمام شده در خدمات بازار رسانی می شود.
کمبود نقدینگی و عدم انسجام گروهی بهره برداران، گرانی تعرفه های حمل و نقل، کود و سموم مخصوص و عدم اطلاع آنها از روش ها و مقررات صادرات از عمده ترین مشکلات عوامل بازار است (سلیمانی پور، ۱۳۸۴).
بازاریابی صحیح محصول در داخل و خارج کشور به منظور حذف دلالان و واسطه های گل و توجه ویژه به امر صادرات گل از راهکارهای اساسی رفع چالش های تولید گل می باشد ( کیانی، ۱۳۸۴).
در صورت استفاده صحیح از امکانات خدادادی، رفع نواقص و موانع صدور گل و گیاه، روند توسعه تولید و صادرات گل و گیاه زینتی ایران می تواند افزایش یابد (کافی، ۱۳۸۰).
سرمایه گذاری خارجی، تبلیغات و بازاریابی برای انواع گیاهان می تواند در رونق صادرات غیر نفتی و اقتصادی موثر باشد (تقسیمی، ۱۳۷۸).
عدم وجود تشکل های منسجم در امر تجارت خارجی گل و گیاهان زینتی و سیستم مکانیزه بسته بندی از جمله مشکلات و موانع صادرات گیاهان زینتی است (آقاجانی، ۱۳۸۳).
شاهرگ حیاتی صنعت گل و گیاه کشور، نبود سیستم بازار رسانی و بازار یابی گل می باشد که از توسعه این صنعت جلوگیری نموده است.
از سوی دیگر برخی ویژگی ها از جمله فساد پذیر بودن و طول عمر کوتاه گیاهان زینتی، سرعت تحول زیاد، لوکس بودن و بستگی زیاد به سلیقه و فرهنگ، نوسانات شدید تقاضا، تنوع طلبی بازار، حاکمیت ساختارهای سنتی بر بازار گل و گیاه ایران و رانت جوئی و تصمیم گیری در راستای منافع گروهی ویژه به جای منافع بخش، پیچیدگی های بازار گل و گیاه ایران را افزایش داده است که لزوم دقت، باریک بینی و عزم ملی همه مسئولین را برای خروج از این بحران و دور باطل می طلبد (شفیعی، ۱۳۸۳).
به این ترتیب، تولید گل و گیاهان زینتی در ایران، در عین حال که توأم با مزیت های قابل توجهی می باشد، چالش ها و نارسائی هائی را نیز در مسیر بازار رسانی این محصولات در بردارد (نیکوئی، ۱۳۸۹).

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

عکس مرتبط با اقتصاد

 

۲-۸-۳- واسطه های فروش

 

پس از تولید گل در واحدهای تولیدی مناطق عمده تولید کشور، این گل از مسیرهای مختلف و توسط واسطه های تولید وارد بازار داخلی و خارجی می گردد. واسطه های تولید بازار داخلی عبارت از واسطه های بدون غرفه، واسطه های بنکدار، ناقلان گل به بازار، و توسط خود تولید کننده «انتقال بدون واسطه» می باشند؛ واسطه های بازار خارجی نیز شرکت های صادراتی و اتحادیه های گل و گیاه می باشند که گل را توسط وسایل حمل و نقل هوائی به نمایشگاه های گل یا بازار خارجی گل می رسانند.
واسطه های تولید بازار داخلی محصول قابل عرضه ی خود را از طریق دیگر عوامل بازاریابی بازار داخلی که عبارت از بنکداران بازارهای گل در تهران می باشند، در ادامه ی مسیر بازار رسانی داخلی قرار می دهند.
هر یک از بنکداران معمولا یک نوع گل را از طریق واسطه های تولید و یا به صورت مستقیم خریداری کرده و در محل بازار گل به فروش می گذارند؛ بخش دیگری از گل های تولیدی نیز توسط واسطه های بدون غرفه به دست بنکداران بازارهای گل تهران می رسد.
باقیمانده حجم گل های تولیدی توسط تولید کننده یا ناقلان گل که خود تولید کننده گل نیز می باشند، وارد بازار داخلی می شود؛ این ناقلان در هنگام انتقال گل خود توسط وسایل حمل و نقل شخصی یا عمومی گل تولیدی دوستان یا سایر بهره برداران را نیز به بازار گل انتقال می دهند.
تولید کنندگان بدون واسطه و ناقلان با پرداخت هزینه ای، اجازه توقف در بازار گل را کسب کرده و از این طریق گل تولیدیشان در بازار عرضه می گردد (نیکوئی، ۱۳۹۱).

 

۲-۹- بازار بهینه گل و گیاهان زینتی

 

در مقایسه با بازار گل ایران یکی از بهترین راه کارهای مورد سنجش در کشورهای موفقی هم چون آمریکا، ژاپن، هلند، ایتالیا و کلمبیا در زمینه اصلاح ساختار بازار گل، ایجاد بازار مبتنی بر سیستم حراج گل مجازی است (نیکوئی، ۱۳۹۱).
حراج تامین کننده و حافظ حقیقی محصولات و از سوی دیگر تنظیم کننده عرضه و تقاضا می باشد؛ مزیت دیگر حراج صرفه جوئی در زمان است.
نمونه ی آن را می توان در بازار گل آلسمیر[۸] هلند مشاهده کرد.

 

۲-۱۰- بازار گل آلسمیر

 

خرید گل، پیاز مورد نظر و حتی بذر از نژادهای مختلف گیاهان هلندی به طریق آنلاین نیز امکان پذیر است، به این ترتیب که به جای سفر به سرزمین گل می توان پشت کامپیوتر شخصی نشست، به اینترنت وصل شد و پس از وارد شدن به یکی از سایت های تبلیغاتی و فروش گل هلندی،  دسته گل زیبا و حتی پیاز گل مورد نظر را خرید و یا آن را برای دوستی در کشوری آن سوی دنیا فرستاد، علاوه بر این در چنین سایت هایی می توان از انواع گل ها به همراه نام علمی، تجاری و اطلاعات پرورش آنها بهره مند شد و حتی پاسخ سوال هایی مربوط به گیاهان را نیز به دست آورد و در نهایت هزینه خرید گل مورد نظر را از طریق کارت های تجاری جهانی پرداخت کرد.
مابقی کار به مراکز فروش جهانی گل هلند در کشورهای مختلف باز می گردد تا هماهنگی مورد نظر صورت گیرد و انتقال گل در رأس ساعت مورد نظر انجام شود.
در فصل حراج آنچه از دنیای گل در هلند وجود دارد اعم از گل های مختلف در باغ ها، مزارع، مراکز تحقیقاتی، سرویس های مخصوص توریست ها، نمایش های گل و… به دلیل برخورداری از سیاست های زیرکانه اعمال شده توسط سازمان IFBC و تبلیغات جهانی، سبب ارائه گل ها و گیاهان زینتی با قیمتی بسیار بالا شده است، البته در قیمت گذاری عوامل مختلفی دخیل هستند به این ترتیب که فروش در برخی از کشورها با قیمت های پایین انجام می شود و در برخی به دلیل سیاست های اقتصادی، متفاوت از آنچه گفته شد.
همین طور فروش داخلی در ماه های بهار به دلیل ورود توریست ها افزایش و در مابقی ماههای سال در نوسان است؛ اما با همه این اوصاف برگزاری حراج گلها، فرصتی بسیار عالی برای خریداران گل به شمار می آید تا بتوانند گیاهان مورد نظر خود را با کیفیت بالا و قیمتی مناسب و باور نکردنی دریافت کنند.
حراجی های گل در هلند چنان در سرتاسر دنیا زبانزد هستند و ارقام فروش شان چنان حیرت آور که پرورش دهنده های گل در کشورهای دیگر اغلب از چنین زمانی برای فروش گل هایشان استفاده می کنند.
هرساله ۱۵۰۰ پرورش دهنده گل از مابقی کشورها جزو اعضای ثابت حراجی ها به شمار می روند.
در میان حراجی های گل، قدیمی ترین و بزرگترین حراج گل، حراج آلسمیر به شمار می آید.
آلسمیر نام دهکده ای است با منطقه ای حدود ۱۰ کیلومتر در حاشیه آن که برای حراج گل ها در نظر گرفته شده است؛ مساحت ساختمان این حراجی به ۹۹۰ هزار متر مربع می‌رسد، این ساختمان بزرگترین مرکز بازار گل جهان محسوب می‌شود، هر روز میلیون‌ها شاخه گل در این ساختمان عظیم در کشور هلند و در اروپا مورد بازاریابی و معامله قرار می‌گیرد.
این ساختمان که به خانه سبز معروف است توسط اتاقک های مدرن و مجهزی به منظور نگهداری طولانی گل ها پوشیده شده است که در فصل حراج گل  اواخر ماه ژوئن مملو از خریدارها و فروشندگانی می شود که در کنار هم در جنب و جوش اند و در نهایت هماهنگی، حسابرسی و کسب مالیات از حراجی ها نیز توسط تعاونی های مربوط انجام می شود که با این وجود حتی با کسر مالیات آنچه برای فروشنده ها باقی می ماند سودی سرشار به همراه فروشی ۷۵ درصدی است و مهمتر از همه آن که قسمت اعظم درخواست صادرات نیز در این زمان اتفاق می افتد.
با پایان فصل حراجی ها و آغاز سرما، مزارع و زمین های پوشیده از گل و شکوه آنچه شرح داده شد به رخوتی چند ماهه فرو می روند اما سرزمین گل همچنان سبز می ماند و پرورش گل در گلخانه ها و مراکز تحقیقاتی ادامه می یابد چرا که این مراکز مجهز به جدیدترین ابزار و روش های نگهداری گیاهان هستند تا همواره برای به گردش درآوردن چرخ این تجارت، تلاش و مقام نخست دنیا را حفظ کنند.
در بازار گل آلسمیر، تولید کنندگان در قالب سهام داران یک شرکت تعاونی، گل و گیاهان زینتی خود را از طریق این بازار به فروش می رسانند (نیکوئی، ۱۳۹۱).
این کشور ، موفقیت خود را در بازارهای جهانی مرهون سیستم حراج، پایانه های صادراتی و شبکه های اطلاع رسانی مرتبط بااین بازار می داند (اسلامی ، ۱۳۷۶).
در این بازار، قیمت ها به وسیله ی شیوه ی حراج هلندی تعیین می شود (نیکوئی، ۱۳۸۹)؛ در این شیوه، قیمت ها براساس سابقه ی قیمت های مورد معامله، نخست بالا و پس از گذشت زمان کاهش می یابد. حراج، تامین کننده و حافظ حقیقی محصولات و از سوی دیگر، تنظیم کننده ی عرضه و تقاضا است؛ مزیت دیگر حراج حفظ و صرفه جویی در زمان است.
رقابت خریداران، گردش مالی الکترونیک و مطمئن از خریدار به تولید کننده، سرعت بالای عملیات، کسب اطلاعات آماری دقیق و امکان برنامه ریزی تولید، امکان تامین نیازهای صادرکنندگان و تضمین کیفیت مورد نظر آن ها، امکان پشتیبانی هزینه های انجام تحقیقات کاربردی، تبلیغات، بازاریابی و شرکت در نمایشگاه ها از جمله مزیت های ایجاد این ساختار بازار گل و گیاه محسوب می شود (نیکوئی، ۱۳۸۹،۱۳۹۱).
در بازارهای جهانی مانند بازار حراج هلند، قبل از قرار دادن محموله های گل در معرض حراج، بر روی آن ها افزون بر درجه بندی گل ها از نظر طراوت و شادابی، اندازه ی غنچه، عدم آفت زدگی و طول شاخه، میزان مصرف سم ها نیز مورد بررسی بازرسان قرار گرفته و بر روی برچسب گل ها نوشته می شود، به همین دلیل، تولیدکنندگان تمام تلاش خود را در افزایش کیفیت گل ها انجام می دهند.
از آن چه گفته شد می توان دریافت که نبود مدیریت بازاریابی، بازار رسا نی و فروش به همراه نوسان فصلی قیمت ها، اطلاع رسانی نامناسب در بازارهای اصلی، حضور گسترده ی واسطه ها، ناکارایی شبکه ی بازار رسانی و خدمات بازا
ریابی و سرانجام نبود تعادل در بازار گل ، از جمله مشکلات فعلی ساختار بازار داخلی گل و گیاه کشور است؛ به این ترتیب، برای دست یابی به جایگاه واقعی ایران در بازار جهانی گل، بایستی وضعیت نابسامان بازار گل و گیاه کشور را اصلاح کرد (نیکوئی، ۱۳۸۹).

 

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

 

۲-۱۱- مقایسه درآمد بازار سنتی در مقابل بازار حراج گل

 

درآمد خالص حاصله برای تولیدکنندگان، بسته به قیمت تمام شده ی گل، قیمت دریافتی، میزان تولید و میزان ضایعات متفاوت است؛ در بازار سنتی ایران، تولیدکنندگان به دلیل نبود اطلاعات کامل عرضه و تقاضا و در نتیجه نبود برنامه ریزی تولید، به طور معمول با مازاد عرضه رو به رو می شوند؛ این مازاد به همراه نبود روش های مناسب و استاندارد بسته بندی و انتقال محصول به بازار برای افزایش زمان ماندگاری آن و نبود درجه بندی محصول، منجر به تبدیل بخشی از گل های عرضه شده ی تولیدکنندگان به ضایعات می شود؛ میزان این ضایعات در دوره های مختلف سال متفاوت است؛ نوسانات شدید قیمت در دوره های مختلف نیز از جمله نتایج حاصل از نقصان اطلاعات عرضه و تقاضای بازار است.
افزون بر این، امکان حضور خریداران خارجی در این بازار نابسامان، ضعیف است، براساس اطلاعات به دست آمده میانگین درآمد خالص در ۱۰۰۰ متر مربع گل خانه در ایران در سال ۱۳۸۹ در حدود ۱۳۴ میلیون ریال است که حاشیه سودی برابر ۸۹۱ ریال در هر شاخه را برای تولید کنندگان تامین می کند.
بر خلاف بازار سنتی ایران، در بازار حراج گل اطلاعات کاملی در خصوص میزان عرضه و تقاضا شکل می گیرد در عین حال همان گونه که در قبل گفته شد، قبل از ورود محصول به بازار، این محصول توسط متخصصان، درجه بندی می شود، این درجه بندی افزون بر ایجا د انگیزه ی کافی برای تولیدکنندگان در استفاده از روش های استاندارد نگه داری محصول پس از برداشت، بسته بندی و انتقال محصول به بازار و در نتیجه، کم کردن ضایعات، امکان خرید محصول در غیاب خریدار و فروشنده به صورت الکترونیکی و یا در حضور آن ها با اطلاعات کامل از قیمت های پیشنهادی دیگر رقیبان را نیز به وجود می آورد؛ این عوامل، نوسانات کم قیمت محصول، رقابت سالم قیمتی بین خریداران مختلف و امکان حضور خریداران خارجی را در پی دارد.
مقایسه ی اطلاعات به دست آمده نشان می دهد که انحراف معیار قیمت ها و درآمدهای خالص پیشنهادی در بازار سنتی ایران نسبت به بازار حراج بسیار کم است؛ افزون بر این، وجود اطلاعات کامل در خصوص قیمت های پیشنهادی رقبا منجر به تشکیل قیمت در نزدیکی بیش ترین قیمت انتظاری می شود. بررسی این قیمت ها نشان می دهد که شیب نمودار رابطه ی قیمت های پیش نهادی و تعداد خریداران بسیار ملایم و بنابراین، نرخ افزایش این قیمت ها با افزایش تعداد خریداران بسیار کم است.
این عوامل سبب می شود که برای تولیدکنندگان در خصوص فروش محصول خود با بیش ترین قیمت پیشنهادی و بیش ترین درآمد خالص ممکن، اطمینان خاطر به وجود آید؛ این عامل به همراه کاهش ضایعات محصول، باعث می شود که برخلاف با لاتر بودن قیمت تمام شده ی محصول در این بازار در مقایسه با بازار سنتی، حاشیه ی سود تولیدکننده در هر شاخه نسبت به بازار سنتی ۴۷۰ ریال بیش تر باشد.
قیمت برقرار شده در بازار، افزون بر تاثیری که بر درآمد تولیدکنندگان دارد، بر درآمد سایر عوامل بازاریابی نیز موثر است؛ اطلاعات به دست آمده در جداول هزینه های مرحله ی عمده فروشی گل رز در دو بازار سنتی و حراج را نشان می دهد، بر اساس اطلاعات این جدول و اطلاعات حاصل از جمعیت نمونه برای بازار سنتی و اطلاعات اسنادی مرتبط با بازار حراج جدولی تهیه شد؛
در این جدول، هزینه ها، درآمدها و حاشیه ی سود مرحله ی عمده فروشی گل رز در دوره های مختلف سال در دو بازار سنتی و حراج مقایسه شده است، اطلاعات این جدول نشان می دهد که با افزایش ۲۳۴ ریال حاشیه ی سود هر شاخه گل رز در بازار سنتی نسبت به بازار حراج، درآمد خالص عمده فروشان از ۱۳،۲۴۰ به ۲۱،۶۵۸ میلیون ریال در سال خواهد رسید.
همچنین حاشیه ی سود خرده فروشان براساس هزینه های بازاریابی و درآمد ناخالص آن ها متغیر است با فرض تغییر نکردن هزینه های خرده فروشی در دو بازار سنتی و حراج جدولی تهیه شد، در حالی که حاشیه ی سود خرده فروشان براساس ویژگی های قیمتی و غیرقیمتی محصول در دو بازار، می تواند متفاوت باشد در این خصوص، قیمت خرید گل و تعیین قیمت خرده فروشی موثر است.
در بازار سنتی به دلیل حضور دلالان سیار، قیمت خرید، دست کم ۲۰ درصد بیش تر از قیمت عمده فروشی خواهد بود؛ در بازار حراج، به دلیل همگن بودن و وجود اطلاعات کامل محصول، این خرید می تواند به صورت غیرحضوری و بدون نیاز به دلالان صورت پذیرد.
قیمت خرده فروشی براساس قیمت خرید به علاوه ی ضایعات انتظاری محصول تعیین می شود، در بازار سنتی به دلیل نوسانات شدید قیمت و نبود اطلاعات کامل برای مصرف کنندگان، خرده فروشان قیمت خود را بر اساس بیش ترین قیمت انتظاری عمده فروشی تعیین می کنند از آن جا که، ضایعات انتظاری نیز به دلیل روش های نا مناسب نگه داری محصول پس از برداشت، بسته بندی و انتقال آن بالاست، قیمت تعیین شده در خرده فروشی در شرایط بازار سنتی به مراتب بالاتر از این قیمت در حضور بازار حراج گل است.

