بایگانی دسته: دانشجویی

ماهيت فقهي منابع زيست محيط//پایان نامه آلودگی هوا

ماهيت فقهي منابع زيست محيطي
منابع زيست محيطي به تمام منابعي اطلاق مي‌شود كه انسان به طور مستقيم و غيرمستقيم به آن وابسته است و زندگي و فعاليتهاي او در ارتباط با آن قرار دارد. بسياري از اين منابع از مصاديق عنوان «اموال» و جزء حقوق اموال انسانهاست و هرچند بسياري از آنها مال محسوب نمي‌شود؛ ولي بي‌ترديد به نحوي از حقوق انسانها هستند و تجاوز به آنها آثار فقهي ـ حقوقي دارد؛ مثلاً داشتن محيط امن صوتي يكي از حقوق مردم است و ايجاد آلودگي صوتي به يقين تجاوز محسوب و در برخي شرايط موجب ضمان و مسئوليت مدني خواهد بود.
1-6- مالكيت منابع زيست محيطي
در قرآن مجيد آيات بسياري مرتبط با محيط زيست وجود دارد و هرچند بسياري از آنها را نمي‌توان در استنباط احكام مورد استدلال قرار داد و به اصطلاح در زمره آيات‌الاحكام نمي‌باشند، ولي آياتي كه با نگاهي ديگر مي‌تواند در اين خصوص به كار آيند نيز اندك نيستند. ما آياتي از قرآن مجيد كه مي‌توانيم احكامي مرتبط با مسائل زيست محيطي از آنها استنباط كنيم، در زير مورد تحليل و بررسي قرار مي‌دهيم.
 
1-7- آيات مربوط به مالكيت منابع زيست محيطي
استعينوا بالله و اصبروا إنّ الارض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبه للمتقين: از خدا ياري جوييد و پايداري ورزيد، كه زمين از آن خداست، آن را به هركس از بندگانش كه بخواهد، مي‌دهد و فرجام [نيك] براي پرهيزگاران است. (الاعراف: 128) و الارض وضعها للأنام: [خداوند] زمين را براي مردم نهاد. (الرحمن:10)  الله الذي خلق السموات و الارض و أنزل من السماء ماء فأخرج به من الثمرات رزقاً لكم و سخّر لكم الفُلك لتجري في البحر بأمره و سخّر لكم الأنهار: خداست كه آسمانها و زمين را آفريد، و از آسمان آبي فرستاد، و به وسيله آن از ميوه‌ها براي شما روزي بيرون آورد، و كشتي را براي شما رام گردانيد تا به فرمان او در دريا روان شود، و رودها را براي شما مسخّر كرد. (ابراهيم:32) الذي جعل لكم الأرض مهداً و سلك لكم فيها سبلاً و أنزل من السماء ماء فاخرجنا به أزواجاً من نبات شتّي: همان كسي كه زمين را برايتان گهواره‌اي ساخت، و براي شما در آن، راهها ترسيم كرد و از آسمان آبي فرو آورد، پس به وسيله آن رُستني‌هاي گوناگون، جفت جفت بيرون آورديم. (طه:53)
اُعبدوالله ما لكم من إله غيره هو أنشاكم من الارض و استعمركم فيها فاستغفروه ثم توبوا إليه إنّ ربي قريب مجيب: خدا را بپرستيد. براي شما هيچ معبودي جز او نيست. او شما را از زمين پديد آورد و در آن شما را استقرار داد. پس، از او آمرزش بخواهيد، آنگاه به درگاهش توبه كنيد، كه پروردگارم نزديك [و] اجابت‌كننده است. (هود:61)
الله الذي سخّر لكم البحر لتجري الفُلك فيه بأمره و لتبتغوا من فضله و لعلكم تشكرون: خدا همان كسي است كه دريا را به سود شما رام گردانيد، تا كشتي‌ها در آن به فرمانش روان شوند، و تا از فزون‌بخشي او [روزي خويش را] طلب نماييد، و باشد كه سپاس داريد. (جائيه:12)
و سخّر لكم ما في السماوات و ما في الارض جميعاً منه إنّ في ذلك لآيات لقوم يتفكرون: آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، به سود شما رام كرد، همه از اوست. قطعاً در اين [امر] براي مردمي كه مي‌انديشند نشانه‌هايي است. (جائيه:13)
از مجموع آيات فوق استفاده مي‌شود:
1ـ مالكيت حقيقي منابع زيست محيطي متعلق به خداست.
2ـ خداوند آن را در اختيار بشر قرار داده است.
3ـ منظور از بشر، نوع بشر است نه فقط بشر زمان حاضر.
4ـ غرض الهي از اين امر حفظ منابع و بهره‌گيري در حد نياز است.
لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
مسئولیت دولت در خصوص محیط زیست ناشی از آلودگی هوا

