بایگانی برچسب: s

تأثیر انواع هوش مدیران بر توانمندسازی کارکنان

:

امروزه با بروز تحولات سریع محیطی در عرصه سازمان ‎ ها، نظیر استفاده از فناوری اطلاعات و شبکه های جهانی که موجب سهولت جریان اطلاعات در سطوح مختلف سازمان است، تخت شدن سازمان ها (یعنی فرایند کم شدن تعداد لایه های سلسله مراتب سازمان ‎ ها، که معمولاً باعث عدم تمرکز و آزادی عمل مدیران سطوح پایین تر می گردد) و حرکت آن ها به سمت ساختار‎ های پویایی مانند ساختار‎ های دایره ای و شبکه ای، افزایش میزان رقابت در دستیابی به بازار کار، خدمات و تولیدات سایر کشور‎ ها، سازمان ها به سمت کاهش نیروی انسانی و افزایش سطح کیفیت نیروی کار روی آورده اند. بنابراین سازمان ها کمتر مایل به جلب اطاعت اعضاء خود از طریق اجبار هستند بلکه بیشتر به سمت تعهد درونی شده و افزایش اعتماد در سازمان هستند. همه این عوامل با یکدیگر باعث شده اند که اهمیت فرآیند توانمندسازی در سازمان ها روز افزون گردد.

پژوهش حاض سعی دارد تا تأثیر انواع هوش مدیران بر توانمندسازی کارکنان در شرکت خطوط لوله و مخابرات ناحیه جنوب شرقی رابررسی کند. در این فصل از تحقیق، محقق به طور خلاصه و با توجه به موضوع تحقیق، به بیان مساله اصلی پژوهش، ضرورت انجام تحقیق، فرضیه های تحقیق، اهداف اساسی از انجام تحقیق، روش تحقیق، روش های گردآوری اطلاعات پرداخته، و در پایان اصطلاحات و واژه های تخصصی مطرح می گردند.

1-2)مساله اصلی تحقیق

در شکل سنتی سازمان ‎ ها، دارای ساختار سلسله مراتبی و قدرت تمرکز در رأس هرم، تغییرات عمده ای در حال رخ دادن است. به اعتقاد بسیاری از مدیران عالی، در محیطی که شدت رقابت جهانی و فن آوری های نوین از ویژگی های آن به شمار می آید، دست برداشتن از کنترل متمرکز باعث افزایش انعطاف پذیری سازمان ها خواهد شد. در این میان، توانمند سازی کارکنان بهترین فلسفه عدم تمرکز است (پلانکت و اتنر، 1997). از نظر ‎ هال (1994) تغییرات محیط کار، سازمان‎ ها را مجبور کرده که بقای خود در دنیای متلاطم امروز در سیستم مدیریت خود بازنگری کنند و “تواناسازی کارکنان“ موضوع اصلی مربوط به عملکرد‎ های رهبری و مدیریت شده و برای سازمان‎ ها‎این امکان را فراهم ساخته که رقابتی تر شوند. (سلیمی و گودرزی، 1382، 285). توانمندسازی روش ارزشمندی است که بین کنترل کامل مدیریت و آزادی عمل کارکنان توازن برقرار می کند امروزه برای پاسخ به تغییراتی که در محیط رخ می دهد سازمان ها به کارکنانی توانمندتر از گذشته نیاز دارند (هاردی و سالیوان، 1998).