بررسی تاثیر پایگاه اجتماعی نمایندگان دوره هفتم مجلس شورای اسلامی بر مواضع آنان نسبت به دولت- قسمت ۴

بدیهی است که طبقه ی اجتماعی تحت تاثیر عوامل مختلفی تعیین و شناخته می شود، و در جامعه های معاصر مهم ترین عوامل تعیین کننده ی طبقه ی اجتماعی را به طور کلی می توان به شرح زیر خلاصه کرد:

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

    • ثروت و درآمد.

 

    • سطح و کیفیت آموزش.

 

    • شغل و موقعیت حرفه ای.

 

    • خانواده و گروه خویشاوندی.

 

  • قدرت و نفوذ سیاسی و اجتماعی.

 

البته باید اشاره کرد که نخست، مفهوم و اهمیت این عوامل در جوامع مختلف متفاوت است،دوم، میزان تاثیر این عوامل در یکدیگر نیز در طیف های متفاوتی صورت می گیرد.
بر اساس روش عینی، طبقه اجتماعی را بر پایه ی شاخص هایی تعیین می کنند و این شاخص ها هرچند که در همه موارد حالت یکسانی ندارند، اما معمولاً عبارتند از درآمد، ثروت و شرایط رفاهی، سطح آموزش، شغل، و اعتبار اجتماعی.(منوچهر محسنی، ۱۳۷۵، ص ۱۷۵)
مسعود چلبی در نظریه قشربندی اجتماعی خود ابعاد و متغیرهای تشکیل دهنده پایگاه اجتماعی را این گونه نمایش می دهد: (چلبی،۱۳۷۵،صص ۲۱۴-۲۱۶)
منزلت اجتماعی
(منزلت ناشی از شغل و نقش)
سرمایه مادی
(درآمد از شغل اصلی و سایر درآمدها)
پایگاه اجتماعی
سرمایه فرهنگی
تحصیلات سرپرست خانواده
در مجموع با توجه به دیدگاه صاحب نظران، شاخص هایی که در این پژوهش به منظور سنجش پایگاه اجتماعی نمایندگان مدنظر است؛ عبارتند از محل تولد، میزان تحصیلات، پیشینه ی شغلی و گرایش سیاسی و شغل پدران ایشان که در فصل آینده به تفصیل بررسی خواهند شد.

 

طبقه اجتماعی:

 

طبقه و طبقه اجتماعی از لحاظ معنا متغیرترین اصطلاح اصلی جامعه شناسی است. ( کولب،۱۳۸۴،ص ۵۶۸). مفهوم طبقه در قرن ۱۹ نخستین بار توسط “آدام اسمیت” مطرح شد، اما اختلاف نظر بر سر تعریف طبقه اجتماعی وجود دارد. برخی تعاریف به اجمال اینگونه ‌هستند:
“آرتور بوئر” (۱۹۰۲) معتقد بود: طبقه اجتماعی، مجموعه‌ای از گروههای اجتماعی است که از شرایط اقتصادی و روابط تولیدی، منزلت اجتماعی و موضع سیاسی مشابهی بر خوردارند؛“مک آیور” و “پارسونز” معتقدند: طبقه اجتماعی، گروهی یا گروههایی از مردم هستند که به مناسبت منزلت اجتماعی از طبقات دیگر متمایز می‌شوند و سطح تعلیم و تربیت و منشأ درآمد و مسکن و محل زندگی و… آنها متفاوت است؛
“سوروکین” نیز مجموعه‌ای از افراد را که از حیث شغل، وضیعت اقتصادی و سیاسی، شرایط مشابهی داشته باشند، طبقه اجتماعی می‌داند؛ “اوربرگ” معتقد است که طبقه اجتماعی گروه بزرگی از انسانهاست که از نظر مقام و مرتبت در سیستم تولید اجتماعی معین بر مبنای شرایط تاریخی در روابط تولیدی و مناسبات اجتماعی تولید و دسترسی به ابزار تولید و نحوه دستیابی به ثروت اجتماعی وضعیت مشابهی داشته باشند.( گولد، جولیوس ۱۳۷۶،ص ۵۶۷)
از دیدگاه بروس کوئن طبقه اجتماعی به بخشی از جامعه اطلاق می شود که به لحاظ داشتن ارزش های مشترک، منزلت اجتماعی معین، فعالیت های دسته جمعی، میزان ثروت و دیگر دارایی های مشخص و نیز آداب معاشرت با دیگر بخش های همان جامعه متفاوت باشد.(کوئن ۱۳۸۷،ص ۲۹۶)
آگ برن و نیم کوف در کتاب “زمینه جامعه شناسی” طبقه را اینگونه تعریف کرده اند:
“طبقه اجتماعی گروهی نسبتا وسیع و پایدار است مرکب از زنان، مردان و کودکان که از لحاظ تولید اجتماعی و مالکیت ابزارهای تولید، دارای وضعی کمابیش یکسان اند، از این رو هر طبقه با وجود تعارضات داخلی خود، با طبقه های دیگر در اختلاف و کشمکش است و مطابق پایگاهی که از لحاظ تولید اقتصادی دارا است از اهمیت و قدرت معینی برخوردار می شود و نیز مطابق اهمیت و قدرت خود به جهان می نگرد و به فرهنگ خاصی دست می یابد.” (آگ برن، نیم کوف، ۱۳۵۳،ص ۲۰۲)
از دیدگاه جوزف روسک و رولند وارن طبقه اجتماعی “ گروه سازمان یافته ای است که از طریق اصل و نسب یا بعدها بر اثر پیوستن به آن گروه عضو آن می شوند و با یکدیگر تقریبا به عنوان همتا و برابر رفتار می کنند، حشر و نشرشان با یکدیگر صمیمانه تر است تا با اشخاص دیگر و از حیث ارتباط فرمانروایی و فرمانبرداری در قبال اشخاصی که در سایر گروههای اجتماعی جای دارند، وضع تقریبا یکسان دارند” . (روسک و وارن، ۱۳۵۰،ص ۱۰۱)
منوچهر محسنی نیز در کتاب “مقدمات جامعه شناسی “ اینگونه می نگارد:
“طبقه اجتماعی را می توان گروهی از افراد دانست که دارای طبقه اجتماعی نسبتاً مشابه هستند و از لحاظ عواملی مانند، امتیازهای خانوادگی و شرایط “حرفه ای- آموزشی- درآمد” با هم تقریبا مساوی باشند. این تعریف آنچه در نظر می آورد مجموعه ای از سلسله مراتب از نظر طبقه بندی اجتماعی است.” (منوچهر محسنی، ۱۳۷۵، ص۱۷۷)
در نهایت،طبقه می تواند رفتار را تعیین، تفسیر یا تحت تاثیر قرار دهد،بدون اینکه فرد بفهمد که چنین نیرویی بر او وارد می شود، چیزی که برای فرد ناشناخته است و او به طور کامل به موقعیت طبقاتی خود آگاه نیست.مارکس نخستین کسی بود که به آگاهی طبقاتی جایگاه وسیعی در تئوری طبقاتی داد .”موقعیت طبقاتی”که مارکس آن را بر اساس نیاز تاریخی و پیدایش آن تحلیل کرد،نیروی اصلی است که به نوبه خود رفتار انسان را هدایت و تعیین می کند. وی معتقد بود عوامل مادی تولید و معیشت،اصول اولیه اندو نشان داد که چطور این نیروها عقاید را تغییر می دهند و نه برعکس.(لئونارد ریزمن،۱۳۸۳،ص ۲۱۳)

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

عکس مرتبط با اقتصاد

 

قشربندی اجتماعی:

 

مردم در مناسـبات متقـابل خود با دیگران، آنان را از نظر پایگـاه اجـتماعی در موقـعـیت های بالا و یا پایین طبقه بندی می کنند، به همین لحاظ جامعه دارای بخـش های متفـاوت و متشکل از قـشـرهای گوناگون می شود که با نظام سـلسله مـراتبی موجود مطابقـت دارد. آن هایی که توانا و قـدرتمـنـد هـسـتند در لایه بالای جـامعه و دیگـران در لایه هـای پایین قرار می گیرند، قـشربندی اجتماعی نیز از کـنـش مـتقابل میان افراد جامعه به وجـود می آیـد .زمانی که افـراد جـامعه طی مدتی طولانی با هـم کـنـش متقابل داشـته باشـند، تمایـل دارند که افـراد و گروه هایی که با هم تفـاوت دارند را با یکـدیگر مقایسه و رتبه بندی کنند، از اینجـاست که بحـث از قـشـربـندی اجـتماعی، عـلل و عوامل موثر بر آن و قشربندی اجتماعی در جـوامع به میان می آید.
در واقع قشربندی اجتماعی مفهوم جامعه شناختی عامی است که بیانگر سلسله مراتب اجتماعی در نظام ها و ساخت های مختلف اجتماعی در جامعه می باشد.اصطلاح قشربندی از زمین شناسی گرفته شده و عبارت است از دسته بندی ترتیبی انسانها بر اساس تمایز در وضعیت های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و یا رتبه بندی افراد بر اساس مجموعه ی کیفیت های مطلوبی که این افراد به طور مشترک دارا هستند. لنسکی (۱۹۶۶) معتقد است که اصطلاح قشربندی برای سازمان بندی نابرابری در جامعه به کار می رود. پارسونز (۱۹۵۱) قشربندی اجتماعی را عبارت از طبقه بندی افرادی که نظام اجتماعی معینی تشکیل می دهند، می داند و همیلیتون (۱۹۸۷) قشربندی اجتماعی را عبارت از گروه بندی ترتیبی انسان ها بر پایه تفاوت ها در وضعیت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می داند و همچنین تروزی(۱۹۷۱) قشربندی اجتماعی را عبارت از نابرابری در توزیع حقوق (منظور حقی که افراد دارند) و امتیازها، تکالیف، مسئولیت ها، مرتبه ها، محرومیت ها، قدرت اجتماعی و نفوذ میان اعضاء جامعه می داند. بنابراین قشر بندی اجتماعی بر تقسیم جامعه به طبقاتی که افراد آن دسترسی نابرابر به فرصت ها و پاداش های اجتماعی دارند دلالت می کند، افرادی که در رده های بالا هستند از مزایایی که برای دیگر اعضای جامعه و افرادی که در رده های پایین هستند، وجود ندارد استفاده می کنند.
به عبارت دیگر “قشر بندی اجتماعی از جمله مفاهیمی است که شباهت زیادی به پایگاه اجتماعی اقتصادی دارد. هنگامی که صحبت از قشر اجتماعی است منظور جای دادن اشیا یا گروهها در یک خط ممتد است. قشر بندی در دانش اجتماعی رده بندی گروهها و افراد بر حسب سهم آنان از دستاوردهای مطلوب و حائز ارزش اجتماعی است. ماهیت این دستاوردها در همه جوامع یکسان نیست اما معمولا قدرت، ثروت و پایگاه مطمح نظرند.”(ساروخانی،۱۳۷۱، ص۷۱)
در واقع منظور از قشر بندی اجتماعی، توزیع افراد هر گروه اجتماعی یا جامعه بر روی یک «مقیاس موقعیت» است. مراتب این موقعیت بر چهار معیار مبتنی است که عبارتند از قدرت، مالکیت، ارزیابی اجتماعی و پاداش روانی:

 

 

    • قدرت، توانایی رسیدن به هدف خود در زندگی به رغم برخورد با مخالفت احتمالی است.

 

    • مالکیت معرف امکان تصرفی است که یک شخص بر اموال و بر خدمات دارد.

 

    • ارزیابی اجتماعی قضاوتی است که به موجب آن جامعه حیثیت، اهمیت یا محبوبیت بیشتری به فلان پایگاه اجتماعی می دهد، و به طور کلی آنها را، به هر دلیلی به موقعیت ها و به پایگاه های اجتماعی دیگر ترجیح می دهد.

 

  • پاداش روانی شامل آن عایدی لذت و رضایت خاطری است که از شمول عایدات قدرت و مالکیت و ارزیابی اجتماعی خارج است. (تامین، ۱۳۸۳،ص ۲۱)

 

همان طور که پیشتر اشاره شد عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کارکردی خارج از کنترل فرد دارند، لذا تعیین کننده وضعیت اجتماعی هستند و به عنوان یک واقعیت زندگی اجتماعی، با کل ساختار نهادی یک جامعه عجین شده است. هر گستره ی نهادی اعم از خانواده، آموزش، مذهب، اقتصاد و امور سیاسی در تعیین طبقه افراد به میزانی تاثیر گذار است.
بر اساس نظریه مارکسی، نهاد اقتصادی تعیین کننده ی تمامی روابط اجتماعی دیگر اعم از سیاست، مذهب و آموزش است اما به عنوان مثال امور سیاسی نمی تواند فقط از دیدگاه اقتصادی فهم و درک شود. گرچه ممکن است قدرت سیاسی قویاً به موقعیت بازار بستگی داشته باشد، درعین حال می تواند مستقل از آن باشد. صاحب کار، چنانچه وبر می گوید، کسی است که فاقد جایگاه اجتماعی بوده و غالبا بدون ثروت می باشد، ولی درعین حال در قلمرو ماموریتش قدرتی به حساب می آید یا پرستیژ ارتش ناشی از مهارت و دانش آن است نه از طریق مجاری اقتصادی. همین طور نخبگان دینی به موقعیت های اجتماعی ای سلطه دارند که کمتر تفسیر اقتصادی می شود.
طبقات اجتماعی برای مارکس پی آمد اجتناب ناپذیر نیروهای اجتماعی و اقتصادی اند که توسط نظام غالب تولید در جامعه فعال می شوند، از این رو دیدگاه مارکس برچسب جبرگرایی اقتصادی می خورد ولی طبقات به نظر مارکس انتزاع های عملی صرف و مقولات ساده ای نیستند، بلکه یک واقعیت اند طبقه افراد را به دسته های اجتماعی به شکل بنیادی تقسیم کرده به طوری که روابط و شکل زندگی و سرنوشتشان توسط آن تعیین می شود. طبقه فقط ابزاری برای تحلیل اجتماعی نیست، بلکه مجموعه ای از شرایط مادی است که زندگی واقعی انسان را احاطه کرده و حال و هوا و الگوی زندگی آنها را تثبیت می کند.(لئونارد ریزمن، ۱۳۸۳،ص ۲۶)
در نظر مارکس سیستم تولیدی، لزوما جوامع را به دو طبقه ی متعارض، با منافع و نیازهای مخصوص به خود تقسیم می کند یک طبقه ابزار تولید ضروریات زندگی را تصاحب کرده در حالیکه طبقه دیگر صاحب چیزی غیر از کارش نبود.علاوه بر این مارکس مبنای تعارض طبیعی سیاسی را در روابط طبقاتی باز شناخت که این تعارض آنها را بسیار فراتر از موقعیت های اقتصادی قرار می داد.
بیشترین سهم مارکس در مطالعه قشربندی اجتماعی ملهم از تحلیل پرحرارتش از ابعاد طبقه است. طبقه از نظر مارکس یک مفهوم محوری برای شناخت فرایند اقتصادی مثل ارزش اضافی و همچنین برای فهم و درک فرایند اجتماعی اعم از سلطه ایدئولوژی،نهادهای اجتماعی و روابط بین اشخاص لازم بود.
در سوی دیگر نظریه قشربندی وبر وجود دارد که حول دو محور اصلی شکل گرفته بود. نخست اینکه قشربندی تجسم توزیع نابرابر قدرت است به بیان دیگر وضعیت در هر یک از مراتب اجتماعی به وسیله قدرت تثبیت می شود، که این وضعیت تثبیت شده می تواند در مقایسه با دیگر وضعیت ها قرار گیرد. وبر قدرت را به عنوان شانس یک فرد یا تعدادی از افراد در اعمال خواسته های خود در کنش جمعی با وجود مقاومت دیگران تعریف می کند. برای وبر طبقه مفهومی خاص داشت که هدف از آن توصیف روابط بازار بود. به علاوه وبر دو بعد دیگر یعنی منزلت و حزب را نیز تعریف کرد. (لئو نارد ریزمن، ۱۳۸۳،ص ۴۰)
به نظر وارنر قشربندی ناشی از قضاوت های جامعه در مورد فرد است. این ارزشیابی مبتنی بر عواملی چون شغل،مشارکت اجتماعی، پیشینه ی خانوادگی و سبک زندگی است. وی معتقد است منزلت یک مقوله واقعی است که روی تمام روابط بین افراد در جامعه اثر می گذارد. وارنر معتقد است که عوامل اقتصادی در زندگی اجتماعی تاثیر زیادی نداشته و آن را عامل فرعی در توجیه های خود از طبقه به کار برده است. او با تاکید بر عامل حیثیت و احترام به عنوان زمینه اصلی در ساخت طبقاتی به نظر می رسد که بیش از حد تحت تاثیر عامل ذهنی قرار گرفته باشد.به هر حال وارنر از اولین جامعه شناسان امریکایی بود که در بررسی قشربندی اجتماعی توجه دیگر جامعه شناسان را به اهمیت معیارهای شهرت جلب کرد.