پایان نامه تجمل گرايي:/وابستگي اقتصادي

وابستگي اقتصادي

در دنياي امروز، اقتصاد و سرمايه، جايگاه خاص و ويژه اي را در عرصه هاي مختلف زندگي، و معادلات بين المللي به خود اختصاص داده است؛ به گونه اي كه اگر كشوري از لحاظ اقتصادي، استقلال[1] داشته باشد، مي تواند در عرصه هاي جهاني و بين المللي، با قوت و قدرت، وارد شود اگر هم طرح و برنامه اي داشته باشد، از سوي ديگران با احترام خاص مورد استقبال قرار مي گيرد؛ ولي اگر از لحاظ اقتصادي ضعيف و وابسته باشد، طرح ها و برنامه هايش نيز خريدار نخواهد داشت.
زمينه ساز اصلي وابستگي اقتصادي به بازار و سرمايه و سلطه غرب، همان اسراف و تجمل گرايي است که بسا زشتي و زيانمندي آن بسادگي به چشم نمي آيد. هر کس قدرت خريد و مصرفش را نشانه خوشبختي و مديريت دريافتن راههاي درآمد سرشار دانسته و آن همه را به حساب عقل و تدبير اقتصادي اش مي گذارد. اما در نگاهي فراتر از محاسبه هاي فردي که در آن، مصالح کلان جامعه و کشور مطرح مي شود، به روشني مي توان اسراف و مصرف گرايي بي حدّ را بستر سلطه پذيري و وابستگي اقتصادي نگريست.
هرچند ارتباط داشتن فرد با ديگران در حد برآورده شدن نيازهاي طبيعي و ضروري انسان ، امري عادي و اجتناب ناپذير است ،ولي اگر ارتباط از اين حد متعارف تجاوز کند و سبب شود شخصيت فرد به مصرف کننده اي صرف تنزل يابد که همه تلاش او، رسيدن به تجملات زندگي است ،پذيرفتني نيست. امام سجاد (ع) فرموده است :
«… وَ مَنْ أَصَابَ مِنَ الدُّنْيَا أَكْثَرَ كَانَ فِيهَا أَشَدَّ فَقْراً…[2]: کسي که نصيبش از اموال دنيا بيشتر باشد، نياز او به ديگران بيشتر است . »
هراندازه گرايش به تجمّلات وظواهر زندگي درانسان بيشتر باشد، به هـمـان اندازه يابيشتر، آزادي و آزادگي او از بين مي رود، و وابسته مي شود و هر قدر وابسته و اسير مادّيات باشد، به همان قدر شخصيت انساني او به خطر مي افتد، و او را از مقامش دور مي كند.
ملتي که به خودباوري دست يافته و سعي در خود اتکايي و کسب استقلالهمه جانبه دارد، زندگي فردي و جمعي خود را به دور از هر گونه اسراف و تبذير سامان مي بخشد.
از اطلاق برخي از آيات و لازمه برخي ديگر، لزوم استقلال اقتصادي فهميده مي شود که درذيل به آنها اشاره مي شود. قرآن در اين باره به مسلمانان چنين هشدار داده است : « وَ لَن يجَْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلي المُْؤْمِنِينَ سَبِيلا[3]؛ خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلّطي نداده است‏. »
يعني كافران نه تنها از نظر منطق بلكه از نظر نظامي و سياسي و فرهنگي و اقتصادي و خلاصه از هيچ نظر بر افراد با ايمان، چيره نخواهند شد.[4]
از جمله راههاي سلطه کفار بر مومنين سلطه اقتصادي است. متاسفانه در اين روزگار، سلطه اقتصادي بيگانگان بر مسلمانان تحقق يافته است و اين واقعيت تلخ به دليل عمل نکردن مسلمانان به مقتضاي ايمان است. مطابق مستفاد از اين آيه مومنان وظيفه دارند تلاش کنند و خود را از وابستگي ها – از جمله وابستگي اقتصادي – رهايي دهند.
آيات‌ و روايات‌ مربوط‌ به‌ ممنوعيت‌ وابستگي‌، فراوان‌است‌ كه‌ از ميان‌ آنها يك‌ آيه‌ مطرح‌ و به‌ اختصار بررسي‌مي‌گردد:
خداوند خطاب‌ به‌ پيامبر عظيم‌الشأن‌ اسلام‌(ص) مي‌فرمايد:
«فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَ مَن تَابَ مَعَكَ وَ لَا تَطْغَوْاْ  إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ. وَ لَا تَرْكَنُواْ إِلي الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ مَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُون [5]؛ همواره‌ با آنان‌ كه‌ با تو رو به‌ خدا كرده‌اند هم‌ چنان‌ كه‌ مأمور شده‌اي‌ثابت‌ قدم‌ باش‌؛ و طغيان‌نكنيد كه‌ او به‌ هر كاري‌ كه‌ مي‌كنيدبيناست‌. به‌ ستم‌كاران‌ ميل‌ مكنيد كه‌ آتش‌ بسوزاندتان‌ و شما را جز خدا هيچ‌دوستي‌ نيست‌ و كسي‌ ياريتان‌ نكند. »
بديهي است كه در درجه اول نبايد در ظلمها و ستمگريهايشان شركت جست و از آنها كمك گرفت، و در درجه بعد اتكاء بر آنها در آنچه مايه ضعف و ناتواني جامعه اسلامي و از دست دادن استقلال و خودكفايي و تبديل شدن به يك عضو وابسته و ناتوان مي‏گردد بايد از ميان برود كه اين گونه ركونها جز شكست و ناكامي و ضعف جوامع اسلامي، نتيجه‏اي نخواهد داشت.[6]
امام خميني(ره) كه از اوضاع دنياي معاصر به‌خوبي آگاه و به مسائل آن دقيق بود، يكي از علت‌هاي توسعه‌نيافتگي جوامع مسلمان را وابستگي اقتصادي آنان مي‌دانست. ايشان براي رهايي مسلمانان از اين بند و بحران ذلت‌آور، عمل به آموزه‌هاي اسلامي را كه متضمن زندگي شرافتمندانه است، چاره‌ساز مي‌دانست.
از ديدگاه امام خميني(ره) ايجاد فرهنگ تجمل گرايي و مصرف‌زدگي، نقشه‌اي حساب‌شده و استعماري براي غارت و چپاول ثروت‌هاي دنياي اسلام است كه به تبع آن، جوامع اسلامي از رشد و پيشرفت بي‌نصيب مي‌مانند.
«از جمله نقشه‌ها، كه مع‌الاسف تأثير بزرگي در كشورها و كشور عزيزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زيادي به جا مانده، بيگانه نمودن كشورهاي استعمارزده از خويش، و غرب‌زده و شرق‌زده نمودن آنان است. …
قصه اين امر غم‌انگيز طولاني و ضربه‌هايي كه از آن خورده و اكنون نيز مي‌خوريم، كُشنده و كوبنده است؛ و غم‌انگيزتر اينكه آنان ملت‌هاي ستم‌ديده زيرسلطه را در همه‌چيز عقب نگه‌داشته و كشورهايي مصرفي بار آوردند. … وارد كردن كالاها از هر قماش و سرگرم‌كردن بانوان و مردان، خصوصاً طبقه جوان، به اقسام اجناس وارداتي، از قبيل ابزار آرايش و تزئينات و تجملات و بازي‌هاي كودكانه، و به مسابقه كشاندن خانواده‌ها و مصرفي بار آوردن هر چه بيشتر، كه خود داستان‌هاي غم‌انگيز دارد، و سرگرم كردن و به تباهي كشاندن جوان‌ها، كه عضو فعال هستند… و ده‌ها از اين مصائب حساب شده، براي عقب نگه‌داشتن كشورهاست».[7]
امام خميني تقويت بنيه هاي اقتصادي را براي استقلال کشور ضروري دانسته و معتقد بودند بدون استقلال مادي و خودکفايي نسبي ، استقلال در ساير زمينه ها نيز ممکن نيست .
اگر مملکت شما در اقتصاد نجات پيدا نکند و وابستگي اقتصادي داشته باشد، همه جور وابستگي دنبالش مي آيد و وابستگي سياسي هم پيدا مي کنيم، وابستگي نظامي هم پيدا مي کنيم براي اين که وقتي ما چيزي نداشتيم، دستمان به طرف آمريکا دراز مي شود و آمريکا همه چيز را به ما تحميل مي کند . ما وقتي مي توانيم زير بار او نرويم که قدرتمند باشيم . [8]
امام وابستگي اقتصادي را يکي از آسيب هاي انقلاب دانسته، و آن را عامل رجعت به وضعيت پيش از انقلاب مي دانند که آن وضعيت زمينه هاي ساختاري بروز جنبش هاي انقلابي را فراهم کرد. [9]
[1]استقلال‌ به‌ معني‌ اعمال‌ حاكميت‌ يك‌ دولت‌ در محدوده‌مرزهاي‌ جغرافيايي‌ و دفاع‌ از اين‌ مرزها در برابر تجاوز خارجي‌است‌.( محمد علي شاه آبادي ،مروري بر تجمل و اسراف ، تهران: انتشارات دانش و انديشه معاصر، 1380، ص 80 )
 