مقایسه سبک های مقابله با استرس در ورزشکاران مرد و زن در دو سبک برخوردی و غیر برخوردی ووشو- قسمت ۸

– بیعلاقگی و افسردگی: بهنظر میرسد که حادثه یا عامل تنشزا روی شخص بیتأثیر است.
– وابستگی مطیعانه: شخص رفتاری شایسته از خود نشان نمیدهد و بهشدت مطیع است.
– تحریکپذیری توأم با پرخاشگری: در این واکنش فرد بهعامل خطر یا تنش حمله میکند.
هریک از این واکنشها کارایی جسمانی و ذهنی افراد را کاهش میدهند.

 

نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۲-۱۰-۵- الگوی بیوشیمی

 

سلیه پزشک و متخصص غدد درونریز بود و برداشت او از استرس بیشتر مفهوم فیزیولوژیکی و ریشه در جریآنانی بیولوژیک ارگانیسم داراست. الگوی ارائه شده وی به نشانگان سازگاری کلی معروف است. این الگو در سال ۱۹۳۶ ارائه شد. او در زمان دانشجویی، با بیمارانی مواجه شد که از علائم و نشانگان مشابهی همچون کاهش وزن، بی اشتهایی، کم شدن نیروی عضلات و فقدان امید و آرزو رنج میبردند. او مشاهده کرد که در برخورد با بیماری و حملات آن علائمی چون بزرگ شدن غدد، زخمهای معده و رودهای بهوجود میآید که اینها علائم ثابت و پایداری بودند. این تغییرات نشانگان عینی استرس شناخته شدند و پایههایی را برای رشد کامل مفهوم استرس فراهم آوردند.
همانگونه که قبلاً نیز اشاره شد، نظریه سلیه تحول پیدا کرد و نشانگان سازگاری کلی با سه مرحله مطرح شد که تظاهر بالینی وضعیت استرس است:
۱٫ مرحله هشدار: در این مرحله ارگانیسم بهسوی دستهای از محرکهایی که فرد بهطور ناگهانی در معرض آنان قرار میگیرد و با آنان سازگار نیست، واکنش نشان میدهد و خود دارای دو زیر مرحله است:
الف .مرحله شوک: واکنش اولیه و بیدرنگ بهعامل تنشزا که موجب بروز علائمی چون تپش قلب، فقدان آهنگ ماهیچهها، کاهش حرارت بدن و فشار خون میشود.
ب .مرحله ضدشوک: واکنشی است که نیروهای دفاعی بدن را بهکار میاندازد. در این مرحله غده فوق کلیوی فعالیت میکند و ترشح هورمونهای کورتیکوئید افزایش مییابد. این هورمونها در واقع ضد هیجاناند. سلیه و همکاران[۸۳] (۱۹۳۶) این مواد را عامل سازگارکننده میدانند، زیرا وجودشان به ارگانیسم امکان میدهد تا تأثیر مخرب محرکهای گوناگون داخلی و خارجی را خنثی کنند.
۲٫ مرحله پایداری: در این مرحله ارگانیسم کاملاً با عوامل تنشزا سازگار شده، در نتیجه، موجب کاهش و رفع علائم استرس میشود.
۳٫ مرحله فرسودگی: چون قدرت سازگاری ارگانیسم محدود است، عوامل تنشزای شدید، طولانی و سخت موجب فرسودگی میشوند. درصورتیکه علائم ظاهرشده ناشی از عوامل تنشزا یا نشانگان استرس ادامه یابند، منجر به ایجاد آسیب در ارگانیسم میشوند. همانطورکه مشاهده میشود، ارگانیسم نمیتواند در مرحله اول (هشدار) باقی بماند و ضرورت دارد که از آن وضع خارج شود، چون این مرحله موجب اتلاف نیروهای زیادی میشود و صرف انرژی نمیتواند برای مدت زیادی ادامه یابد، چرا که انرژی سازگاری فرد انرژی محدودی است. آزمایش روی حیوانات نشان میدهد ظهور و وجود عوامل تنشزا برای مدت مشخصی قابل تحمل است. بعد از خستگی و فرسودگی ناشی از عوامل تنشزای سخت، فقط خواب و استراحت است که میتواند پایداری موجود زنده را حفظ کند و اغلب سازگاری را بهسطوح قبلی برساند. بههر حال، ارگانیسم در اثر مصرف انرژی زیاد، بهتدریج فرسوده خواهد شد. انرژی سازگاری به دو نو ع تقسیم میشود که عبارتند از:
۱٫ انرژی سازگاری سطحی که بیدرنگ مورد استفاد واقع میشود.
۲٫ انرژی سازگاری عمیق که برای مقابله با عوامل تنشزا صرف میشود.
انرژی سطحی فقط میتواند فرسودگی را تا حدودی تخفیف دهد و برای سازگاری عمیقتر و کامل باید عوامل تنش را شناسایی و رفع کرد.

 

۲-۲-۱۰-۶- الگوی دوهرنوند

 

دوهرنوند[۸۴] (۱۹۶۱) با تغییراتی که در الگوی بیوشیمی سلیه انجام داد، الگوی خود را برای مطالعه اختلالات روانی در محیط اجتماعی ارائه داد. بهنظر او عوامل متعددی در واکنش به عامل تنشزا و بروز نشانگان استرس نقش دارند که مهمترین آنان عبارتند از:
۱٫ متغیرهای بیرونی که تعادل ارگانیسم را مختل میسازند؛
۲٫ عوامل واسطهای که میتوانند تأثیر عوامل تنشزا را تغییر دهند؛
۳٫ تعامل بین عوامل واسطهای و تنشزا که به بروز نشانگان استرس میانجامد؛
۴٫ تلاش ارگانیسم برای فائق آمدن بر عوامل تنشزا.
او تأکید کرد عوامل واسطهای درونی و بیرونی را نباید از نظر دور داشت. برداشت دوهرنوند (۱۹۶۱) از استرس دربرگیرنده کلیه عوامل درونی و بیرونی است که استرس ایجاد میکند.

 

۲-۲-۱۰-۷- الگوی متغیرهای روانشناختی و اختلالهای جسمانی

 

این الگو در سال ۱۹۷۱ توسط لوی و کاگان ارائه شد. آنان الگویی برای واسطههای روانی اجتماعی بیماریها ارائه دادند. هر تغییر روانی میتواند بهعنوان عاملی تنشزا یا محرکی که برانگیزاننده پاسخی بیولوژیک است، عمل کند. این محرکها در فرد تمایل به عمل را ایجاد می‌کنند و این تمایل متأثر از عوامل محیطی و ژنتیکی است. این تمایل ارگانیسم را برای انواع فعالیتهای جسمانی در موقعیتهای مختلف آماده میکند. بعضی از این فعالیتها ناسازگارند و به ایجاد استرس منجر میشوند. این پاسخ ناسازگار، پیشآگهی اختلال در عملکردهای فیزیولوژیکی و روانی است و اگر محرک همچنان ادامه داشته باشد، به بیماری منجر میشود. بیماری، ناتوانی یا شکست سیستم جسمانی- روانی در انجام وظایف اساسی خود است. لوی و کاگان همچنین فرض کردهاند که بین متغیرهای روانی، فیزیولوژیکی، ژنتیکی و محیطی تعامل وجود دارد که میتواند جریان بیماری را تسهیل کند (دابسون ، ۱۹۸۳ ؛ به نقل از کوهن و ویلیامسون[۸۵] ، ۱۹۹۱).
بهدنبال کارهای سلیه ۱۹۳۶و طرح نشانگان سازگاری کلی، این ایده مطرح شد که مهمترین عامل در چگونگی و نوع نشانگان استرس، تصورات شخصی و میزان ارزش و اهمیت موضوعی ویژه نزد فرد است، زیرا عامل تنشزایی که برای فردی منبع استرس و عامل بروز نشانگان استرس است، چه بسا برای شخص دیگری بههیچ وجه استرس ایجاد نکند. بههمین دلیل از سال ۱۹۶۰ به بعد لازاروس و فولکمن (۱۹۸۴) مفهوم «ارزیابی شناختی» را بهکار بردند. این اصطلاح در مورد ارزشگذاری مجدد و قضاوتهای مداوم شخص از خواستهها و محدودیتهای خود در روند تعامل با محیط، تواناییهای بالقوه و بالفعل خود بهکار برده شد. در واقع، لازاروس (۱۹۸۲) بنیانگذار این فرضیه است که دیدگاهها، پدیدهها را بهوجود میآورند. پدیدهها بهخودی خود خنثیاند، این دیدگاهها هستند که به پدیدهها معنا و مفهوم میبخشند. این الگو برای ارزیابی شناختی مراحلی قائل است:
– مرحله ارزیابی اولیه: ارزیابی اولیه به فرآیندهای شناختی ارزشگذاری مربوط میشود. افراد به این پرسش که آیا درحالت مطلوب یا رنج بهسر میبرند، بهگونهای متفاوت پاسخ میدهند، این مواجهه میتواند سه نتیجه در بر داشته باشد:
۱٫ واکنش نامربوط یا بیارتباط: مواجههای است که برای فرد هیچ گونه معنای ویژهای در بر ندارد. بنابراین، میتواند مورد غفلت و فراموشی واقع شود.
۲٫ واکنش مثبت و بیخطر: دربرگیرنده قضاوتهایی است که بیان کننده موضوع مطلوب و سودمندی است.
۳٫ واکنش تنشزا: شامل قضاوتهایی است که صدمه و نیستی را بهدنبال دارد، فرد را مورد تهدید قرار میدهد یا او را بهنحوی درگیر میکند (کوتاش ، ۱۹۸۵).
– ارزیابی ثانویه: پس از اینکه فرد به این پرسش پاسخ داد که آیا من در حال مطلوب یا رنج بهسر میبرم، به ارزیابی ثانویه میرسد. حال این پرسش مطرح میشود که من در مورد آن، چه کار می‌توانم انجام دهم؟ ارزیابی ثانویه به فرآیند قضاوتها، تواناییهای بالقوه برای مقابله، امکانات و محدودیتهای فرد اطلاق میشود.
– ارزیابی مجدد: ارزیابی شناختی، فرآیندی ایستا نیست و تغییر جهت پاسخها را نسبت به شرایط بیرونی و درونی موجب میشود. ارزیابی شناختی مجدد به تغییر در قضاوتهای ارزشگذاری فرد از موقعیت منتهی میشود. در مجموع، لازاروس (۱۹۸۲) در پاسخ به این پرسش که چرا افراد در برابر یک عامل تنشزا یا استرس یکسان مانند مرگ والدین یا همسر، واکنشهای متفاوتی نشان می‌دهند، میگوید: رفتار فرد در هر لحظه از زندگی تابع و برآیندی از عوامل زیر است:
– ساختار شخصیت فرد؛
– ارزیابی شناختی فرد از موقعیت؛
– توان بالقوه عامل تنشزا یا محرک .
در این الگو، علاوه بر عامل تنشزا به ارزیابی شناختی شخص نیز توجه شده است. نظریه لازاروس (۱۹۸۲) راهگشای سایر الگوهای شناختی شد. یکی از این الگوها توسط ریچاردسون و ولفلک (۱۹۸۴؛ بهنقل از کوتاش، ۱۹۸۵) مطرح شده است. در این الگو پاسخهای استرس نتیجهی مستقیم عوامل محیطی تلقی نمیشوند، زیرا عوامل محیطی بهخودی خود خنثیاند و نمیتوانند واکنشهای استرس را ایجاد کنند. استرس، حاصل ارزیابی، ادراک و تفسیر ارگانیسم از موقعیتها و رویدادهاست.
خواستههایی که برای شخص اهمیت زیادی ندارند، با احتمال کمتری استرس ایجاد میکنند و پیامدهای جدی نخواهند داشت. برعکس، خواستههایی که بههر دلیل برای شخص خیلی مهم جلوه میکنند، موجب بروز استرس میشوند. در الگوی ارزیابی شناختی فرد زنجیرهای از مراحل را برای هدایت عمل سازش یافته پیشبینی میکند که عبارتند از:
۱- مرحله تجسم: شامل ادراک و تفسیر اطلاعات برای تعریف خطر واقعی یا بالقوه است.
۲- مرحله طراحی عمل: شامل برنامهریزی برای حل مسئله یا مقابله است. این مرحله خود شامل گردآوری، انتخاب و تعیین روش اجرای راه حل و طراحی راه حلهای جایگزین است.
۳- مرحله نظارت: شامل مجموعهای از معیارها بهمنظور ارزیابی پاسخها و کوششهای مقابله شخص در قبال خطرهاست.
این الگو، با قبول این فرض که حداقل دو نوع حلقه پس خوراندی در موقعیتهای استرسزا در جهت خودنظمجویی فعالاند، نظریه پردازش موازی را پیشنهاد کرد. یکی از این حلقهها، برای تنظیم خطر(مهار خطر) و دیگری برای تنظیم هیجان (مهارهیجان) است. هر کدام از این سیستمها محتویات جداگآنانی دارند. سیستم مهار خطر شامل ادراک تهدید سلامتی و برنامهریزیها و واکنشهای انجام شده برای تغییر تأثیرات تهدید بر شخص است. سیستم مهار هیجان شامل شناخت و ادراک حالت فاعلی و برنامهریزیها و واکنشها به منظور ایجاد تغییر در حالت هیجان
ی شخص است (دوهرنوند،۱۹۸۶).

 

۲-۲-۱۱- سبکهای مقابله با استرس

 

روشهای بسیاری برای مقابله با استرس وجود دارد. بسیاری از این روشها ماهیت روان‌شناختی دارند. افراد متفاوت با توجه به ویژگیهای شخصیتی خود، هر یک روشی را برای مقابله با استرس برمیگزینند. برخی سعی میکنند به مشکلات زندگی با دید مثبت بنگرند، بعضی بهدنبال حمایت‌های اجتماعی میگردند و عدهای دیگر از آن میگریزند. به کارگیری راهبردهای مقابلهای مناسب بهمردم کمک میکند تا با استرس و تأثیرات ناشی از آن کنار بیایند.

 

۲-۲-۱۲- مفهوم مقابله

 

لازاروس و فلکمن (۱۹۸۶) مقابله را چنین تعریف کردهاند:
«تلاشهای رفتاری و شناختی که بهطور مداوم در حال تغییرند تا از عهده خواستههای خاص بیرونی یا درونی شخص که ورای منابع و توان وی ارزیابی میشوند، برآیند». براساس این تعریف، ۱٫ مقابله فرآیندی است که دائماً در حال تغییر است؛ ۲٫ مقابله بهطور خودکار انجام نمیشود، بلکه الگوی آموخته شدهای است برای پاسخگویی به موقعیتهای تنشزا؛ و ۳٫ مقابله نیازمند تلاش فرد برای مواجهه با استرس است.
در تعریف دیگری که لازاروس (۱۹۸۲) از مقابله ارائه میدهد، آن را تلاشهایی معرفی میکند که برای مهار (شامل تسلط، تحمل، کاهش دادن یا به حداقل رساندن) تعارضها و خواستههای درونی و محیطی که فراتر از منابع شخصاند، صورت میپذیرد. بنابراین تعریف مقابله شامل سازشیافتگی با موارد معمولی و مادی نمیشود، در عین حال علاوه بر آنکه اشاره به بعد کنشی و حل مسئله مقابله دارد، تنظیم پاسخهای هیجانی را نیز مد نظر قرار داده است. براساس این دو الگو مقابله دو عملکرد اصلی دارد: الف) تغییر ارتباط موجود بین شخص و محیط (متمرکز بر مسئله) و ب) مهار هیجانات تنشزا (تنظیم هیجان). منظور از مقابله متمرکز بر مسئله، تلاشهای شخص برای مقابله با منابع استرس از طریق تغییر رفتارهایی است که تداوم مشکل را در پیدارد یا براساس تغییر شرایط محیطی است. منظور از تنظیم هیجان، تلاشهای مقابلهای است که به سمت کاهش ناراحتی هیجانی و حفظ موقعیت مطلوب برای پردازش اطلاعات و انجام عمل، هدفگیری شده است. لازاروس و فلکمن (۱۹۸۶) معتقدند که در مقابله مؤثر، هر دو عملکرد معمولاً همزمان رخ میدهند.
شفر (۱۹۸۲) نیز مقابله را پاسخ سازش یافته جسم و روان درمقابل موقعیتهای استرسزا تعریف میکند. شفر با توجه به آنکه مقابله بتواند استرس را کاهش دهد، حذف کند یا از بین ببرد، یا حتی یک GAS کامل را قبل از آنکه به ارگانیسم صدمهای وارد آید تبدیل به یک مدار کوتاه کند، تحت عنوان مقابلههای مؤثر و نامؤثر طبقهبندی میکند.

 

۲-۲-۱۳- عوامل مؤثر بر انتخاب سبکهای مقابله

 

منابع شخصی مقابله، مجموعهی پیچیدهای از عوامل شناختی، شخصیتی و بازخوردی است که بخشی از توانایی روانی فرد را برای مقابله مهیا میسازد. منابع شخصی عبارتند از ویژگیهای زمینهای نسبتاً پایدار که انتخاب روشهای ارزیابی و مقابله را تحت تاثیر قرار میدهند. برخی از این ویژگیها عبارتند از تحول من، احساس کارآمدی شخصی، خوشبینی، احساس یکپارچگی، سبکهای شناختی، سبکهای دفاعی و مقابله، و تواناییهای حل مسئله (موس و اسکافر[۸۶] ، ۱۹۹۳).

 

۲-۲-۱۳-۱- تحول من

 

لوئهوینگر [۸۷](۱۹۶۷) از تحول من با عنوان «صفت مسلط» یاد کرده است. تحول من شامل فرآیندی است که طی آن تجارب جدید شخص، در یک کل مرتبط با هم یکپارچهسازی میشود. «من» طی مراحل رشد خود به ادراک متفاوتی از خود و دنیای اجتماعی میرسد. هر مرحله از نظر سازماندهی ساختاری با مراحل دیگر تفاوت کیفی دارد. اگر چه مراحل تحول از ثبات برخوردارند، ولی در آخرین مرحله از رشد تفاوتهای میان افراد آشکار میشود. تحول من با الگوهای پیچیده رفتار از قبیل کمک به دیگران، همدلی و تحول اخلاقی مرتبط است.

 

۲-۲-۱۳-۲-کارآمدی

 

افرادی که احساس کارآمدی شخصی بیشتری دارند، اغلب در مواجهه با موقعیتهایی که مستلزم چالشگری است، برخوردی فعال و پیگیر دارند. درحالی که افرادی که از کارآمدی کمتری برخوردارند، یا از این موقعیتها اجتناب میورزند و یا واکنشی انفعالی دارند.

بررسی روابط اجتماعی در آثار سعدی و تطبیق آن با نهج البلاغه- قسمت ۲۹

«به دولت کسانی سر افراختند
تکبّر کند مرد حشمت پرست

 

 

 

 

که تاج تکبّر بینداختند
نداند که حشمت به حلم اندرست »

 

 

(یوسفی،بوستان،ص۱۲۷)
۵-۳-۵- وفای به عهد
یکیاز اصولی که باعث استحکام روابط اجتماعی می شود؛ وفای به عهد است. اهمیّت «وفای به عهد و پیمان» تا جایی است که خداوند درآیه نخست از سوره مبارکه مائده به آن توصیه کرده و می فرماید:
«یَا أَیُّها الَّذینَ امََنوا أَوفُوا بِالعُقُود …؛ ای اهل ایمان (هر عهد که با خدا و خلق بستید) به عهدو پیمان خود وفا کنید.» (سوره مائده /۱)
و تأکید به آن در روایات اسلامی بسیار زیاد است به عنوان مثال در روایتی آمده است: «المُؤمنُ اِذا وَعدَ وفَی؛ مؤمن زمانی که وعده دهد به آن وفا می کند.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:عِدَهُ المُؤمنِ أخاهُ نَذرٌ لا کَفَّارَهٌ لَهُ فَمَن أَخلَفُ فَبِخُلفَ اللهِ بَدَءَ ولِمَقتِهِ تَعَرَّضَ وَذلکَ قَولُهُ:یا ایُّها الَّذینَ آمَنوُا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفعَلُون،کَبُرَ مَقتاً عِندَاللهِ أن تَقُولوُا مَا لا تَفعَلوُن؛ وعده دادن مؤمن به برادرش، مانند نذر است؛با این تفاوت که در صورت تخلّف کفاره ندارد.پس کسی خلاف وعده عمل کند، به خلف وعده با خدا اقدام کرده و خود را در معرض دشمنی و نفرت خدا قرار دارده است. دلیل این مطلب قول خدای متعال است که فرمود:«ای کسانی که ایمان آورده اید!چرا می گویید چیزی را که انجام نمی دهید؟چه بسیار نفرت انگیز است نزد خدا، اینکه بگویید چیزی را که انجام نمی دهید.(وسایل الشیعه،ج۸،ص۵۱۵)
هم چنین امام باقر(ع) به نقل از پدر بزرگوارشان فرمود:کسی که چهار خصلت داشته باشد؛اسلامش کامل شده و از گناهانش پاک گشته و پروردگارش را در حالی که خدایش از او راضی و خشنود است ملاقات می کند:مَن وََفی لِلَّهِ عَزَّوجَلَّ بِمَا یَجعَلُ عَلَی نَفسِهِ للنَّاسِ وَ صَدَقَ لِسانِهِ مَعَ النَّاسِ وَاستَحیَا مِن کُلِّ قَبیحِ عِندَ الله ِوَ عِند النَّاسِ وَ حَسَّنَ خُلقُهُ مَعَ اَهلِهِ.(بحارالانوار،ج۷۲ص۹۳)۱-کسی که به آنچه بین مردم پیمان می بندد و قرار می دهد،برای خدای عزّوجل به انجام رساند.
۲-زبانش را با مردم راست گرداند(راستگو باشد).
۳-و از انجام هر زشتی نزد خدا و مردم حیا کند.
۴-اخلاقش را با خانواده اش نیکو گرداند.
امام علی (علیه السّلام) و سعدی نیز در وفای به عهد، سخنان شنیدنی بسیاری دارند، امام علی (علیه السّلام) باز در خطبه ای دیگر در مورد ارزش وفاداری می فرماید و آن را همراه با راستی می داند.
«یَا أیُّها النّاسُ إِنَّ الوَفاءَ توأَمُ الصِّدقٍ و َلا أَعلَمُ جُنَّهٌ اَوقَی مِنه؛ ای مردم! وفا همراه راستی است که سپری محکم تر و نگهدارنده تر از آن سراغ ندارم.» (نهج البلاغه، ص ۳۹، خطبه ۴۱)
یا
«المسؤولُ حُرُّ حتَّی یَعِدُ؛ کسی که چیزی از او خواسته اند تا وعده نداده آزاد است.» (همان، خطبه ۳۳۶ ،ص۴۲۱)
امام علی (علیه السّلام) در ضرورت حفظ عهد و پیمان می فرماید: «إِعتَصِمُوا بِالذِّمَمِ فِی اَوتَادِها؛عهد و پیمان را پاس دارید به خصوص برای وفادارانش.(نهج البلاغه،حکمت۱۵۵،ص۳۹۰)
سعدی باز با همان لحن مشفقانه و دلسوزانه در پندی پدرانه، آدمی را به وفاداری توصیه و
سفارش می کند:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

«پسری را پدر وصیّت کرد
هر که با اهل خود وفا نکند
کای جوانمرد یاد گیر این پند
نشود دوست روی و دولتمند »

 

(یوسفی،گلستان، ص ۱۵۸)
سعدی گاهی از بی وفایی ها شکایت می کند:

 

 

 

 

 

 

 

 

بررسی کارکردها و پیامدهای پیامک در میان جـوانان

  1. کنند و رفتار آنها را نظم می بخشند ( دادگران، ۱۳۸۵: ۸۷-۸۵).

 

۲-۳-۲- مارشال مک لوهان
نام یکی از مهمترین کتابهای مک لوهان که به سال ۱۹۶۴ انتشار یافت، شناخت وسایل ارتباطی توسعه انسان میباشد. همانگونه که از عنوان کتاب پیداست، مک لوهان وسیله ارتباطی را توسعه و امتداد نیروهای جسمی انسان می داند. خواه این وسیله کتاب باشد و خواه رادیو، تلویزیون، سینما، اتومبیل، لامپ الکترونیکی و یا لباس تن. به عقیده مک لوهان انسان از وسایل ارتباطی در جهت گسترش و توسعه حواس خود استفاده می کند. بدین طریق چرخ توسعه پاست. کتاب توسعه چشم است و لباس توسعه و امتداد پوست بدن است. در نتیجه تصمیم انسان مبنی بر اینکه از کدامیک از وسایل ارتباطی استفاده کند و کدامیک از حواس خود را توسعه دهد، کلیه خصوصیات فکری و رفتاری او و محیطش را عمیقاً تحت تاثیر قرار می دهد و باعث می شود که درک متفاوتی از جهان هستی پیدا کند.مک لوهان بر این عقیده است که وسایل ارتباطی محیط را تغییر می دهند و در نتیجه رابطه و نسبت معینی از ادراکات حسی را در ما بوجود می آورند.
مک لوهان تاریخ بشر را به سه دوره تقسیم می کند. ابتدا یک دوره بسیار طولانی که در آن فرهنگ شفاهی و حس سامعه غالب بوده و مظاهر فرهنگ آن عبارت بودند از نقل اشعار و افسانه ها و نمایش تراژدیها. این دوره با اختراع چاپ پایان یافت. پس از آن دوره بسیار کوتاه «کهکشان گوتنبرگ» آغاز شد که از زمان اختراع چاپ تا ظهور وسایل ارتباطی در نیمه دوم قرن بیستم به طول انجامید؛ و بالاخره دوره کنونی که عصر ارتباطات الکترونیکی و غلبه حس لامسه و بازگشت به خصوصیات فرهنگ شفاهی است.
مک لوهان معتقد است که با نشر فرهنگ الکترونیکی، خصوصیات مربوط به فرهنگ شفاهی دیگر بار بر جوامع مدرن غالب می شود. او می گوید که نقل و انتقال سریع اطلاعات که حاصل امکانات الکترونیکی پیشرفته است سبب شده جهان روز به روز کوچکتر شود، تاجایی که هم اکنون گویی در یک دهکده بزرگ زندگی می کنیم و چون گذشته های دور اطلاعات را از راه گوش بدست می آوریم. در دنیای ما «دنیای تکنولوژی الکترونیکی رابطه زمان و فضا را آنچنان بر هم زده است که خواه ناخواه خود را در ورطه ای هولناک می بینیم. احساس می کنیم آنچه دوروبرمان را فراگرفته غیرمنطقی است و اگزیستانسیالیسم تنها فلسفه ای که می تواند بیان کننده وضع و حالت ما باشد» (رشیدپور،۱۳۵۴: ۱۸۴).
چند دهه پیش مارشال مک لوهان، واژه دهکده جهانی را ابداع کرد. به اعتقاد وی، پیشرفتهای اخیر در رسانه های التکرونیکی، جهان را تبدیل به دهکده ای کوچک ساخته است. مک لوهان، شتاب و سرعت را از ویژگی های اصلی در عصر رسانه های الکترونیکی می داند. به اعتقاد وی شتاب و سرعت به سوی بی نهایت و هدف اصلی آن، حذف فضا است و نتیجه سرعت، تغییرپذیری ارزشهاست (مک لوهان، ۱۳۷۷: ۱۱۰). به گفته وی عصر الکترونیک، انسانها را به جایی رسانید که به شدت احساس کنند که به یکدیگر وابسته اند (پیشین: ۳۷۳).
مهمترین ویژگی فناوریهای ارتباطی، از نظر مک لوهان عبارت است از:

 

 

    1. سرعت بالای این فناوریها، بطوری که الکتریسیته، یک شبکه جهانی شبیه سیستم اعصاب مرکزی انسان بوجود آورده که به ما امکان می دهد، جهان را همچون کل واحد درک کنیم و هر حادثه محلی، انعکاس جهانی داشته باشد.

 

    1. سیاسی شدن و تشدید آگاهی ها سیاسی و اجتماعی انسانها

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

  1. رمز زدایی از انسان و جامعه، بدین معنی که عصر جدید عصر ابهام زدایی از انسان، جامعه و تاریخ است و دیگر خرافه ها، بعنوان واقعیت تجلی نمی کند (ساروخانی، ۱۳۷۳: ۳۲).

 

البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که در مطالعات مک لوهان، چندان که باید به فرستنده پیام، رمز و ابزاری که پیام بواسطه آن ارسال می شود توجهی نشده و مورد بررسی و تحلیل شایسته قرار نگرفته است. انتقاد دیگری که عموماً به کار او وارد شده است ، اعتقاد وی به تکامل گرایی خطی است که این موضع پیوند نزدیکی با جبر تکنولوژیک دارد، از آن جهت که تغییر اجتماعی، فرهنگی ، سیاسی و حتی زیست شناختی را بصورت نتیجه ناگزیر تکنولوژی به تصویر می کشد.
۲-۳-۳- دنیس مک کوایل
مک کوایل، با اذعان به این که برای باور به نقش رسانه ها به عنوان متغیر اساسی در فرایند ارتباط، نیازی به اعتقاد به جبرگرایی تکنولوژیک نیست، چهار مقوله اصلی رسانه های جدید را شناسایی و معرفی می کند:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

 

 

    1. رسانه ارتباطات میان فردی: این مورد شامل تلفن، موبایل و ایمیل است. در کل، محتوا خصوصی و دارای تاریخ انقضاء کوتاه، و روابط شکل گرفته مهم تر از اطلاعات انتقال یافته است.

 

    1. رسانه [ایفای] نقش تعاملی: شامل بازی های ویدئویی و کامپیوتری، به علاوه وسایل و امکانات واقعیت مجازی است. مهم ترین نوآوری در این مورد، تعاملی بودن و غلبه «فرایند» بر رضامندیهای [حاصل] از استفاده می باشد.

 

    1. رسانه جست وجوی اطلاعات: اینترنت یا تارنمای جهان گستر، مهم ترین مورد از این نوع رسانه است که منبع گسترده ای برای دسترسی تلقی می شود. اینترنت همچنین مجرایی برای بازیابی و اصلاح اطلاعات است.

 

  1. رسانه مشارکت جمعی: این مقوله به ویژه شامل استفاده از اینترنت برای مشارکت و مبادله اطلاعات، عقاید و تجربه و توسعه روابط شخصی فعال است. دامنه استفاده حتی به جنبه های احساسی و عاطفی نیز گسترش می یابد (مک کوایل،۲۰۰۶: ۱۴۲ به نقل از مهدی زاده، ۱۳۸۹: ۳۰۲).

 

در یک جمع بندی کلی، ابعاد و ویژگی های رسانه های جدید را می توان چنین برشمرد:

 

 

    • تعاملی بودن: امکان پاسخگویی یا نوآوری و خلاقیت به وسیله کاربر برای عرضه دیدگاه هایش به منبع یا فرستنده.

 

    • حضور اجتماعی: اساس ارتباط شخصی با دیگران که با استفاده از رسانه ها ایجاد می شود.