[2] محمد باقر مجلسي،پيشين، ج 70 ،ص 92
 [3]  نساء /141
[4]  احمد بابايي، برگزيده تفسير نمونه، ج‏1، چاپ سيزدهم، تهران :انتشارات دار الكتب الاسلاميه‏،1382، ص: 467
[5]  هود / 112و 113
[6] احمد بابايي،  پيشين، ص: 384
[7] سيد روح الله موسوي خميني، وصيت‌نامه موضوعي امام خميني(ره)، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)، 1377، صص28-30.
[8] سيد روح الله موسوي خميني، صحيفه نور،پيشين، ج 11،  ص 117
[9] ر . ک: همان، ج 11، ص 204 .
لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
نظر اسلام درباره تجمل گرايي

تجمل و تجمل گرايي:پایان نامه درمورد تجمل گرايي

فرق بين تجمل و تجمل گرايي

تجمل به معناي آراستگي ظاهر و تجمل‌گرايي به معناي افراط و و زياده‌روي در آراستگي است. ميانه‌روي در بهره‌گيري از نعمت‌هاي الهي و آراستگي زندگي، امري نيکوست، اما زياده‌روي در آن، مانند تنوع بيش از حد لباس و لوازم آرايشي، و محيط‌‌آرايي جديد هرسالة منزل، اسراف و نکوهيده است. تجمل‏گرايي در ديدگاه عرف، به معناي روي‏آوري بيش از حد به ماديات و گردآوري اشيا و لوازم غيرضروري و دل‏بستن به آنهاست، به گونه‏اي که اين عمل، به يک هدف براي انسان‏ها تبديل شود.
البته بايد توجه داشت که پرهيز از تجمل‌گرايي به معناي بي‌توجهي به آراستگي ظاهري زندگي نيست. از اين‌رو در روايات اسلامي، از يک سو مسلمانان را به ساده ‌زيستي و پرهيز از تجمل‌گرايي توصيه مي‌کند و از سوي ديگر، به زيبايي و آراستگي ظاهر تشويق مي‌کند. مسلم است که اين، جنبه مثبت و معمول تجمل‏ است که خداوند و ائمه اطهار بر آن تأکيد کرده‏اند و بايد به کنترل و مراقبت آدمي درآيد؛ زيرا اگر از حد معمول فراتر رود و به افراط کشيده شود، به امري ناپسند و نامعقول تبديل خواهد شد.
با تأملي دقيق در دو واژه تجمل و تجمل گرايي، درمي‌يابيم که آنچه اين دو را از هم جدا کرده و وجه تمايز بين ايندو مي‌شود، آن است که اساس «تجمل» بر پايه نياز حقيقي و طبيعي انسانهاست؛ در حالي که تجمل گرايي و مصرف زدگي در نيازهاي کاذب و زياده‌خواهيهاي انسان، ريشه دارد. با اين توضيح که: انسان موجودي مرکب از دو بعد ماده و معني است و هر يک از دو بعد وجودي او، نيازهاي خاص خود را دارد که بايد مورد ملاحظه قرار گرفته و برآورده گردد. دين مبين اسلام نيز نيازهاي گوناگون انسان را مد نظر قرار داده و به عنوان مکتب اعتدال، افراط و تفريط در هيچ يک از حوزه هاي زندگي را اجازه نداده است.
در حقيقت، اين نيازهاي کاذب و غير ضروري انسانهاست که آنها را به سوي انواع اسرافها و زياده‌ خواهيها سوق مي‌دهد، و از آنها انسانهايي تجمل گرا مي‌سازد؛ نه نيازهاي طبيعي و حقيقي آنها. از آنجايي که انسان موجودي حريص در مواجهه با مظاهر دنيا است، کنترل خود را از دست داده و راه افراط و تفريط را در پيش مي گيرد، تمام سعي و همتش را در جهت جمع آوري زرق و برق دنيا، صرف نموده، زهد، تقوا، ساده زيستي و قناعت را به کلي فراموش مي نمايد و با تجمل گرايي، در راه اسراف و افراط و گناه گام بر مي دارد و در اين راه هيچ چيزي چشم طمعش را پر نمي کند.
به عبارت ديگر، وقتي در جامعه‌اي، انواع کالاهاي لوکس و اشياي گران‌قيمت تبليغ شود، بسياري از آدمها تحت تأثير اين تبليغات قرار مي‌گيرند و در آنها نوعي نياز کاذب و اشتهاي دروغين پديد مي‌آيد، و در نتيجه بدون آنکه نيازي بدانها داشته باشند به خريد آنها اقدام مي‌کنند، و بدين گونه، راه براي مصرف هر چه بيش‌تر، هموار مي‌شود؛ اين در حالي است که:
«از مباحث اساسي اسلام در اخلاق مصرف،‌نفي نيازهاي کاذب و غير واقعي است که خود، از تمايزات اساسي ميان مکتب اقتصادي اسلام با نظام سرمايه‌داري به شمار مي‌رود. از ديدگاه اسلام، نياز مادي آدمي، بايد در حدّ متعارف تأمين گردد؛ ولي مصارف بيهوده و کاذب به هيچ روي تأييد نشده است.»[1]
به تعبير استاد شهيد مطهري;: «… آيا اين همه محصولات ماشيني که در دنيا توليد مي‌شود بر اساس احتياج بشر است؟ ابداً. هيچ با احتياجات بشر هماهنگ نيست. ققط حرصها و آزهاست که اينها را به اين شکل درآورده است. مصرف چطور؟ امروز هزاران نيرنگ در دنيا به کار مي‌برند. براي اينکه مصرفهاي مصنوعي بسازند. تمام وسايل ارتباط جمعي دنيا در خدمت سرمايه‌دارهاي بزرگ است براي ايجاد اشتهاي کاذب در مصرف کردن؛ يعني ماشينها پيوسته دارند توليد مي‌کنند؛ ولي چون بشر اين مقدار نياز ندارد، آنها با وسايل مختلف، با موسيقي، با جاذبه‌هاي زنان، با فيلمها، با تلويزيونها و وسايل ديگر مي‌خواهند کالاهاي توليد شده را به خورد بشر بدهند، که بشر از يک طرف، مدام بدود براي پول در آوردن، و از طرف ديگر به سرعت خرج کند براي اينکه چرخهاي ماشينهاي اينها بگردد.»[2]
«از ياد نبريم که نيازهاي کاذب، آدمي را به مصرف گرايي و تجملات مي‌کشاند و به اميال نفساني وي دامن مي‌زند، و با گرايشهاي متعالي اسلام همانند عدالت‌خواهي و نوع دوستي و ارزشهاي اصيلي همچون زهد و قناعت در تضاد است. اولياي الهي از يک سو با ارائه الگوي عملي مصرف که مبتني بر ارزشهاي ديني است، به تبليغ مصرف اسلامي مي‌پرداخته‌اند، و با زهد و ساده‌زيستي، هر گونه مصرف گرايي و تجمل‌پرستي را مردود دانسته‌اند و از سوي ديگر، با تعديل و کنترل تبليغات، هر گونه اقدام مسلمانان را که نشان از مصرف گرايي داشت، نکوهيده‌اند.[3]»
در روايات اسلامي از انسانهايي که روح تجمل ‌گرايي دارند، و همواره در پي پاسخ‌گويي به نيازهاي کاذب و خواسته‌هاي نفساني سيري ناپذيري‌اند، به عنوان کساني ياد شده است که از نگاه مِهرآميز خداوند بي‌بهره‌اند.
در حديثي زيبا از رسول خاتم(ص) در اين باره مي‌خوانيم: «مَنْ اَکَلَ ما يشْتَهي، وَ لَبسَ ما يشْتَهي، وَ رَکِبَ ما يشْتَهي، لَمْ ينْظُرِ اللهُ اِلَيهِ حَتّي ينْزَعَ اَوْ يتْرُکَ؛[4] هر کس هر چه [دلش]‌خواست بخورد، هر چه دوست داشت بپوشد و هر چه از مرکبها [نظرش را گرفت] سوار شود، خداوند [با نظر لطف آميز] به او ننگرد، تا او را مرگ فرا رسد يا آن کارها را وانهد. »
بايد توجه داشت در استفاده و بهره گيري از امکانات مادي، لازم است مطابق نيازهاي واقعي و نه نيازهاي کاذب عمل کرد. نياز واقعي هر انساني در هر دوره اي از زندگي او معلوم است اما نياز کاذب چيست؟ وقتي انسان به امکانات موجود توجه داشته باشد و يا آن را در زندگي ديگران بيابد آنگاه به يک بازنگري در زندگي و امکانات خويش بپردازد احساس نياز به يکسري از امکاناتي مي کند که فقط توجيهاتي ذهني براي بهره گيري از آن ها دارد.
خداوند متعال توصيه مي فرمايد که چشم به زندگي ديگران ندوزيد «لاَ تَمُدَّنَّ عَينَيکَ إِلَي مَا مَتَّعْنَا بِهِ»[5] که شيفته امکانات و مال و ثروت ايشان شويد زيرا همه چيز براي خداست و اگر دارا بودن امکانات مادي و تجمل گرايي در زندگي مفيد و مناسب بود حداقل در زندگي يکي از اوليا و پيشوايان ديني ديده مي شد[6].
 