 

    • غنای رسانه ای: پیوند بین چارچوب های متفاوت ارجاع، تقلیل ابهام، فراهم کردن علائم و نشانه ها و… به وسیله رسانه ها.

 

    • استقلال (خودمختاری): کنترل کاربر بر محتوا و استفاده و نیز استقلال او از منبع.

 

    • بازیگوشی: استفاده برای سرگرمی و لذت، علیه فواید و ابزاری بودن.

 

    • خصوصی (خلوت) بودن: استفاده از رسانه یا محتوای خاص.

 

  • شخصی بودن: شخصی و منحصر به فرد بودنِ محتوا و استفاده (پیشین:۱۴۳ به نقل از پیشین: ۳۰۲).

 

مک کوایل با اشاره به چهار بعد نظریه ارتباطات جمعی شامل «قدرت و نابرابری»، «یکپارچگی اجتماعی و هویت»، «تغییر اجتماعی و توسعه» و «زمان و مکان» می نویسد: «این مضامین با وضعیت و ویژگی های رسانه های جدید خیلی مناسب و جفت و جور نیست. برای مثال، تلقی رسانه های جدید به عنوان ابزار تصرف و اعمال قدرت، بسیار مشکل است. همچنین رسانه های جدید از جمله اینترنت را نمی توان دارای مالکیت و دسترسی انحصاری به گونه ای که محتوا و گردش اطلاعات در آن به آسانی کنترل می شود، دانست؛ [چرا که] الگوی ارتباطی در آن افقی است، و دولت و مقررات حقوقی نمی تواند همانند رسانه های قدیم آن را کنترل و مقررات گذاری کند. در مقایسه با رسانه های قدیم، هم اینک فرصتهایی نسبتاً برابر برای دسترسی به رسانه های جدید به عنوان فرستنده، دریافت کننده، تماشاگر یا مشارکت کننده در فرایند ارتباط وجود دارد. با این حال، دلایلی وجود دارد که رسانه های جدید را ابزاری مؤثر در اعمال قدرت از طریق نظارت بر کاربران تلقی کنیم (پیشین:۳۰۳).
در ارتباط با مقوله وحدت و هویت، باید اذعان نمود که رسانه های جدید نیروی پاره پاره کننده هستند. سهم اصلی و بنیادی رسانه های جدید، پیوندِ شکافِ در حال وقوع بین جهان خصوصی و عمومی یا به عبارتی، «زیست جهان» و سازمانها و نظام های اجتماعی است. البته این شکاف می تواند به واسطه بزرگراه های الکترونیکی جدید افزایش نیز بیابد. در مقایسه با تلویزیون، رسانه های جدید می توانند نقش مستقیم در پروژه های زندگی فردی ایفا کنند (راسموسن، ۱۶۰:۲۰۰۰ به نقل از پیشین). خلاصه این که، رسانه های جدید به جاگیری مجدد افراد بعد از آثار ازجاکندگی مدرنیزاسیون کمک می کنند.
در ارتباط با پتانسیل تغییر اجتماعی و توسعه، تفاوتی اساسی بین رسانه های جمعی و رسانه های جدید وجود دارد. رسانه های جمعی می توانند به طور نظام مند برای اهداف و برنامه های توسعه مانند بهداشت و سلامت، کنترل جمعیت، نوآوری تکنیکی و… مورد استفاده قرار بگیرند. در مقابل، فناوری های جدید، استفاده های نامحدود و غیرهدفمند دارند و محتوای آن ها فاقد جهت گیری و کنترل است. با این حال، رسانه های مبتنی بر مشارکت، تناسب بهتری برای ایجاد تغییر دارند، زیرا دارای دربرگیری و انعطاف بیشتری هستند. در ارتباط با مقوله زمان و مکان، باید گفت که «رسانه های قدیم» در پیوند با مکان بودند. اگرچه این رسانه ها [دارای ویژگی] جابه جایی فیزیکی و حمل و نقل سریع بودند، اما ظرفیت آن ها محدود و ارسال و دریافت پیام به میزان زیاد وابسته به مکان بود. در مقابل، فناوری جدید ارتباطی ما را از بسیاری از الزام ها و محدودیت ها آزاد کرده است. با این حال به دلایل اجتماعی و فرهنگی، بخشی از فعالیت های ارتباطی به مکان وابسته است. اینترنت علی رغم فقدان حد و مرزهای آشکارش، هنوز منطبق با قلمرو جغرافیایی و حد و مرزهای زبانی و ملی است (به نقل از پیشین).
۲-۳-۴- نظریه استفاده و رضامندی
رویکرد « کاربردها و خشنودسازی» یا «استفاده و رضامندی»، یکی از مشهورترین نظریات ارتباط جمعی است. در این  رویکرد که به مخاطبان رسانه‌ها پرداخته می‌شود، تأکید می‌شود که انگیزۀ مخاطبان در مصرف محصولات رسانه‌ای، رضامندی و ارضای برخی از نیازهای تجربه‌شده آنان است؛ مصرف نیز به سمت و سوی این رضامندی جهت‌گیری شده است (اسولیوان، ۱۳۸۵: ۴۱۳).
این نظریه که به عنوان نظریه «روابط مخاطب رسانه‌ها » نیز مشهور است به جای پیام، بر مخاطب تأکید می‌کند و بر خلاف نظر تأثیرات شدید رسانه، مصرف‌کنندۀ رسانه را به جای بیان رسانه، به عنوان نقطۀ آغاز فرض می‌کند و معتقد است مخاطب از میان مجاری ارتباطی و محتواهایی که به وی عرضه می‌شود، بر اساس نوعی ملاک، دست به انتخابی آگاهانه و انگیزه‌دار می‌زند.
در این رویکرد، برخلاف بیشتر پژوهش‌های ارتباطی قبل از خود که معطوف به آثار رسانه بر روی مخاطبان بوده‌اند، بر این سؤال که مردم چه کاری با رسانه‌ها می‌کنند، تمرکز شده و برخاستگاه و پویایی اجتماعی و روان‌شناختی نیازهای فردی تأکید می‌شود (اسولیوان، ۱۳۸۵: ۴۲۰). پرسش اساسی نظریه استفاده و رضامندی این است که چرا مردم از رسانه ها استفاده می کنند و آنها را برای چه منظوری به کار می گیرند. پاسخی که به اجمال داده می شود این است که مردم برای کسب راهنمایی، آرامش، سازگاری، اطلاعات و شکل گیری هویت شخصی، از رسانه ها استفاده می کنند (مک کوایل، ۱۳۸۵: ۱۰۴).
مک‌کوایل در چارچوب همین نظریه، نیازهای مخاطب را که رسانه‌ها به شیوه‌های گوناگون سعی در فراهم کردن آنها برای رضامندی مخاطب دارند را از این قرار می‌داند:

 

 

    1. سرگرمی

 

    1. هویت شخصی

 

    1. – نظارت

 

  1. روابط شخصی (پیشین: ۴۱۴).

 

در برداشت کارکردگرایانه از این موضوع مک‌کوایل در کتاب نظریه ارتباطات جمعی اینگونه بیان می‌کند: «خاستگاه‌های اجتماعی و روان‌شناختی نیازها، که به وجودآورنده توقعات ما از رسانه‌‌ها (یا مشغول شده به فعالیت‌های دیگر) که به نوبه خود باعث ارضای نیازها و پیامدهای دیگری که عمدتا ناخواسته هستند می‌شود». مک‌کوایل در ادامه خاطرنشان می‌کند، بنابراین علت استفاده از رسانه، تجربه کردن مسائلی است که از شرایط اجتماعی و روانی ناشی می‌شود؛ مسائلی از قبیل جست‌و‌جوی اطلاعات، تماس اجتماعی، انحراف توجه، فراگیری اجتماعی و رشد، که برای حل این امور و برآوردن این نیازها مخاطب متوسل به رسانه‌ها می‌شود (مک کوایل، ۱۳۸۵: ۳۳۱).
برداشت‌ با توجه به تجدید نظرهایی که مدتی بعد در نظریه استفاده و رضامندی رخ داد، اکنون به گونه دیگری اصلاح شده است: شرایط اجتماعی و ساختار روانی مخاطب مشترکاً بر عادات کلی استفاده از رسانه اثر می‌گذارند و اعتقاد و توقع مخاطب درباره نفعی که از رسانه‌ می‌توان برد(که عمل مشخص انتخاب و مصرف رسانه توسط او را شکل می‌دهد)، قضاوت درباره ارزش تجربه استفاده از رسانه‌ها  را به دنبال دارد و احتمالا به کاربرد فواید حاصل شده در سایر عرصه‌های تجربه و فعالیت اجتماعی منجر خواهد شد.
رابین (۱۹۹۳) پنج فرض بنیادین نظریه استفاده و رضامندی را مشخص کرده است:

 

 

    1. مردم در استفاده از رسانه ها دارای هدف و انگیزه هستند. چنین رفتار هدفمندی برای آنها سودمند است و پیامدهایی برای خودشان و جامعه دارد.

 

    1. مردم برای برآورده ساختن نیازها یا امیال خود، از منابع و محتوای ارتباطی استفاده می کنند. استفاده از رسانه ها، بمنظور کسب رضایت یا منفعت از جمله جستجوی اطلاعات برای تقلیل شک و تردید و حل مسائل و مشکلات شخصی است.

 

  1. عوامل اجتماعی و روانشناختی، واسطه رفتار ارتباطی است. رفتار ارتباطی پاسخی به رسانه ها به میانجی وضعیتهای اجتماعی و روانشناختی مانند تعامل میان فردی، مقوله اجتماعی و شخصیت است.

سیاست جنایی ایران در خصوص جلوگیری از سوء استفاده مأمورین دولت از مقام خود- قسمت ۶

برخی معتقدند که « پدیده جنایی برای آنکه در کلیت خود درک شود ایجاب می کند که در کنار فعل ضد اجتماعی و جرم انسان بزهکار و حالت خطرناک او مد نظر قرار گیرد[۱۸].» به این ترتیب ، عناصر پدیده جنایی یعنی مفهوم مجرد حقوقی (فعل ضد اجتماعی و جرم ) و نیز واقعیت انسانی و اجتماعی ( انسان بزهکار و حالت خطرناک او ) تمایز پیدا می کنند . لیکن ، این دو عنصر متمایز در تجزیه پدیده جنایی ، باید سرانجام با هم ترکیب شوند .

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

ج)تعریف سیاست جنایی [۱۹]:

 

اصطلاح سیاست جنایی در تألیفات حقوقدانان ایرانی قدمتی هفتاد ساله دارد . این اصطلاح برای نخستین بار بیش از دو سده پیش توسط حقوقدانان آلمانی از جمله فوئر باخ [۲۰]و کلاینشرد[۲۱] در قالب واژه criminal politik وارد ادبیات حقوق کیفری شد[۲۲] .
فوئر باخ سیاست جنایی را «مجموعه شیوه های سرکوب گرانه ای که دولت با استفاده از آن ها علیه جرم واکنش نشان می دهد » تعریف کرده است[۲۳] . سیاست جنایی در تفکر او اگر چه مبتنی و مجهز
به تدبیرها و وسایلی است که از نظر ماهیت عمدتا قهر آمیز و تنبیهی هستند ولی جنبه رسمی یعنی دولتی دارد و توسط قوای عمومی تشکیل دهنده حاکمیت به اجرا گذاشته می شود . بدین ترتیب در نظر فوئر باخ سیاست جنایی به تدبیر ، چاره اندیشی و پاسخ کیفری دولت یا حکومت به جرم و بزه منحصر می شود .
پس از ارائه از این تعریف ، دانشمندان و حقوقدانان بسیاری در تألیفات و مقالات خود به تجزیه و تحلیل مفهوم فوق پرداخته و با تحدید و توسعه دامنه شمول سیاست جنایی به تبیین اهداف
مقام های مسئول اجرای سیاست و وسایل وابزارهای لازم برای اعمال آن ، همت گماردند . برخی سیاست جنایی را در مفهوم مضیق و برخی در مفهوم موسع تعریف کرده اند .در تعریف مضیق ،
« سیاست جنایی معادل حقوق کیفری یا سیاست کیفری است که مبتنی بر جرم ، مجازات و
قانون – قضا می باشد ، البته با لحظ کردن عقلانیت در آن . »[۲۴]
در مفهوم موسع نیز تعریف های مختلفی از سیاست جنایی شده است . برخی از نویسندگان در تعریف آن می گویند:«وقتی سیاست جنایی را در تعریف موسع آن در نظر می گیریم ، به معنای پاسخ کل جامعه به مشکلات ایجاد شده به وسیله پدیده جنایی است .»[۲۵]مارک آنسل[۲۶] پرچمدار مکتب
« دفاع اجتماعی نوین » با انتشار کتاب خود به همین عنوان در سال ۱۹۵۴ جنبش جدیدی در علم سیاست جنایی ایجاد کرد . وی در تحلیل از مبانی مکتب دفاع اجتماعی می نویسد :« سیاست جنایی عبارت از انتخاب هایی است که جامعه ، یعنی عملاً قانونگذار و قاضی ، در تعیین جرایمی که در قانون آن ها را سرکوب می کند و به منظور تأمین«حمایت از افراد صالح » معمول
می دارد» .[۲۷] از دیدگاه ایشان سیاست جنایی علم مشاهده و هنر یا استراژدی اصولی و سازمان یافته واکنش ضد جنایی می باشد.[۲۸] در دوران معاصر ، در عین محور بودن حقوق کیفری به عنوان جزء اصلی و رویت پذیر سیاست جنایی ، به جنبه های علمی و نظری اشکال مختلف کنترل اجتماعی پرداخته شده است . به عقیده خانم کریستین لازرژ[۲۹] سیاست جنایی یک تامل و تفکر معرفت شناسانه درباره پدیده مجرمانه ،درک این پدیده و وسایلی است که برای مبارزه بر ضد رفتارهای حاکی از انحراف یا بزه کاری به اجرا گذاشته می شود .[۳۰] از طرفی خانم می ری دلماس مارتی سیاست جنایی را شامل « مجموعه روش هایی می داند که هیات اجتماع با توسل به آن ، پاسخگویی به پدیده جنایی را سازمان می بخشد.»[۳۱]
مولفه های وجوه بارز تعریف خانم می ری دلماس مارتی بدین شرح می باشد که :
اولاً – بر خلاف تعاریف گذشته شیوه ها و روش های مورد استفاده در این تعبیر از سیاست جنایی با مقید گردیدن به قیود خاصی محدود نگردیده است ، لذا دامنه آن از این جهت گسترش قابل توجهی یافته است . تا نیمه اول قرن۲۰ دولت ها به عنوان تنظیم کننده روش های مبارزه علیه جرم توجه بیشتری به ابزارهای سرکوبگرانه کیفری می کردند ، ولی در تعریف خانم می ری دلماس مارتی هیأت اجتماع مفهومی اعم از دولت و جامعه مدنی دارد و با کمک هم امر مدیریت و کنترل بزه را سامان
می بخشند .
ثانیاً-به عقیده خانم می ری دلماس مارتی در امر کنترل پدیده مجرمانه جامعه نباید در انتظار حدوث یک واقعه بزهکارانه بنشیند و پس از وقوع عکس العمل نشان بدهد ، بلکه جامعه مدنی بایستی همزمان به مظاهر بزه و وضعیت های ما قبل آن حتی اگر فاقد وصف مجرمانه باشد ، پاسخ دهند . با این اوصاف پاسخ به پدیده بزهکارانه در این نظر هم شامل مرحله پیش از ارتکاب جرم می گردد و هم نیز پس از آن را نیز شامل می گردد در تعریف مزبور بر خلاف تعاریف سنتی تنها جرم مرکز و محور سیاست جنایی نمی باشد ، بلکه کژروی را نیز شامل می گردد . [۳۲]
به عقیده آقای دکتر نجفی ابرند آبادی در مقام مقایسه میان نظریه خانم دلماس مارتی با سایر نظریات پیش گفته ، جامعیت بیشتری مشخص می باشد و تبیینی مناسب تر از مفهوم سیاست جنایی بیان داشته است . [۳۳]
هدف اصلی از سیاست جنایی جلوگیری از وقوع جرم است ولو با اعمال سرکوبی و مجازات باشد ، زیرا با مفهوم دفع جرم و مجازات بعد از تحقق جرم متضاد نیست و بلکه متمم یکدیگرند ودر واقع مجازات هم یکی از وسایل دفع جرم و جلوگیری از آن است بدون اینکه مهمترین تلقی گردد .[۳۴]
در کل می توان با در نظر گرفتن تعاریف یاد شده سیاست جنایی را چهار چوبی منسجم بر
پاسخ های سازماندهی شده به پدیده مجرمانه در معنای عام ، شامل جرم و انحراف با هدف پیشگیری دانست .
گفتار دوم :اقسام سیاست جنایی

سیاست جنایی دارای اقسام سیاست جنایی تقنینی ، سیاست جنایی قضایی ، سیاست جنایی اجرایی ، سیاست جنایی مشارکتی می باشد که در این گفتار اشاره مختصری به این گونه های مختلف سیاست جنایی می شود.

 

پایان نامه

 

۱-سیاست جنایی تقنینی

 

این نوع سیاست در واقع همان تدبیر قانونگذار در موضوع و واکنش علیه جرم می باشد که موثرترین نوع سیاست جنایی است . چرا که اتخاذ تدابیر کیفری و غیر کیفری از طریق وضع قانون در راستای پیشگیری از وقوع جرم بر عهده این گونه سیاست جنایی است و مهمترین ویژگی آن جلوگیری از تورم و فزونی و نیز جلوگیری از پراکندگی قوانین می باشد . [۳۵]
با توجه به این که قانونگذار همیشه در وضع قانون اهدافی را دنبال می کند در اصل سیاست جنایی تفنینی در بردارنده اصولی است که رعایت آن ها،مقنّن را در دسترسی هر چه سریع تر و بهتر به اهدافش کمک می کند.

 

۲-سیاست جنایی قضایی

 

سیاست اعمال شده از طرف قوه قضاییه و بویژه قضات دادگستری برای اجرا و در جریان اجرای قانون است. در واقع سیاست جنایی قضایی برونداد سیاست جنایی تفنینی در جریان رسیدگی قضایی است.این سیاست تفسیری است که قضات دادگاه ها در حین اجرای قانون بعمل می آورند و آن را به اجرا می گذارند که ممکن است لزوماً انطباق کامل با سیاست جنایی تفنینی نداشته باشد به این دلیل که پیام های قانونگذار در زمینه سیاست جنایی به صورت های متفاوت درک و پذیرفته می شوند.

 

۳-سیاست جنایی اجرایی

 

سیاستی که قوه مجریه و اجزاء آن از جمله پلیس در راستای اجرای سیاست جنایی تقنینی و به منظور پیشگیری از وقوع بزه یا گسترش آن در جامعه اتخاذ می کند .
به عبارتی دیگر« سیاست قوه مجریه در زمینه کنترل جرم که ناظربر نحوه اجرای قوانین و رویه های قضایی است را سیاست جنایی اجرایی می گویند . »[۳۶]
با وجود استقلال قوای سه گانه از یکدیگر حکومت ها ناگزیر هستند که برای اعمال قوانین درونی از قوه مجریه استفاده کنند ، برآیند این مسئله به این صورت می باشد که قوه مجریه از سیاست های خاص خود پیروی کند و تبعاً سیاست های جنایی ترسیم شده در اختلاط با رویکردهای خاص مجریان وجوهی خاص به خود بگیرد. بنابراین سیاست جنایی اجرایی به معنای نحوه درک و اجرای قوانین و احکام قضایی در مورد کنترل و واکنش های ضد آن می باشد .

 

۴-سیاست جنایی مشارکتی

 

یکی از ویژگی های سیاست جنایی پاسخ به پدیده مجرمانه توسط نهادهای غیر دولتی است . این بخش از سیاست جنایی که مربوط به مشارکت نهادهای غیر دولتی در پیشگیری و پاسخ دهی به پدیده مجرمانه می شود سیاست جنایی مشارکتی نام دارد .

 

گفتار سوم:تبیین مفهوم دولت

 

دولت یکی از پیچیده ترین و مهمترین تاسیسات بشری است . دولت از جمله مباحث عمده در علوم مختلف سیاسی ، فلسفه ، حقوق و بویژه حقوق اساسی است لیکن اشاره مختصری به این مفهوم می شود .
الف)مفهوم لغوی: دولت در فرهنگ لغت دارای معانی متعددی است از جمله : «آنچه به گردش زمان و نوبت از یکی به دیگری برسد ، گردش نیکی به سود کسی ، دارایی ، ثروت مال و در اصطلاح سیاست ، زمان سلطنت و حکومت بر یک کشور ، و نیز هیئت وزیران ، رئیس جمهور .» [۳۷]
همچنین در گنجینه لغات دولت به معنی« گروهی که بر کشور حکومت کنند ، رهبران سیاسی جامعه، عنوان قوه مجریه و هیاتی که اداره کشور یا یک واحد سیاسی نظیر آن را بر عهده دارد» ، نیز آمده است . [۳۸]
ب)مفهوم اصطلاحی :دولت را در ساده ترین شکل می توان یک تشکل سیاسی دانست که قدرت برتر را در داخل مرزهای تعریف شده سرزمینی ایجاد کرده اقتدار را از طریق مجموعه ای از نهادهای دائمی اعمال می کند . [۳۹]دولت در نظر هگل فیلسوف و حقوقدان مشهور «عالیترین سازمان حیات بشری است و عالیترین تجلی اخلاق است . دولت واقعیتی است از فکر خلاق بشری و تصورات اخلاق او . دولت در برابر فرد حق عالی دارد و وظیفه هر فرد این است که روزی از اعضای این پیکر که دولت نامیده می شود ، گردد . زیرا دولت نفس کل است و ما فوق کلیه امتیازات فردی قرار دارد. » . [۴۰]دولت در واقع نیرویی است سازمان یافته همچون افزاری که مصالح حتی گاه متضاد هزاران سلولی که جوامع مرکب و پیچیده از آنها ساخته می شود را با یکدیگر به حالت سازگار نگه می دارد، و افزون بر آن در راستای پیشرفت آن جامعه می کوشد از نظر ژان ژاک ‍روسو فیلسوف فرانسوی دولت عبارت است از« اراده برتر که تک تک افراد جامعه در به وجود آوردن آن از طریق یک قرارداد اجتماعی سهیمند»[۴۱] . به عبارت دیگر هر فرد در جامعه مقداری از آزادی های خود را با رضایت واگذار می کند تا تضمینی برای استفاده از باقیمانده آزادی های خود را داشته باشد.این واگذاری از آزادی های فردی، که جزء به جزء است یعنی از تک تک افراد ناشی می شود، در جمع اراده برتر را به وجود می آورد که نهاد دولت از آن شکل می گیرد.
دولت در اصطلاح حقوق اساسی در معانی ذیل آمده است .
۱-دولت به معنای عام :در این معنا معادل واژه «State» می باشد . مثل «دولت ایران به عضویت سازمان بین المللی انرژی اتمی در آمده است » . در این مثال دولت به معنای عام مورد نظر است چرا که دولت ایران به عنوان یک جامعه سیاسی سازمان یافته و کلیت متمایز در برابر سایر جوامع قرار دارد .
۲-دولت به معنای خاص : در این معنا کلیت جامعه سیاسی مد نظر نمی باشد ، بلکه بخشی از مجموعه جامعه سیاسی ، یعنی قوه مجریه و مجموعه در داخل و سلسله مراتب این نهاد مورد نظر است که معادل واژه «government» می باشد مثل «دولت تاریخ برگزاری انتخابات را تعیین نمود » که دولت به معنای خاص شامل قوه مجریه و هیأت وزیران می باشد چرا که مسئولیت برگزاری انتخابات به عهده وزارت کشور به عنوان یکی از ساختارهای قوه ی مجریه است .
۳-طبقه فرمانروایان : چنین معنایی از دولت دلالت بر روابط فرمانروایان و شهروندان در داخل کشور می نماید . به نوعی تجسم بخش روابط متقابل جبهه حاکمان و مردم می باشد . هر فرد یا گروهی و سازمان و نهادی که در طبقه فرمانروایان قرار دارد و وظایف و اختیارات دولت را انجام می دهد ، مصداق دولت محسوب می شود و غیر آن شهروندان خطاب می شوند .مثل« دولت در برابر ملت مسئول است »که چنین مثالی نشان دهنده تکلیفی است که کلاً به عهده تمام قوای حاکم و همه مقامات حکومتی در برابر شهروندان می باشد . [۴۲]
گفتار چهارم :مفهوم سوء استفاده مأمورین دولت از مقام خود
در این گفتار ابتدا، مفهوم مأمور دولت بررسی می شود و سپس مفهوم سوء استفاده از مقام شرح و توضیح داده خواهد شد .

 

الف)مفهوم مأمور دولت

 

مأمور دولت دارای یک مفهوم لغوی و یک مفهوم اصطلاحی است که بررسی می شود.
۱)مفهوم لغوی:مأمور واژه ای است عربی و اسم مفعول به معنی کسی که به او امری محول شده است. مأمور دولت در فرهنگ لغت به معانی« امر کرده شده» [۴۳]،«محافظ و نگهبان و آن که به فرمان مقام یا سازمانی ، یا به نمایندگی از آن، برای انجام کاری گمارده می شود»[۴۴] آمده است .آقای دکتر محمد جعفر لنگرودی در این زمینه می نویسد : « کارمند فرودست صاحب مقام دولتی (و یا موسسات عامه ) که موظف به اجرا دستورهای آن مقام در رابطه با حقوق و تکالیف مردمان است مأمور می گویند .»[۴۵]در فرهنگ تازی مأموران دولت را «موظف والحکومته» گویند .[۴۶]
۲)مفهوم اصطلاحی:در قانون مجازات اسلامی در بخش تعزیرات از کلمه مأمور دولت استفاده شده است اما تعریف مشخصی از آن ارائه نشده است و برای ارائه تعریف مناسب باید به حقوق اداری رجوع نمود .
قانو ن استخدام کشوری مصوب ۱۳۴۵ مستخدم دولت را کسی می داند که در خدمت دولت باشد مطابق بند الف از ماده ۱ قانون مذکور استخدام دولت عبارتست از:« پذیرفتن شخص به خدمت دولت در یکی از وزراتخانه ها یا شرکت ها یا موسسات دولتی » . خدمت دولت ، را بند ب همین ماده اشتغال به کاری که مستخدم به موجب حکم رسمی [۴۷] مکلف به انجام آن می گردد تعریف کرده است .
با توجه به تعریفی که ق . ا . ک . از موسسات دولتی [۴۸] ارائه کرده است ، اگر دولت را صرفاً به منزله قوه مجریه تلقی نکنیم وآن را به مفهوم عام دولت در نظر داشته باشیم می توان گفت هر شخص که به خدمت یکی از دستگاه های دولتی و نهادهای زیر نظر رهبری مانند نیروهای مسلح اشتغال داشته باشدمستخدم دولت محسوب می شود . اعم از این که مشمول قانون استخدام کشوری یا دیگر مقررات استخدامی خاص باشد.
بنابراین در حقوق اداری مستخدم دولت مفهوم گسترده ای دارد و گروه های مختلفی را که در خدمت اشخاص حقوق عمومی اند و برای آنان کار می کنند را شامل می شود مانند مستخدمین موسسات دولتی ، بانکها ، شوراهای روستا ، شهر ، شهرستان و نیز مستخدمین نظام های صنفی مانند مستخدمین کانون وکلا ، دادگستری و اتاق اصناف و حتی مأمورین خدمات عمومی و مستخدمین قوه قضائیه و مقننه و موسسات تابع آن را نیز در بر می گیرد .[۴۹]
البته نکته ای که قابل ذکر است تمایز بین مأمور دولت و مستخدم دولت می باشد بدین نحو
که : «دایره شمول مأمور دولت از مستخدم دولت گسترده تر است به طوری که هر کارمند دولت ، مأمور دولت محسوب می شود ولی هر مأمور دولت الزاماً کارمند نیست مثل سربازان وظیفه که بطور موقت در نیروهای مسلح ،خدمت مقدس سربازی را می گذرانند و علیرغم اینکه از طرف دولت به مفهوم عام کلمه مأمور انجام دادن وظیفه می باشند،مستخدم دولتی محسوب نمی شوند اما مأمور دولت محسوب می گردند ….»[۵۰]
در قوانین موجود تعریفی از مأمورین به خدمات عمومی ارائه نشده است و صرفاً در برخی از قوانین جزایی ، مصادیق آن بیان شده است . در تعریفی می توان گفت مأمورین به خدمات کسانی هستند که از طریق یکی از سازمان های عمومی برای تحقق یک امر یا خدمت عمومی خدمت می کنند ، اعم از این که انجام خدمت عمومی توسط آن ها ناشی از انجام وظیفه (شغلی یا قانونی ) یا به صورت همکاری باشد ، به عبارت دیگر اصلی ترین ویژگی مأمورین به خدمات عمومی این است که یک خدمت عمومی را انجام دهند ، اعم از این که انجام این خدمت عمومی به عنوان وظیفه شغل آنها و یا وظیفه قانونی آنها و یا به صورت داوطلبانه باشد و اعم از این که در مقابل انجام این خدمت
حق الزحمه و یا وجه دریافت نماید یا ننماید . [۵۱]

بررسی عناصر حماسی در اشعار قاآنی- قسمت ۱۴

۱۵/۵۸۰
در بیت زیر شاعر به شیده فرزند افراسیاب اشاره می کند و چنین می گوید که همان طور که سنجر در زمان الب ارسلان به حاکمیت رسید، شیده نیز از نژاد افراسیاب پدید آمد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سنجری از دوره الب ارسلان شد حکمران شیده یی از تخمه افراسیاب آمد پدید

 

۲۲/۱۹۸
قاآنی در بیت زیر به ستایش شاهزاده شجاع السطلنه حسنعلی میرزا می پردازد و در خلال این مدح از شوکت افراسیاب نیز در کنار جلال کیقباد ؛ شکوه قیصر و فرّ سلیمان نام می برد و ممدوحش را از نظر شکوه و شوکت به افراسیاب تشبیه می کند. و این موضوع، این نکته مهم را به ذهن می آورد که شاعر کاملاً متوجه عظمت و شکوه پهلوانی چون افراسیاب بوده و این تشبیه بسیار هوشمندانه و دقیق آمده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با جلال کیقباد و شوکت افراسیاب با شکوه قیصر و فرّ سلیمان می رسد

 

۱۵۸/۱۷
نیز:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تا بر او چون منیژه دل بستم گشت افراسیاب دل آگاه

 

۸۲۱/۱۴
در جای دیگری از دیوان قاآنی در بخش مسمطات، باز به نام افراسیاب و اسفندیار بر می خوریم اما این بار هر دو نام در یک مصرع آمده است.شاعر در این مسمط به مدح علیقلی میرزا پرداخته است و در مصرعی در اواسط این مسمط، غره‌ی ممدوح خود را به غرّه‌ی افراسیاب و حالت حمله ور شدن او را به حمله های اسفندیار تشبیه کرده است. اینکه شاعر در استفاده از شخصیت افراسیاب و اسفندیار در این مسمط، متوجه غره و شیوه ی حمله ور شدن آنها شده است، فضای ذهن خواننده را بیشتر به جنگجویانه بودن این دو شخصیت پهلوانی، کشانده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جام کیخسرو پراز می کن که تا چون تهمتن کینه خون سیاوش خواهم از افراسیاب

 

۷۲/۱۸
در این بیت از چهار شخصیت یعنی کیخسرو، تهمتن، سیاوش و افراسیاب نام برده است. این بیت چند تصویر جذاب و زیبا را در کنار هم چیده است. هر کدام از این تصویرها که اشاره به تصویری که در متون قدیمی تر وجود دارند، دارد در ابتدا بیانگر تسلط شاعر بر متون و شخصیتها و استفاده به جا از آنها است و در مرحله بعد نشانگر این است که شاعر به خوبی توانسته از صنعت ایجاز استفاده کند به گونه ای که اشاره به این چهار شخصیت مهم را توانسته تنهادر یک بیت بیان کند. اگر از منظر دیگر به این بیت نگاه کنیم در می یابیم که شاعر توجه ویژه به این نکته دارد که مِی اگر از جام کیخسرو نوشیده شود، تأثیر بیشتری دارد چرا که آنقدر تأثیرگذار خواهد بود که شاعر که در یک جوّ خیالی از جام کیخسرو شراب می نوشد به آن اندازه مست خواهد شد که بتواند چون تهمتن، کینه‌ی خون سیاوش را از افراسیاب بگیرد.
دربیتی دیگراین گونه آمده است:

 

 

 

بررسی رابطه بین هوش هیجانی واعتیاد به اینترنت در دانش آموزان سال سوم و پیش دانشگاهی شهرستان ورامین- قسمت ۲۴

جدول شماره ۴ – ۱۸ نتایج آزمون رتبه ای فریدمن

 

 

 

N

 

 

۳۵۱

 

 

 

Chi-Square

 

 

۱۲۰/۶۵۳

 

 

 

df

 

 

۴

 

 

 

Asymp. Sig.