[1] جواد ايروانى، اخلاق اقتصادي از ديدگاه قرآن و حديث، مشهد: دانشگاه علوم اسلامي رضوى، 1384 ش، ص312.
[2] مرتضي مطهرى، فلسفه اخلاق، چاپ بيستم، قم: صدرا،  1377 ش، ص237.
[3] جواد ايروانى،  پيشين، ص273
[4] ابو محمد حسن بن علي بن حسين بن شعبه حرّانى،تحف العقول، ترجمه و تحقيق: صادق حسن‌زاده، قم،  انتشارات آل على،1382، ص63.
[5]  حجر/88
[6] البته لازم به ذکر است که اميرالمومنين عليه السلام با دست خود مزارع زيادي ايجاد  و آنها را به وقف گذاشته بود يعني ثروت خود را در خدمت مردم قرار مي داد.
لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
نظر اسلام درباره تجمل گرايي

پایان نامه آموزش های مهارتی:/آموزش همراه با تولید

  • پیشینه آموزش همراه با تولید

تلفیق کار و درس نخستین بار توسط اتحاد جماهیر شوروی در سال 1920 میلادی شروع شد که سهمی از برنامه ی تحصیلی دانش آموزان به یادگیری پیشه های صنعتی ، کشاورزی و خدماتی اختصاص داده شد.  و از سال 1985 برنامه کار (( 1 روز در هفته )) برای همه دانش آموازن اجباری گردید . در جمهوری خلق چین از سال 1985 ، کار تولیدی رسما در برنامه تحصیلی دانش آموزان جای می گیرد . پس از 10 سال تثبیت می شود. و استفاده از نیروی کار دانش آموزان مدارس به عنوان یک تاکید در جریان تلفیق کار و درس مورد توجه قرار می گیرد، حتی نوآموزان دبستانی نیز از سن 10 سالگی به کار گماشته می شوند و علاوه بر کارهای یدی داخل مدرسه ، مدت دو هفته از سال را اجباری در فعالیت های تولیدی کارگاهی و کشاورزی می گذرانند .  مدت کار تولیدی ، در سنین بالاتر به تدریج در دوره متوسطه از یک ماه در سال و در دوره های دانشگاهی تا بیش از 5 ماه در سال در برنامه تحصیلی گنجانده می شود. در حال حاضر همه مدارس چین دارای کارگاه های تولیدی اختصاصی هستند که بر حسب حوزه جغرافیایی ممکن است کوچک یا بزرگ باشد این کارگاه ها ، تحت نظر معاون تولید مدرسه و در پیوند با یک کارخانه مادر در تمام مدت سال فعالیت تولیدی دارند . تولید این کارگا ه ها با مشارکت محصلین مدرسه و کارگران ثابت و به سفارش کارخانه مادر ، به دست می آید و عواید آن بین کارخانه ی مادر ( استهلاک سرمایه ) و نیروی کار ( دانش آموزان و کارگران کارگاه ) و مدرسه ( مخارج اداری) تقسیم می شود.
در کوبا هم در دبیرستان ( 5 هفته در سال ) شبیه چین عمل می شود و از سال 1973 مدارس ابتدایی به صورت باغ – مدرسه درآمدند و تولید انواع سبزی ها و میوه های تازه مورد نیاز جامعه را در برنامه تحصیلی خود می گنجانند.
افرادی که در مراکز آموزش فنی و حرفه ای در کشور ترکیه ، دوره آموزش مهارت را می گذرانند ، دو روز در هفته را به مباحث تئوری و سه روز را در موسسات به کار عملی ( آموزش همراه تولید ) مشغول هستند و تا پایان دوره مهارت آموزی خود علاوه بر برخورداری از حق بیمه ، معادل 30 % از حقوق رسمی ، دریافتی خواهند داشت . معمولا مهارت آموزان رشته های صنعتی و خدماتی با طول دوره 3 ساله حضور پررنگ تری در جامعه دارند . انتخاب پروژه های آموزشی در این کشور به نحوی است که با استفاده از الگوهای آموزشی ، دستیابی سریع اقتصادی  و کار آفرینی به کارآموز القا می گردد؛ مانند ساخت و تولید اسباب بازی با استفاده از مواد زائد توسط دانش آموزان در مدارس و مراکز آموزشی ( خاکی ، رافع 1391 ) .

  • آموزش و تأثیر آن بر بازاریابی

امروزه وجود نمایندگان فروش متخصص و کارآمد، می تواند در موفقیت، توسعه و رشد صنایع مختلف تأثیر عمیقی بگذارد. زیرا فروشندگان و نمایندگان فروش بخش مهمی از سازمان هستند که بطور دائم با مصرف کنندگان و مشتریان ارتباط دارند ،  با مشتریان صحبت می کنند ، از نظرات آنها آگاه می شوند و  نسبت به سلایق آنها اطلاعات کسب می کنند. اما رقابت کردن در دنیای امروز بسیار دشوار شده است(آگوال،2011).
لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
امکان سنجی آموزش های مهارتی محصول محور در سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور

اقسام مسئولیت مدنی:/پایان نامه ضررهای جمعی

اقسام مسئولیت مدنی

مسئولیت مدنی با لحاظ بستر و قلمرو آن که در زمینه حقوق قراردادی باشد یا ناشی از قرارداد نباشد، به دو گونه قراردادی و خارج از قرارداد تقسیم می شود.
امروزه توسعه نظام اجتماعی و پیشرفت تکنولوژی باعث بروز خطرات و حوادث غیرقابل پیش بینی گردیده که هر روزه بر دامنۀ مسئولیت می افزاید، تا صاحبان سرمایه که دارای مکنت و قدرت هستند، کمتر از نفوذ خود استفاده و به وسیله ضمان مهار و محدود گردند. پس نباید چنین تصور نمود که یگانه منبع ایجاد مسئولیت تقصیر است.
پیوسته این سؤال به ذهن متبادر می شود که آیا هر یک از این دو نظام وجود مستقلی دارند یا هر دو زیر بیرق مسئولیت مدنی حرکت می کنند. عده ای از محققین اختلاف بین این دو مسئولیت را چنان عمیق و اساسی تشخیص داده که پیشنهاد نموده اند در قراردادها به جای اصطلاح مسئولیت بهتر آن است که از واژۀ (ضمان یا تضمین) قراردادی استفاده شود. تا با مسئولیت مدنی اشتباه نگردد، اما گروهی دیگر دامنه اختلاف را تا بدین حد ندانسته و اعتقاد دارند تا حد ممکن باید دامنۀ مسئولیت را توسعه داد. اما آنچه مسلم است امروزه مسئولیت مدنی به دو شاخۀ فرعی مسئولیت قراردادی و مسئولیت قهری تقسیم گردیده که هر یک دارای خصوصیات مختص خود هستند.

گفتار اول- مسئولیت مدنی قراردادی

این نوع مسئولیت در نتیجۀ تخطی از اجرای تعهدی است که از انعقاد قرارداد ناشی شده است. طبیعی است شخصی که پیمان بسته می بایست بر آن استوار باشد و الا در صورت بروز خسارتی که بدین وسیله به هم پیمانانش وارد آمده ضامن است. مسئولیتی که در نتیجۀ این تخلف ایجاد می گردد ریشه در تعهدی دارد که «مسئولیت قراردادی»  خوانده می شود، زیرا تعهدی که نقض گردیده ناشی از قرارداد است که تعهد اصلی نامیده می شود و تعهدی که به سبب و بعد از نقض قرارداد در عهده مدیون قرار می گیرد، تعهدی فرعی بوده که تعهد ثانویه نام دارد. شاید به همین دلیل است که جبران خسارت در زمرۀ وقایع حقوقی آمده چرا که حتی زمانی که در یک عمل حقوقی شخصی عمداً و به قصد اضرار به دیگری فعل یا ترک فعلی را مرتکب می گردد ایجاد نتیجه که جبران ضرر بوده دیگر از حیطۀ اختیار عامل وارد کننده زیان خارج است.
مسئولیت در صورتی قراردادی محسوب می گردد که دارای شرایط ذیل باشد:
– بین زیان دیده و عامل ورود زیان قرارداد نافذی حکومت کند. بی شک در مسئولیت قراردادی نتیجۀ تخلف از اجرای تعهد ناشی از عقد است.
– خسارت ناشی از اجرا نکردن مفاد این قرارداد باشد.
لازم به ذکر است، که تنها وجود قرارداد بین دو شخص، به تنهائی این نتیجه را نمی دهد، که هر گاه یکی به دیگری ضرر برساند مسئولیت او قراردادی است. به عنوان مثال اگر مستأجری با ماشین موجر تصادف کند و زیانی ببیند، هیچ کس مسئولیت موجر را قراردادی نمی داند.[1]
[1] حمید،بهرامی احمدی،مسئولیت مدنی،نشرمیزان،چاپ دوم،1390،ص 40
لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
ضررهای جمعی در مسئولیت مدنی

پایان نامه رهن دریایی//سابقه‌ی قانونگذاری رهن دریایی

سابقه‌ی قانونگذاری
برای بررسی هرچه بهتر و آشنایی عمیق‌تر با قرارداد رهن دریایی لازم است در ابتدا سابقه‌ی قانونگذاری در این موضوع در مقررات داخلی و سپس، در قوانین بین‌المللی مدنظر قرار گیرد.
 
بند اول: مقررات داخلی
با مروری اجمالی در نظام حقوقی ایران ملاحظه می‌شود که هم در قانون مدنی و هم در قانون ثبت، به طور کلی، موادی به رهن اختصاص یافته است. در قانون مدنی، فصل هجدهم در باب عقود معین در خصوص رهن وضع شده است  و همچنین، با توجه به رویه‌ی معمول در کشور، قانون ثبت به عنوان یکی از مقررات عام اجرا‌شدنی خواهد بود. علاوه بر این مقررات عمومی، می‌توان به مقررات خاص از جمله قانون دریایی مصوب 1343 و قانون الحاق دولت ایران به کنوانسیون رهن دریایی و حقوق ممتازه، مصوب 1345، اشاره کرد.
 
الف. قوانین عام

  1. قانون مدنی

قانون مدنی از جامع‌ترین قوانین اصلی و موضوعه‌ی ایران تلقی می‌گردد که درباره‌ی کلیات حقوقی، مفادی دارد که در‌هر‌صورت مراجعه به آن موجب روشن‌شدن ذهن می‌شود و اغلب اصل مسائل موضوعه و چارچوب های کلی را نیز تا حدود زیادی حل می‌سازد یا حداقل راه‌حل‌های کلی را نشان می‌دهد.
مقررات رهن در قانون مدنی عمدتاً از منابع فقهی گرفته شده است و در فصل هجدهم قانون مدنی از باب عقود معین ذیل عنوان عقود معین منعکس گردیده است. قواعد رهن مدنی برای کلیه‌ی رهن‌ها در زمینه‌های تجاری و مدنی ملاک عمل قرار گرفته است، مگر اینکه قانونی خاص، از شمول این مقررات بکاهد. در همین راستا، قانون دریایی به‌دلیل اهمیت موضوع رهن دریایی و با توجه به جنبه‌های عرفی و دریا‌نوردی سعی کرده است که پاره‌ای از قواعد رهن مدنی را کنار بگذارد و مقررات جدیدی را در خصوص رهن دریایی تدوین نماید؛ به همین جهت، در موضوع رهن دریایی، مسلماً قانون دریایی به‌صراحت ماده‌ی 42 که مقرر می‌دارد کشتی مال منقول است و رهن آن تابع احکام این قانون است، به‌عنوان قانون خاصِ بعد از ورود قانون مدنی، در موارد تعارض ، قواعد عام  قانون مدنی را در زمینه رهن دریائی تخصیص میزند. لیکن، در جایی که قانون دریایی حکم خاصی را پیش‌بینی نکرده است، می‌توان به قانون عام مراجعه نمود، چرا که قانون مدنی حاوی قواعد عام رهن است و رهن دریائی نیز ماهیت رهن و وثیقه عینی را داراست.
 