 

 

۰۰۰/۰

 

 

 

 

 

۵/۰H0 : p >
5/0H1 : p ≤
همان گونه که جدول فوق نشان می دهد سطح معنی داری کوچکتر از ۰۱/۰ حاصل شده است که بر این اساس با اطمینان ۹۹ درصد می توان گفت تفاوت بین میانگین های رتبه ای معنی دار است بالاترین میانگین ۳۵/۴ به مولفه خودآگاهی و پایین ترین میانگین۶۰/۱ به مهارت های اجتماعی اختصاص دارد وفرض صفر رد می شود.
فصل پنجم
نتیجه گیری
این فصل شامل : خلاصه پژوهش ، خلاصه یافته های پژوهش وبحث ونتیجه گیری ، بیان محدودیت ها ومشکلات ، ارائه پیشنهادات می باشد که ذیلاً به آن ها می پردازیم .

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

  •  
    1. خلاصه پژوهش :

 

درعصری که به عصر انفجار اطلاعات شهرت یافته است ، ضرورت استفاده از اینترنت برای نوجوانان و جوانان بیش از پیش احساس می شود، به عبارتی اینترنت می تواند نقش عمده ای درکسب مهارت ها ایفا نماید. از بین رسانه های جمعی و فن آوری جدید، اینترنت برای فرد،خانواده و جامعه ، مسائل و مشکلاتی را ایجاد کرده که شایسته توجه و عنایت خاص متفکران ، پژوهشگران ، روان شناسان و روان پزشکان است.
رشد اینترنت در تمام دنیا به صورت انفجاری بوده است و این در حالی است که همانند سایر محصولات عصر نو، ارتباطات نگرانی هایی را نیز به دنبال دارد و به عبارتی هم ساده است و هم مخرب .
به نظر واضح می رسد که اینترنت می تواند مورد حسن استفاده یا سوءاستفاده به صورت اعتیاد قرار گیرد . عوامل روان شناختی فراوانی بر قدرت و جذابیت اینترنت دلالت دارند. به نظر می رسد که همان ویژگی هایی که تشکیل دهنده ی قدرت اینترنت هستند، همگی دارای قابلیتی اعتیادآور هم باشند.
تکنولوژی و خصوصاً کامپیوترها و اینترنت، در بهترین حالت آن به آسانی مورد سوءاستفاده ی بیش از حد قرار می گیرند و در بدترین حالت، اعتیادآور می شو ند. نکته مهم این است که برخی از این تأثیرات واقعاً منفی هستند و احتمالا موجب تأثیرات منفی روان شناختی نیز خواهند شد.
روان شناسان، پس از مدت ها غفلت از پدیده ی اینترنت، اخیرا مطالعه در این زمینه را آغاز نموده اند. تأکید روان شناسان، عمدتاً بر تأثیر اینترنت بر کاربران آن و به طور کلی بر جامعه و همچنین بر استفاده از اینترنت به عنوان ، یک ابزار پژوهشی معطوف است. (کرات[۱۱۳] و همکاران ، ۱۹۹۹ ؛ مک کنا و بارگ[۱۱۴] ۲۰۰۰ )
حال این سؤال مطرح است که در جایی که جوانان و نو جوانان ناگزیر خواهند بود از اینترنت و تکنولوژی امروزی استفاده کنند، تکلیف آثار منفی آنها چه خواهد بود؟
روان شناسان علاوه بر شناسایی آسیب های روانی ناشی از اینترنت بر روی کاربران آن درپی یافتن را ه حل هایی برای رفع و کاهش آن آثار برآمدند ، از جمله پیشنهاد هایی که روان شناسان به کاربران داشتند تقویت جنبه های شخصیت و ویژگی های روانی در مقابل محرک های محیطی عصر حاضر از جمله اینترنت بود . برای تقویت و مقاوم سازی شخصیت، آموزش و تقویت مهارت های روانی گوناگونی وجود دارد که تقویت هوش هیجانی ومولفه های آن می تواند حائز اهمیّت باشد .
هوش هیجانی ، طیف گسترده ای از مهارت ها است برجسته ترین آنها مهارت اجتماعی است که بر مبنای خودآگاهی می باشد، یعنی توانایی شناخت دقیق احساسات، عواطف و ویژگی های خود. همچنین یکی از اساسی ترین مهارتهای روانی، مقاومت در مقابل تکانه ی عمل یعنی خودکنترلی است .این امر ریشه ی تمام خویشتن داری های هیجانی است . ظرفیت بازداشتن تکانه از این که به ، عمل منتهی شود و فرونشاندن اولین حرکت در کنترل آن اهمیت بسزایی دارد. (گلمن،۱۹۹۵)
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین هوش هیجانی واعتیاد به اینترنت در بین ۳۵۹ نفر ازدانش آموزان سال سوم متوسطه وپیش دانشگاهی شهرستان ورامین که در سال ۱۳۹۲ مشغول به تحصیل بودند صورت گرفت .
به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی شرینگ وپرسشنامه اعتیاد اینترنتی کیمبرلی یانگ استفاده گردید .داده های حاصل از پرسشنامه ها پس از جمع آوری ، با استفاده از نرم افزار spss16 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. که نتایج آن به شرح زیر می باشد .

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

نتیجه تصویری برای موضوع هوش

 

 

  •  
    1. خلاصه یافته های پژوهش :

بررسی نقش سلامت عمومی و تاب آوری بر تعهد سازمانی با توجه به نقش خودکارآمدی کارکنان کرمان خودرو- قسمت ۶

۱) اطلاع از تاب آوی و آسیب پذیری و عوامل محافظت کننده و خطرساز، پیچیدگی اختلالات روانی و علل آنها را روشن می کند و این موضوع بر نیاز توجه به روابط بین حوادث قبلی و نتایج فعلی زندگی تأکید می کند و به استثناها بیش از عواقب پیش بینی شده توجه می نماید.
۲) پی بردن به اینکه چرا بعضی از کودکان علیرغم قرار گرفتن در شرایط دشوار، موفق می‌شوند در شناختن امکانات ناشناخته قبلی برای پیشگیری کمک می کند.
۳) ایده تاب آوری باعث امیدواری در تجارب بالینی می شود و به هر حال مزیت عمده آن این است که خواهیم دانست که بسیاری از کودکان به سرنوشت محکومشان گردن نمی نهند و تسلیم نمی شوند (موون[۷۹]، جکسون[۸۰]، و هیچت[۸۱]، ۲۰۰۰)
مفهوم تاب آوری از مشاهداتی به دست آمده است که در آن بسیاری از کودکان علیرغم تجارب ناگوار توانایی رسیدن به یک پیامد تحولی مثبت را دارند. مطالعات تاب آوری کودکان هم بر اهمیت عوامل درونی (ویژگی های قوی) و هم عناصر محیطی (از قبیل خانواده به هم پیوسته و گرم ) در مقابل مشکلات مالی و محیط های آشفته، تأکید دارند (یتس[۸۲]، و ماستن، ۲۰۰۴). دیدگاه های تحولی نقش مرکزی در تحقیقات مربوط به تاب آوری مدرن را ایفا نمودند. تاریخ علم تاب آوری ارتباط نزدیک با تاریخ پیدایش روان شناسی تحولی به عنوان چارچوبی برای درک و بررسی مشکلات رفتار بشری در زندگی دارد (ماستن، ۲۰۰۶). این محدوده ها و دامنه های فعالیت مفهومی و تجربی اشتراکات زیادی با همدیگر دارند.
در مطالعات بیشمار و مختلف از جوانا نشان داده شد که همسانی قابل توجهی در مجموعه عوامل حمایتی بنیادی برای تاب آوری وجود دارد. اگرچه این ادبیات محدود است اما مطالعات تاب آوری بزرگسالان از چنین عوامل حمایتی پشتیبانی می کند. این سیستم های حمایتی شامل ظرفیت های فردی، حمایت ها و روابط اجتماعی و حفاظت های موجود در مذاهب، اجتماع یا دیگر سیستم های فرهنگی است (ماستن و رایت، ۲۰۱۰). نظریه های و مطالعات روان شناختی نشان می دهند که اقلیت های قومی و نژادی در بافت تبعیض نژادی از خود تاب آوری نشان می دهند و این کار را به خاطر وجود عوامل فرهنگی حمایتی، از قبیل هویت قومی و جهت گیری گروهی، که اثرات منفی تبعیض را تعدیل می کنند، انجام می‌دهند (لی[۸۳]، ۲۰۰۵). پیشگامان مطالعه ی تاب آوری دریافتند که «پیامدهای خوب[۸۴]» معانی بیشتری از «عدم حضورمشکل»[۸۵] دارد، به همین خاطر توجه شان به نظریه ها و اندازه گیری سازگاری مثبت و تحول هنجاری جلب شده است (ماستن و همکاران، ۲۰۰۹).
برای مثال در یک پژوهش گسترده طولی افراد به مدت ۴۰ سال مورد بررسی قرار گرفتند (ورنر[۸۶] و اسمیت[۸۷]، ۲۰۰۱). از طریق جمع آوری و تحلیل داده ا این تحقیق قادر به شناسایی خطرات اصلی و عوامل حمایتی بود که در طول دوران تحول از کودکی به بزرگسالی بر پیامدها اثر می گذارند. این یافته ها بر چندین عامل کلیدی موثر بر پیامدهای تاب آوری تأکید می کنند، شامل:
۱) ویژگی های فردی، از قبیل عزت نفس و هدفمندی در زندگی.
۲) ویژگی های خانواده از قبیل مراقبت های مادر و حمایت های گسترده اعضای خانواده.
۳) بافت اجتماعی وسیع تر بخصوص الگوهای بزرگسالی که حمایت های بیشتر را فراهم می آورند.
جکسون[۸۸] فریتکو[۸۹] و ادنبوراف[۹۰] (۲۰۰۷) در مرور بر ادبیات تحقیقی تاب آوری، دریافتند که تاب‌آوری برای موفقیت پرستاران کیفیتی ضرروی است. آنها راهبردهایی را برای رشد تاب آوری پرستاران در پنج مورد خلاصه کردند.
۱) ایجاد روابط حرفه‌ای مثبت از طریق شبکه ها و مدیریت[۹۱].
۲) حفظ افکار مثبت از طریق شادی و نشاط، حفظ خوش بینی و هیجانات مثبت
۳) گسترش بینش هیجانی برای فهم عوامل حمایتی و خطرهای مربوط به خود. برای مثال، در حالی که مراقبت از خود کار اصلی پرستاران است، بسیاری از این وظیفه را که یک جنبه مهم از تاب آوری است نادیده می گیرند.
۴) استفاده از تعادل زندگی و معنویت برای معنا دادن و به هم پیوستگی[۹۲] در زندگی
۵) استفاده بیشتر از تفکر برای کمک در یافتن هیجانات نیرومند و همکاری در ساختن معنا به منظور ارتقا اعمال.
اخیراً در حیطه‌ی روان شناسی مثبت گرا مطالعات فراوانی بر روی بعضی از عوامل تاب‌آوری روحی شناختی از جمله: شادی، خوش بینی، ایمان، خلاقیت، امید و آرزو، خرد و فضیلت صورت گرفته است.
همان طور که روتر (۲۰۰۶) خاطر نشان می کند برای فهم تاب آوری این ضروریست که درک کنیم بعد از مواجهه شدن با شرایط ناگوار چه اتفاقی می افتد. دو مجموعه از یافته‌های تحقیقی وجود دارد که زمینه را برای مفهوم تاب آوری فراهم می آورند. نخست، یافته ای فراگیر از تفاوت های بزرگ فردی در پاسخ افراد به انواع خطرهای محیطی می باشد.
دوم، شواهدی وجود دارد که در بعضی از شرایط، گاهاً تجربه‌ی استرس یا شرایط ناگوار، مقاومت در برابر استرس های بعدی را تقویت می کند (روتر، ۲۰۰۶) هنیسی[۹۳] و لوین[۹۴]، (۱۹۷۹) بیان می دارند گرچه ادبیات تحقیق پراکنده‌ای در مورد تفاوت های فردی در پاسخ به خطرات محیطی وجود دارد، اما مثال های تجربی وجود دارد که نشان می دهند تجربه کردن استرس، مقاومت در برابر استرس های بعدی را افزایش می دهد. (به نقل از روتر، ۲۰۰۶)
بسیاری از دانشمندان تحولی با توجه به تاب آوری، بخصوص بر ارتباط بین مفاهیم شایستگی[۹۵] و وظایف تحولی[۹۶]، که ریشه ی عمیقی در تاریخ نظریات تحولی و علوم روان‌شاختی دارد، تمرکز کرده اند (ماستن، بورت و کاس

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

ت وورث، ۲۰۰۶).
با وجود طبیعت گسترده شرایط ناگوار دوران کودکی، اکثریت کودکان به طور موفقیت آمیز به بزرگسالان سازگار و با کفایت تبدیل می شوند و این قدر بالقوه‌ی انسان را برای تاب آوری به اثبات می راسند. در مطالعات تاب آوری کودکان، تاب آوری به طور عادی به عنوان پیامدهای مشخص به وسیله ی شایستگی در فعالیت های مرتبط با سن (پیشرفت تحصیلی در مدرسه) یا نبود آسیب، اندازه گیری شده است (لوی کن و گریس، ۲۰۱۰).

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

۲-۴-مبانی نظری تعهد سازمانی

 

تعهد از واژه هایی است که تعاریف زیادی از دیدگاه های مختلف برای آن ارائه شده است. مفاهیم متعددی مانند وجدان، اخلاق کاری، رغبت و مسؤلیت پذیری با وجود داشتن تفاو ت های مفهومی، معادل با تعهد مورد استفاده قرار می گیرند، به عبارتی مانند خیلی ازمفاهیم روان شناختی سازمانی، تعهد نیز به شیوه های متفاوتی تعریف و با ابعاد و مقیاس های گوناگون اندازه گیری شده است(شکرزاده،۲۰۰۲).

 

۲-۴-۱- مفاهیم تعهد

 

تعهد سازمانی یک نگرش است. یک حالت روانی است که نشان دهنده نوعی تمایل، نیاز و الزام جهت ادامه اشتغال در یک سازمان می‌باشد. تمایل یعنی علاقه و خواست قلبی فرد برای ادامه خدمت در سازمان، نیاز یعنی فرد به خاطر سرمایه‌گذاری‌هایی که در سازمان کرده ناچار به ادامه خدمت در آن است و الزام عبارت از دین، مسؤولیت و تکلیفی است که فرد در برابر سازمان دارد و خود را ملزم به ماندن در آن می‌بیند از دیدگاهی دیگر، تعهد سازمانی نوعی احساس وابستگی و تعلق خاطر به سازمان است(تولایی،۱۳۹۱).
بنابراین تعهد سازمانی «یک نگرش درباره وفاداری کارمندان به سازمان است، و یک فرایند مستمری است که از طریق آن اعضای سازمان علاقه خود را به سازمان و موفقیت و کارایی پیوسته آن نشان می‌دهند. بدیهی است تعهد سازمانی کارکنان زمانی ارزشمند خواهد گردید که بر روی عملکرد سازمان تأثیر مثبت داشته و موجب ارتقاء بهره‌وری سازمان گردد (مجیدی، ۱۳۷۷).
تعهد را افراد مختلف به گونه‌های متفاوت تعریف کرده‌اند که ذیلاً برخی از آنها مورد بررسی قرار می‌گیرد:
استاد شهید مطهری، تعهد را به معنی پایبندی به اصول و قراردادهایی می‌داند که انسان نسبت به آنها معتقد است و بیان می‌دارد: “فرد متعهد کسی است که به عهد و پیمان خود وفادار باشد و برای اهداف آن تلاش نماید”. کانتر  تعهد را تمایل افراد به در اختیار گذاشتن انرژی و وفاداری خویش به نظام اجتماعی می‌داند. سالانکیک  تعهد را عبارت از پیوند دادن فرد به عوامل و اقدامات فردی وی می‌داند، یعنی تعهد زمانی واقعیت می‌یابد که فرد نسبت به رفتار و اقدامات خود احساس مسئولیت و وابستگی نماید (الحسینی،۱۳۸۰).
مودی و همکارانش، تعهد را به عمل فراتر از وظایف مقرره اطلاق می‌نمایند. ابراز عملی تعهد، برای به انجام رسیدن فعالیت ها ضروری است و بخصوص در مشاغل کلیدی و حساس، از اهمیت خاصی برخوردار می‌باشد. کوک و وال نیز سه مفهوم “وفاداری”، “احساس هویت و شناسایی” و “آمادگی” را برای تعهد مطرح کرده‌اند (مجیدی، ۱۳۷۷).