  1. قانون ثبت

قانون ثبت در خصوص معاملات رهنی مقرراتی را بیان داشته است. مطلوب است به جایگاه این مواد و تأثیر آن بر مواد مربوط به رهن مدنی اشاره گردد. عمده‌ترین مواد مربوط به اسناد رسمی وثیقه‌ای، ماده‌ی ۳۳ و ۳۴ اصلاحی قانون ثبت است که با برخی از مواد قانون مدنی در تعارض بوده است.
به طور کل می‌توان گفت تصویب مواد ۳۳ و ۳۴ قانون ثبت و تبصره‌های ذیل آن، در برخی مواد قانون مدنی از جمله مواد ۷۷۱،۷۷۷،۷۷۹ و۷۸۱ موثر بوده است و در مقام اجرا، این مواد را نسخ یا دامنه‌ی آن را محدود کرده است. به‌عنوان مثال، می‌توان به ماده‌ی 777 قانون مدنی اشاره کرد. طبق این ماده، راهن می‌تواند ضمن عقد رهن به مرتهن وکالت دهد که اگر در موعد مقرر، راهن دین خود را ادا ننمود، مرتهن از عین مرهونه یا قیمت آن، طلب خود را استیفا کند. ولی با توجه به ماده‌ی 34 قانون ثبت، بستانکار، اعم از اینکه از طرف بدهکار وکالت داشته باشد یا نداشته باشد، ناگزیر است که برای فروش مال مرهون و استیفای طلب، به مراجع قانونی مراجعه نماید و این مرجع در‌مورد اسناد رهنی که به صورت رسمی تنظیم گردیده، اداره ثبت است و در این راستا، ماده‌ی 34 قانون ثبت اجرا می‌شود و در‌مورد اسناد رهنی عادی به دادگاه مراجعه می‌شود که در این صورت ماده‌ی 779 قانون مدنی اجرا می‌شود. با این اوصاف، باید پذیرفت که وکالت در اسناد رسمی از شمول ماده‌ی 777 قانون مدنی خارج است و ماده‌ی 34 قانون ثبت را مخصص ماده 777 قانون مدنی تلقی نمود.[1]
همچنین، طبق آیین‌نامه‌ی اجرای مفاد اسناد رسمی لازم‌الاجرا، اجرای مفاد اسناد رسمی مذکور و فروش مال مرهون با توجه به ماده‌ی ۳۴ قانون ثبت از طریق دفتر خانه‌ای که سند را ثبت کرده است، صورت می‌گیرد.
قانون دریایی در قسمت دوم از فصل یک، موادی را به ثبت کشتی و همچنین ثبت معاملات مربوط به آن اختصاص داده است. لیکن، از قانون ثبت به‌عنوان قانون عام، در زمینه‌ی اجرا و فک اسناد رهنی در بسیاری از موارد، با توجه به خلأهای قانونی موجود در زمینه‌ی رهن دریایی استفاده می‌شود و عملاً هم دیده می‌شود که بسیاری از دست‌اندر‌کاران از عمل به مقررات دریایی خودداری کرده و با توجه به رویه‌های معمول، این اسناد را تنظیم می‌کنند و عموماً علت این امر را نارسایی و ایرادات قانون دریایی عنوان می‌نمایند.
 
ب. قوانین خاص
کشور ایران با وجود داشتن بیش از 1800 کیلومتر مرز آبی بین‌المللی در جنوب و 600 کیلومتر مرز آبی در شمال و سابقه‌ی طولانی دریانوردی، تا سال 1343 فاقد قانون مدون و جامع دریایی بود و تنها از مقررات مدنی در زمینه‌ی رهن دریایی استفاده می‌شد. عقد رهن در قانون مدنی، هرچند جواب‌گوی شرایط اقتصادی زمان خود بوده است،اما، با افزایش حجم سرمایه‌گذاری‌ها و میزان اعتبارات بازرگانی، دیگر با شرایط اقتصادی و بین‌المللی زمان ما تطبیق‌پذیر نیست.همچنین، به‌دلیل ویژگی‌های خاص رهن دریایی و وام‌های کلانی که به‌‌منظور توسعه‌ی حمل‌و‌نقل و تجارت دریایی اخذ می‌شودو نتیجتاً حمایت بیش‌تری از مرتهنین را طلب می‌نماید، نیاز به تدوین مقررات ویژه در این زمینه احساس شد؛ بنابراین، در سال 1343 برای نخستین بار، قانونی به تصویب رسید که خاص حقوق دریایی بود و به‌عنوان «قانون دریایی ایران» شهرت یافت. از سوی دیگر، پیوستن ایران به برخی کنوانسیون‌ها، زمینه‌ی ظهور قواعد و مقررات بین‌المللی راجع‌به رهن و حقوق ممتازه را در حقوق دریایی ایران فراهم نمود.
[1]در این راستا نظریات مختلفی ارائه شده است. برای دیدن نظری که معتقد به نسخ ضمنی است، ر.ک: دکترمحمدجعفر جعفری لنگرودی، رهن و صلح، چاپ 3، تهران: کتابخانه گنج دانش، 1378، ش 133، ص84، ؛ نظری که قائل به محدود‌شدن اختیار وکیل در ماده‌ی 34 قانون ثبت است، ر.ک: دکتر ناصر کاتوزیان، حقوق مدنی عقود معین، جلد 4، چاپ 11، تهران: کتابخانه گنج دانش، 1387، ش 341، ص 527 .
لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
رهن دریایی

پایان نامه تیپ های شخصیتی:نظریه های مربوط به شخصیت

نظریه های مربوط به تاثیر دوران پیش از تولد در شخصیت

در میان روانکاران فیلس گرینکروفودور نظریه هایی مبنی بر تاثیر محیط پیش از تولد در رشد بعدی شخصیت ابراز می دارند.اگر چه این دو مولف در چند مسئله با هم اختلاف نظر زیادی دارند، اما در نظریه های ایشان چندین تمایل مشترک موجود است:
هر دو اهمیت تاثیر دوره پیش از تولد را در شخصیت بعدی خاطر نشان می سازند.
هر دو موافق اند که محیط بیش از تول گاهی ممکن است رنج زا باشد وهردو این رنج زا بودن را به محرکهای خارجی نسبت می دهند.به نظر فیلس گرینکر این محرکها اغتشاش هایی مانند صداهای شدید، و به نظر فودورشدت روابط جنسی پدر و مادرند.اختلاف اساسی میان نظریه های دو مولف در فرآیندهای مورد فرض آنها و نوع برهان هایی است که می آورند.فیلس گرینکر از یک “پیش نگرانی” سخن می گوید که در یک سطح ساده بازتاب ، احتمالا از راه نوعی فرآیند مشروط شده عمل می کنند.در حالی که فودوریک “آگاهی جسمانی” می شناسد که به سوی یک محتوی هدایت می شود و مخابره” دوره احساسی” بین مادر و جنین عمل آن را ممکن می سازد.فیلس گرینکو برای اثبات نظریه خود به مشاهدات بالینی و آزمایشگاهی متوسل شده، در صورتی که فودور عقایدش را بر اساس تعبیر آنچه که آن را “رویاهای پیش از تولد” نامیده و از خودش و بیمارانش استنتاج کرده، ساخته است.
اما نظریه فروید از نظریه این دو مولف محافظه کارانه تر است.او توضیح می دهد که توده های عظیم از محرکهای جهان خارجی به سوی نوزاد هجوم می آورند و نوزاد به طور متناسب نمی تواند در مقابل آنها از خود دفاع کند.فروید می کوشد برای حوادثی که ممکن است طی زایمان پیش آید کمترین حد اهمیت را قائل شود و قبول نداردکه کودک بتواند از آنچه واقعا در این زمان براومی گذرد آگاه باشد.
رانک نقش اساسی را در ساختمان شخصیت در این دوره برای ضعطه تولد قائل است.اومی گوید: ضعطه تولد یک خزانه اضطراب در نوزاد می سازد که قسمتهای مختلف آن در تمام دوران زندگی تخلیه می گردند رانک اضافه می کند که نوزاد احساس های بینایی جدایی دردناک از مادر نگه می دارد،به طوری که هر نوع جدایی بعدی به صورت یک تهدید درمی آید.

کیفیت تشکیل شخصیت

هویت اجتماعی و شخصیت هر شخص در جامعه، در کنش متقابل اجتماعی در نتیجه تماس با اشخاص دیگر در گروههای اجتماعی و زیستی تحقق می یابد و این جریان تحت تاثیر ده ها پدیده ی فرهنگی صورت می گیرد و هر یک ازآنها در رفتار و عاطفه ی او ظاهر می شود.این پدیده های فرهنگی متنوعند مانند هنرها، ادبیات عامیانه، ارزشها و عقاید مذهبی و ملی و بسیاری از آداب و رسوم و عادات اجتماعی و فرهنگی مادی که هر یک در تکوین و تشکیل شخصیت اجتماعی شخص تاثیر مثبت می گذارد.
به عبارت دیگر فرد در جریان عمل متقابل با دیگران دارای شخصیت می شود و عکس العمل های دیگران نسبت به کارهایی که فرد می کند پیوسته در پرورش شخصیت تاثیر می گذرد.
لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
بررسی تفاوت بین انواع تیپ های شخصیتی در بین دانشجویان دارای اضافه وزن و عادی

پایان نامه حقوق دریاها/:لایه‌های ارتباطی ایران و آیمو

سطوح و لایه‌های ارتباطی میان جمهوری اسلامی ایران و آیمو
جمهوری اسلامی ایران یکی از پیشگامان عضویت در سازمان بین‌المللی دریانوردی می‌باشد که به‌عنوان اولین کشور از منطقۀ خلیج‌فارس در سال 1958 میلادی و اندکی قبل از به اجرا درآمدن کنوانسیون ایجاد سازمان به آن ملحق شد. اگرچه ساختارهای حکومتی کشورها متنوع می‌باشد، امّا معمولاً در عرف دیپلماتیک دولت و در رأس آن رییس دولت اعم از رییس‌جمهور و یا نخست‌وزیر به‌عنوان نماینده‌ی حاکمیت در مناسبات بین‌المللی و منطقه‌ای و نیز روابط دوجانبه معرفی می‌گردند. این دولت و حاکمیت به‌نوبه خود می‌تواند نمایندگانی را برای برقراری رابطه، مذاکره و یا سایر تعاملات به‌طرف مقابل که می‌تواند یک یا چند دولت و یا سازمان بین‌المللی و منطقه‌ای باشد، معرفی نماید. در این صورت، دولت در مقابل اعمال و رفتارهای نماینده‌ی خود و نیز توافقات صورت گرفته از سوی ایشان، با در نظر گرفتن سطح اختیارات اعطاء شده به‌موجب قانون اساسی و یا قوانین عادی و نیز دولت، مسئولیت خواهد داشت.
ارتباط میان دولت جمهوری اسلامی ایران با سازمان بین‌المللی دریانوردی از چند کانال صورت می‌گیرد. در چارت ذیل سطوح و نحوۀ تعاملات میان هر یک از دستگاه‌ها و مقامات با آیمو و نیز با یکدیگر نشان داده می‌شود.
، دو وزارتخانه، یک سازمان و دو نماینده از سوی آن‌ها به‌طور مستقیم و یا غیرمستقیم با آیمو تعامل و ارتباط پیدا می‌کنند. در ذیل اجمالاً به هر یک از این سطوح ارتباطی پرداخته می‌شود.
2-3-1 وزارت امور خارجه
نقش وزارت امور خارجه کاملاً ملموس و قابل‌درک می‌باشد. تا آنجا که به آیمو مربوط می‌شود، این نقش بیش‌تر از طریق سفیر جمهوری اسلامی ایران در انگلیس که هم‌زمان از سوی وزیر امور خارجه به‌عنوان نماینده‌ی دائم کشورمان به آیمو معرفی گردید، ایفاء می‌شود. این امر ازلحاظ حقوقی مانع از برقراری ارتباط مستقیم میان این دو نهاد نیست. اسناد الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون‌ها و پروتکل‌های دریایی آیمو نیز با امضای وزیر امور خارجه و از طریق سفارت ایران در انگلیس و نمایندگی دائم نزد آیمو تسلیم دبیر کل آیمو می‌گردد. وزارت امور خارجه نیز از طریق معاونت ذی‌ربط خود مراودات و همکاری‌هایی را با سازمان بنادر و دریانوردی درزمینه‌ی نمایندگی سازمان و کشور در آیمو و مباحث مربوط به این سازمان دارد. همکاری میان وزارت امور خارجه و سازمان بنادر و دریانوردی به‌ویژه در هنگام برگزاری مجمع آیمو و نامزدی جهت عضویت در شورا و یا طرح مباحث فنی که با مباحث امنیتی و سیاسی گره می‌خورد، به اوج خود می‌رسد. نماینده‌ی ثابت سازمان بنادر و دریانوردی به‌عنوان معاون نماینده‌ی دائم جمهوری اسلامی ایران نزد آیمو نیز با موافقت وزیر راه و شهرسازی به وزارت امور خارجه معرفی می‌گردد.
لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
رویکرد ایران به کنوانسیون 1982 حقوق دریاها و علل عدم تصویب آن توسط جمهوری اسلامی ایران

پایان نامه درباره هوش اخلاقي/: هوش اخلاقي در مديريت

اصول هوش اخلاقي در مديريت
لنيك و كيل (2005) هوش اخلاقي را توانايي تشخيص درست از اشتباه مي دانند كه با اصول جهاني سازگار است. به نظر آنان، چهار اصل هوش اخلاقي زير براي موفقيت مداوم سازماني و شخصي ضروري است:
1- درستکاری:  يعني ايجاد هماهنگي بين آنچه كه به آن معتقديم و آنچه كه به آن عمل مي كنيم. انجام آنچه كه مي دانيم درست است و گفتن حرف راست در تمام زمانها. كسي كه هوش اخلاقي بالايي دارد، به شيوه اي عمل مي كند كه با اصول و عقايدش سازگار باشد.
2- مسئوليت پذيری: كسي كه هوش اخلاقي بالايي دارد، مسئوليت اعمال خود و پيامدهاي آن، همچنين اشتباه ها و شكست هاي خود را نيز مي پذيرد.
3- دل سوزي: توجه به ديگران كه داراي تأثير متقابل است. اگر نسبت به ديگران مهربان و دل سوز باشيم، آنان نيز در وقت نياز با ما همدردي مي كنند.
4- بخشش:  آگاهي از عيوب خود و تحمل اشتباه هاي ديگران.
 