 

۲-۴-۲- انواع تعهد

 

تعهد در سازمان به انواع مختلف نظیر، تعهد مکتبی، تعهد ملی، تعهد خویشتن‌مدارانه، تعهد گروهی و تعهد سازمانی تقسیم می‌شود(الحسینی،۱۳۸۰).
– تعهد مکتبی
از تعلق به یک جهان‌بینی به وجود می‌آید و به میزان تقید فرد به الزامات نگرشی و گرایشی مکتب مربوط، می‌تواند از نوع تعهد اصول‌گرایانه یا سازش کارانه و یا معتدل و معقول قلمداد شود.
– تعهد ملی
همان حس ناشی از وطن‌دوستی است که فرد طی آن مصالح ملی و میهنی خویش را ملاک رفتار خود قرار می‌دهد.
– تعهد خویشتن‌مدارانه
از علاقه‌مندی بیش از اندازه فرد به منافع خود ناشی می‌شود و معمولاً افرادی که گرفتار کیش شخصیت و خود برتربینی و یا بی‌توجه به منافع دیگران و سازمان هستند از آن برخوردارند، لذا، به تناسب محور بودن منافع فردی و ناسازگاری آن با منافع سازمان ناهنجاریهای رفتاری بروز پیدا می‌کند.
– تعهد گروهی
وابستگی فرد به گروه و ترجیح اهداف گروه، مشخصه اصلی این نوع تعهد است. تعهد گروهی می‌تواند در جهت تقویت فعالیت های گروهی و یا پدیده گروه فکری عمل کند. خاستگاه گروه اندیشی یا تعهد گروهی منفی نیاز به حرمت داشتن، نیاز به اعتماد، کاهش فشار احساس گناه، نایل شدن به اهداف غیررسمی و احساس پیروی از شخصیت مافوق می‌باشد(الوانی، ۱۳۷۲).

 

۲-۴-۳- تعاریف و مفاهیم تعهد سازمانی

 

از تعهد تعاریف متعددی شده ولی به طور عمده تعهد سازمانی شاخصی از وفاداری فرد نسبت به سازمان است و اینکه فرد سازمان را هدف خود بداند و به اصطلاح به وجود چنین سازمانی بر خود ببالد. پورتر و همکاران تعهد سازمانی را پذیرش ارزش‌های سازمان و درگیر شدن در سازمان تعریف می‌کنند و انگیزه، تمایل برای ادامه کار و پذیرش ارزش‌های سازمان را معیار اندازه گیری آن می‌دانند(سیدجوادین،۱۳۸۴).
به نظر لوتانز و شاو تعهد سازمانی به عنوان یک نگرش این گونه تعریف می‌شود:
ـ تمایل قوی به ماندن در سازمان
ـ تمایل به اعمال تلاش فوق العاده
ـ اعتقاد قوی به پذیرش ارزش‌ها و اهداف سازمان(قربانی،۱۳۸۶).
در مطالعات رفتار سازمانی، تعهد سازمانی وابستگی روانی کارکنان به سازمان است. تعهد سازمانی می‌تواند بر دیگر باز خوردهای سازمانی مثل رضایت شغلی و تعیین اهداف سازمانی تأثیر داشته باشد. وانیر تعهد را به عنوان مجموع فشارهای هنجاری درونی شده برای انجام فعالیت‌ها می‌داند به طریقی که اهداف و منافع سازمان حاصل شود. در این شیوه تعهد سازمانی به عنوان اعتقاد و هنجار در رابطه با مسئولیت فرد به سازمان در نظر گرفته می‌شود(کوروشی،۱۳۸۴).
تعهد سازمانی عبارت است از نگرش‌های مثبت یا منفی افراد به کل سازمان نه شغلی که در آن مشغول به کارند. در تعهد سازمانی فرد نسبت به سازمان احساس وفاداری قوی دارد و از طریق آن سازمان خود را مورد شناسایی قرار می‌دهد.معمولی ترین شیوه برخورد با تعهد سازمانی آن است که تعهد سازمانی را نوعی وابستگی عاطفی به سازمان در نظر بگیریم. بر اساس این شیوه فردی که به شدت متعهد است هویت خود را از سازمان می‌گیرد، در سازمان مشارکت دارد و با آن در می‌‌آمیزد و از عضویت در آن لذت می‌برد(سیدجوادین،۱۳۸۴).

 

 

۲-۴-۴- دیدگاه‌های نظری تعهد سازمانی

 

 

۲-۴-۴-۱- مدل سه بعدی تعهد سازمانی آلن و مایر

 

آلن و مایر با ترکیب جنبه‌های عاطفی و روانی تعهد، مدلی را مطرح کردند که تعهد را دارای سه بعد عاطفی، مستمر و تکلیفی معرفی می‌کند.
۱ ـ تعهد عاطفی: شامل وابستگی عاطفی کارکنان به تعیین هویت با سازمان و تمایل به ماندگاری در سازمان و تعلق خاطر به سازمان از طریق قبول ارزش‌های سازمانی است.
۲ ـ تعهد مستمر: شامل تعهدی که مبنی بر ارزش نهادن به سازمان است  و کارکنان را در زندگی سازمانی سهیم می‌کند. این تعهد ناشی از درک افراد نسبت به این امر است که عدم تعهد آنان موجب افزایش هزینه‌های از دست رفته سازمان می‌شود، بنابراین اگر شخصی دارای تعهد مستمر باشد نسبت به افزایش چنین هزینه‌هایی حساس خواهد شد.
۳ ـ تعهد تکلیفی یا هنجاری: شامل احساسات افراد مبنی بر ضرورت ماندن در سازمان است و به عنوان یک وظیفه درک شده برای حمایت از سازمان و فعالیت‌های آن بیانگر احساس دین و الزام به باقی ماندن در سازمان می‌باشد.
نقطه اشتراک تعاریف بالا این است که تعهد یک حالت روانی است که روابط فرد با سازمان را مشخص می‌کند و به طور ضمنی اشاراتی بر تداوم یا قطع عضویت فرد با سازمان دارد. «مایر» و «آلن »تعاریف تعهد سازمانی را به سه موضوع کلی وابستگی عاطفی، درک هزینه‌ها و احساس تکلیف وابسته می‌دانند. از تفاوت‌های مفهومی اجزای سه‌گانه تعهد سازمانی، که هر یک تا حدودی از یک‌دیگر مستقل اند، این نتیجه حاصل می‌شود که هر کدام پیامد پیش فرصت‌های خاصی هستند. پیش فرصت‌های تعهد عاطفی به چهار گروه دسته بندی می‌شوند: ویژگی‌های شخصی، ویژگی‌های شغلی، ویژگی‌های ساختاری و تجربیات کاری. تحقیقات زیادی که در ارتباط با تعهد سازمانی انجام شده بیانگر این مطلب است که ارتباط تعهد سازمانی با عملکرد شغلی و رفتارهای مبتنی بر تابعیت سازمانی مستقیم (مثبت) است ولی ارتباط آن باترک خدمت، غیبت وتأخیرکارکنان معکوس(منفی) است. لذاماهیت ارتباط فرد با سازمان در هر یک از اجزاء سه‌گانه تعهد عاطفی، تعهد مستمر و تعهد تکلیفی متفاوت است. کارکنان با تعهد عاطفی قوی در سازمان می‌مانند برای اینکه می‌خواهند بمانند. افرادی که تعهد مستمر قوی دارند می‌مانند چون نیاز دارند بمانند و آن‌هایی که تعهد تکلیفی قوی دارند می‌مانند، زیرا احساس می‌کنند باید بمانند(آلن و مایر، ۱۹۹۳).

بررسی مبانی و آثار تربیتی حج از منظر قرآن و روایات- قسمت ۲۲

۸٫سعی، رمز تلاش درصحنه زندگی
سعی صفا ومروه به حرکت وتلاش زائر دراین محدوده، رمزی برای فعالیت آدمی درصحنه گسترده زندگی است، یعنی همان طوری که دراین فاصله همه درجنب وجوش هستند درفاصله بین تولد تامرگ نیز انسان باید همواره مشغول کار وفعالیت باشد ودنیا را مزرعه آخرت بداند. پیام سعی این است که: اگر انسانی، بکوش، حرکت کن، راکد وجامد مباش، عنصر پایدار روح آدمی کوشش وتکاپو است: « یا أیّها الانسان أنّک کادح إلی ربّک کدحاً فملاقیه» ای انسان تو ناچار با کوشیدنها وتقلاها رهسپار پیشگاه پروردگار هستی وبه دیدار او خواهی رسید.
عرفات
خلاصه ی نتایج به دست آمده در این قسمت به شرح زیر است :
۱٫ وقوف عرفات ،جهت استیذان وگرفتن اجازه نامه برای ورود به دربار ملکوتی حق تعالی است.
۲٫ وقوف عرفات،آدمی را به یاد رستاخیز انداخته و نمونه صحرای محشر را نشان می دهد.
۳٫سرّش این است که آگاه باشی این سرزمین ،سرزمین شهادت، معرفت وعرفان است ومی داندکه چه کسانی برروی آن گام می نهندوبا چه انگیزه ای آمده اندو با چه انگیزه ای برمی گردند. گذشته ازآن که خداوفرشتگان هم شاهدند.
۵٫سرزمین عرفات، بهترین فرصت وموقعیت برای رهایی ازخودبینی وهجرت ازبیت (نفس) است. ومصداق آیه مبارکه « ومن یخرج من بیته مهاجراً الی الله» خواهد بود.
۶٫وقوف در عرفات بهترین فرصت برای خودشناسی و خداشناسی است.
مشعر( سرزمین درک و شعور)
خلاصه ی نتایج به دست آمده در این بخش به شرح زیر است :
۱٫کسی که در مشعر وقوف کرده است، مانند کسی است که اکنون مولایش به او روی آورده پس ازاین که اورا طرد کرده بوداکنون اجازه ورودش داده واکنون به باب رحمت رسیده ونسیم رأفت مولا براو دمیده وبا دخول درحرم خلعت قبول دریافته.
۲٫دراین پایگاه درک وشعوری در واقفان به هم می رسدکه درهمه مواقف چه پیش ازمشعرو چه پس ازآن ،بدان هشدارداده شد که میان هیچ یک ازآن ها با دیگری فرق وامتیازی نیست و هیچ امتیازی جزتقوانمی تواندحاکم باشد. تقوایی که عامل اساسی ازدلاف وقرب به حضرت باری تعالی است که دراین جاست که تساوی خود با دیگران رابایدکاملاً درک کند.
۳٫ وقوف مشعربرای تفکر، تعمق واندیشه است،به این جهت باید وقوف مشعرشب باشد
۴٫ وقوف مشعر، برای آمادگی وبرای ایجادطرح ونقشه است،این مکان به انسان الهام می کند که پشت صحنه این سرزمین ،دشمن کمین کرده است، آن هم دشمنی قوی چون شیطان ونفس اماره که اگربا اندیشه جلونرود بدیهی است که شکست خورده، نابودمی گردد.
۵٫ وقوف درمشعربرای این است که انسان بداندهرگاه سختی ومشکلات شدیدی درپیش باشد، چاره ای جزاین نیست که به خداتوکل نموده ،ازاو مددخواهی نماید.
۶٫شب مشعرآموزش های زیادی دارد. بیداری، هوشیاری، عبادت، بندگی ،اطمینان، تقوا، همه رااز این سرزمین بایدفراگرفت.
منا
۱٫ رمی جمرات
خلاصه ی نتایج به دست آمده در این بخش به قرار زیر است :
۱٫سرّ این معنا آن است که انسان شیطان را واقعاً ازخود برهاند، کما این که پناه بردن به خدا ازشیطان با گفتن « أعوذ بالله من الشیطان الرجیم» بدون توجه به معنای آن حاصل نمی گردد، رمی شیطان نیزتنها باسنگ انداختن بدون توجه به باطن آن نخواهدبود.
۲٫رمی جمرات یک نوع مبارزه تمرینی باغرائزماده پرستی ومبارزه باشرور وبدی هاست.
۳٫تعدادعقبات نشانه آن است که برای رسیدن به حق تنها یک مانع نیست بلکه موانع متعدد درعقبات متفاوت برسر راه است. یعنی حاجی بایدتمام حیات خودرا وقف پاسداری ازحق نمایدوهشیارانه مراقب باشد. نفس انسان نیزدارای سه مرتبه نباتی وحیوانی وانسانی است وحاجی باید درحج خود، هشیارانه به تربیت نفس خودبپردازد.
۴٫اما این که چراباید هفت سنگ پرتاب کرد دو وجه ملحوظ است:
۱٫ این است که شیطان ازچند راه داخل درهویت ونفس انسان می شود. ازهرطرف که می آید باید راهش رامسدود کنیم.مجاری نفوذشیطان هفت تاست: راه چشم ، گوش(سامعه وباصره)، لامسه ،شامّه ،ذائقه،قوه شهویه وغضبیه.
۲٫رمز دیگراین که هفت درجهنم رابر روی خودمی بندی وبا این رمی ها آن حقایق بر روی اصل اصیل ورکن رکین قرار می گیرد.
۲٫ قربانی
در این قسمت ابعاد زیر را مورد توجّه قرار دادیم:
الف)اهداف اصلی در قربانی
۱٫گذشت از مال در راه خدا
در قربانی هدف اصلی گذشت ازمال واظهارعلاقه وعشق نسبت به خداست ولذا سفارش شده بهترین حیوان
ذبح شود،ناقص العضو وضعیف نباشد ودرخریدقربانی زیادچانه نزنید.
۲٫حفظ شعائر الهی
همان گونه که صفا ومروه ازشعائر الهی است قربانی نیز ازشعائر است. « والبدن جعلناها لکم من شعائر الله» شترهای چاق وفربه رابرای شما ازشعائر الهی قراردادیم.
۳٫سیر کردن گرسنه ها
قرآن دراین باره میفرماید: « فکلوا منها وأطعموا القانع والمعتر» ازگوشت هایی که قربانی می کنید هم خودتان بخوریدهم به قانع ومعتربدهید.
۴٫تقوا
هدف اصلی درمسأله قربانی رسیدن به مقام عالی تقوا است. قرآن دراین زمینه می فرماید: «لن ینال الله لحومها ولا دماؤُها ولکن یناله التّقوی منکم»
۵٫ ذبح نفس حیوانیه
عیدقربان ؛ذبح نفس حیوانیه است، زیراکه انسان درمرتبه نفس حیوانی باحیوان فرقی ندارد. پس کشتن گوسفند درواقع بیانگر ذبح نفس است.
۶٫شکرحضرت حق
حاجی به عنوانه شکرانه توفیقی که ازناحیه حق تعالی نصیب اوگشته است وبه دیاردوست آمده است باید قربانی نماید.
۷٫ تمسک به حقیقت ورع
سرّ قربانی این است که ح

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

ج گزار وقربانی کننده باتمسّک به حقیقت وَرَع ،گلوی دیوطمع رابریده واو رابکشد. بنابراین ،صرف ذبح گاو وگوسفند یانحرشتر ورهاکردن آن ها بدون توجه به سرّ قربانی ،مایه تعالی حج گزارنیست.
ب)ابعاد فلسفه قربانی
فلسفه قربانی دو بعد دارد:
الف) تقرب الی الله
ب).آزادی ازجهنّم
مرحوم فیض کاشانی می فرماید : « وإما ذبح الهدی فأعلم أنّه تقربٌ الی الله بحکم الامتثال، وأکمل الهدی وأجزاءهُ وأرج أنّ یعتق بکلّ جزء منها جزوعاٍ منک من النّار» قربانی که به امتثال امرمولا انجام گردد ،موجب تقرب نزد اوست وبا هرعضوی ازاعضاء آن قربانی ،عضوی ازاعضاء خودت رااز آتش جهنم آزاد خواهی ساخت.
عبدالله شبّر دراین باره فرموده است: اکنون درمنی ایستاده ای ،بایدقربانی کنی ،هرآن چه راکه غیر خداست دررا خدا ذبح نمایی ، پس امر خدارا امتثال کن وبا این کار خود رابه اونزدیک کن و به وعده خداامیدوار باش که درازاء هرجزء قربانی ،جزئی ازوجودت ازآتش جهنم رهایی یابد وهرچه بیشترقربانی کنی ،رهاییت ازعذاب آسان ترخواهد بود.
ج) مفهوم واژه تفث
واژه تفث درلغت به معنای موهای اضافی وناخن وسایر زواید بدن است.
دیدار با امام ،مفهوم حقیقی واژه تفث است. همان گونه که درجوامع روایی ما آمده است که «تمام الحج لقاء الامام » پایان حج ، دیدار روی امام است.
حلق و تقصیر
خلاصه ی نتایجی که در این قسمت به آن دست یافتیم عبارتند از :
۱٫موی سر تأثیری به سزا در زیبایی ظاهری انسان وبه ویژه جوانان دارد. ازاین رو به ندرت کسی حاضراست موی خود رابتراشد. با این همه مرد حج گزار ازاین جمال ظاهری وصوری که درنظراو ارزشمند نیز هست دل بریده وبا فرمان وحی درپای جمیل محض ورضای اونثار می کند.