عوامل تاثیر گذار بر هوش اخلاقی
نورسیا[1] (2011) معتقد است که نیات خوب، ایجاد حق انتخاب و انجام عمل انتخاب شده، نتایج مثبت و خوب برای فعالیت ها از جمله عوامل تاثیر گذار بر هوش اخلاقی است و همچنین نتایج منفی در فعالیت ها ممکن است باعث از بین رفتن هدف ها شود و این می تواند به دلیل محدودیت های ذهنی انسان، تعاملات اجتماعی پویا و پیچیده و تغییر در شرایط محیطی باشد. بنابراین رخنه در نیات بر کاهش هوش اخلاقی تاثیر گذار است و باید این اشتباهات و محدودیت ها، یادگیری و برای آینده اصلاح گردد. همچنین لینک ، کیل و جوردن(2011) اجرای برنامه های آموزشی شایستگی عاطفی را در افزایش هوش اخلاقی موثر می دانند. آنها شایستگی عاطفی را ظرفیتی برای تنظیم و همترازی در بین اهداف، اقدامات و ارزش ها تعریف می کنند. لینک و کیل(2005)معتقدند که با وجود این از نقطه نظر ادراکی قضاوت درباره کردار نیک و بد در اصول جهانی ریشه داشته و از تمامی موانع فرهنگی عبور می کند. انسان شناس در تحقیقاتش نشان داد که کد های اخلاقی در همه فرهنگ ها شامل به رسمیت شناختن مسئولیت پذیری، تعهد متقابل و توانایی در همدردی است. عمده آموزه های دینی نیز مشترکاً ارزش های چون تعهد به دیگران، مسئولیت پذیری، احترام و توجه به دیگران را مورد توجه قرار داده اند و در واقع هوش اخلاقی جهانی، مشترک در فرهنگ های مختلف وجود دارد. می توان گفت هوش اخلاقی اعتقاد عمیق فرد و ارزش های اوست که تمامی افکار و فعالیت ها را هدایت می کند(آراسته و همکاران،1389).
 
آموزش هوش اخلاقی به مدیران
به تازگی پژوهشگران سازمانی، علاقمند به هوش اخلاقی رهبری شده اند، زیرا می توان مرز بین نوعدوستی و خود پرستی را خوب توصیف کند. همانگونه که یافته های مطالعات نشان می دهند، این امکان که افراد بتوانند هوش اخلاقی خود را افزایش دهند و مهارت های اخلاقی شان را تقویت کنند، وجود دارد. بوربا (2005) این ده مرحله را برای پرورش هوش اخلاقی یا تربیت کارکنان اخلاقی به مدیران، پیشنهاد   می دهد:

  • احساس تعهد در راستای ایجاد و پرورش کارکنان اخلاقی؛
  • تلاش برای آنکه الگویی نمونه یا یک مثال اخلاقی قوی باشد؛
  • شناخت باورها و عقاید خودتان ضمن تسهیم آنها با دیگران؛
  • از لحظه آموختن، بهره بگیرید؛
  • انضباط را به عنوان یک درس اخلاقی به کار بندید؛
  • توقع رفتارهای اخلاقی داشته باشید؛
  • نسبت به آثار رفتارها واکنش نشان دهید؛
  • رفتارهای اخلاقی کارکنان را تقویت کنید و پاداش دهید؛

9 – روزانه اصول اخلاقی را اولویت بندی کنید؛
10- مشارکت و ثبت قانون طلایی؛
 
 
[1] – Dinorcia
لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
رابطه هوش اخلاقي با تعهد سازماني و اعتماد سازماني در بين كاركنان دانشگاه آزاد اسلامي واحد مرودشت

پایان نامه سازگاری زناشویی/:تئوری های شخصیت

تئوری های شخصیت :

تئوری های شخصیت اغلب در دو دسته نسبتا مشخصی قرار می گیرند. دسته اول تئوری هایی که روش آن ها بر اساس تحقیق درباره ظواهر رفتار، اعمال بیرونی و ظاهری قرار گرفته است که به آن ها دو تئوری صوری یا تئوری ماسک می گویند. دسته دوم تئوری هایی هستند که در آن از چگونگی و عمق شخصیت صحبت می‌شود. تمرکز ما در این بخش بر تئوری هایی صوری علی الخصوص تئوری صفات است. دیدگاه ها و نظریه‌های زیادی در مورد شخصیت با هدف تبیین چرا و چگونگی رفتار اسنان مطرح شده است که ادامه تعدادی از آنها را مطرح می کنیم.

تیپ هاش شخصیت :

الف ) شخصیت نوع B و A افراد دارای شخصیت A با ویژگی بیقراری و زیاد فعال بودن مشخص می شوند. در این افراد حس رقابت طلبی شدید، پرخاشجوی، نا آرامی، سرعت در گفتار و حرکات و عجول بودن مشاهده می شود. افراد دارای شخصیت A سعی دارند همه جنبه های زندگی یعنی آن هایی که قابل کنترل نیستند را به کنترل خود در می آورند و در این زمینه دچار هیجان و جوش و خروش زیادی می شوند و در صورتی که محیط از دست آنها خارج شود شدیدا عصبی و ناراحت می شوند. از ویژگی های مهم دیگر این افراد مستعهد بودن ابتلا به بیماری های عروق کرونر قلب است برعکس تیپ A، افراد دارای شخصیت B مسائل را خیلی آسان می گیرند و بیشتر به کیفیت زندگی اهمیت می دهند آن ها کمتر جاه طلب و کمتر بی حوصله و بیشتر منظم و محتاط هستند ( گنجی، 1380).
ب) شخصیت نوع F: در سال 1940 گروهی از روانشناسان اجتماعی به سرپرستی آدورنو[1] در آمریکا به مطالعه شخصیت اقتدار یا نوع F پرداختند. هدف این گروه شناخت شخصیت هایی بود که گرایش های ناشیستی و ضد یهودی داشتند و طرفدار تبعیض نژادی بودند. آن ها برای سنجش اقتدار طلبی مقیاسی تهیه کردند که به آن مقیاس F معروف شد. ویژگی های افراد این نوع شخصیت عبارت اند از تحجر فکری ، عدم گذشت در برابر خطای دیگران، دارای تمایلات تبعیض نژادی شدیدا خود محور، تملق نسبت به منابع قدرت اما زورگو به زیردست ف طرفدار مجازات های شدید و خشن، پیشداوری نسبت به گروه های دیگر به ویژه اقلیت هاست (کریمی، 1384).
[1] Adorno
لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت با حل تعارض و سازگاری زناشویی