از طرفی سازمان ها به منظور کسب جایگاه رقابتی در عرصه بین المللی، نیازمند انطباق سریع با تغییرات محیطی بوده و اعمال تغییرات سریع مستلزم آن است که سازمان ها دارای رهبران و کارکنانی باشند که انطباق پذیر بوده و به صورت مؤثر کارکنند؛ بطور مداوم سیستم ها و فراینده‎ای را بهبود بخشیده و مشتری مدار باشند. از‎اینرو، محیط کسب و کار مدرن اقتضا می کند رهبرانی داشته باشیم که بتوانند رهبری بخردانه ای ‎ایفا کرده و بذر اعتماد را در سازمان بکارند که هدف نهایی از‎این امر، همانا تضمین موفقیت سازمانی و عملکرد بهینه در بازار جهانی بشدت رقابتی است (رضائیان، 1380، 150). تغییر در ظرفیت رهبری عموماً نتیجه و محصول تغییرات فزاینده در زندگی سازمانی، افزایش همکاری های مبتنی بر اعتماد و تعاملات خلاقانه فردی در محیط کاری است. در مدل های نوین رهبری مهارت ‎ هایی همچون کمک به افراد، توانمندسازی و شنود که به‎ایجاد اعتماد، تعهد و اخلاق کار منجر می شوند از اهمیت فزاینده ای برخوردار گشته اند (هاپکینز، 2007). این امر بیانگر آن است که مهارت های متعدد رهبری نوین، نیازمند مدیریت راهبردی هیجانات است. توانایی رهبران در درک و مدیریت هیجانات و احساسات خود و دیگران، به افزایش مشارکت و تعهد کارکنان نسبت به سازمان، ارتقاء انگیزه و بهره وری آنان و در آخر سودآوری بالاتر سازمان منجر خواهد شد. در همین راستا، رهبرانی که از سطح بالاتری از هوش (عاطفی، فرهنگی، هیجانی و معنوی) برخورداراند، قادر به تدوین ارزش ‎ هایی خواهند بود که مورد قبول کارکنان و سازمان بوده و این امر فرا یند بهبود پتانسیل نیروی کار را تسهیل می کند. از ‎اینرو ‎این دسته از هوش می تواند به عنوان شاخصی برای شناسایی و گزینش رهبران سازمانی به حساب‎اید.

تحقیق حاضر باتوجه به نقشی که توانمندسازی کارکنان می تواند در برداشتن موانعی که باعث می شود افراد نتوانند کارشان را به صورت مؤثر و کامل به انجام برسانند، ایفا نماید سعی دارد تانقش هوش مدیران را در توانمندسازی کارکنان شرکت خطوط لوله و مخابرات ناحیه جنوب شرقی بررسی نماید.

1-3)ضرورت انجام تحقیق

استفاده صحیح از نیروی انسانی به مثابه ارزشمند ترین و بزرگترین ثروت هر جامعه به صورت مسئله ای حائز اهمیت همواره مورد توجه دولت ها بوده است، به عبارت دیگر می توان گفت که انسان هم هدف توسعه و هم عامل آن محسوب می شود و تحقق اهداف توسعه تا حد قابل توجهی به نحوه ی اداره و مدیریت این ثروت و منبع حیاتی بستگی یافته است.
توانمندسازی مفهومی مبهم و متفاوت داشته و افراد مختلف بر اساس ویژگی های خود از آن برداشت متفاوتی دارند. این مفهوم برای نخستین بار در دهه 1990 توجه بسیاری از صاحبنظران را به خود جلب نمود. از نتایج توانمندسازی کارکنان میتوان به بهبود رضایت شغلی و رضایت مشتری اشاره کرد. برای اجرای موفق توانمندسازی به تغییر فرهنگ سازمانی نیاز است. توانمند سازی به عنوان یک مفهوم ذهنی تاثیر به سزایی در بهره وری سازمان و اثربخضی آن داردو با اجرای آن کارکنان در کنترل و انجام وظایف خود از انعطاف بیشتری برخوردار هستند. با توجه به پیچیدگیهای محیط بیرونی سازمان و رشد فزاینده تکنولوژی و بساری عوامل دیگر تنها سازمانهای از این رهگذر قادر به عبور به سمت اهداف سازمانی هستند که بتوانند برنامه های توانمند سازی را به خوبی اجرا نمایند و این اهمیت این موضوع را دو چندان می نماید این مقاله به بحث توانمد سازی پرداخته، مزایا و موانع آن را توضیح داده، برنامه های آن را تشریح کرده و در نهایت الزامات، اصول و راهکارهایی را در جهت حصول به یک برنامه توانمندسازی موفق برای سازمانها مطرح می کند بنابراین مهم است تا ویژگی مدیرانی که توانایی توانمندسازی کارکنان را دارند شناسایی شده و با تقویت‎این ویژگی‎ ها در دیگر مدیران توانمند سازی در‎این سازمان محقق شود.

همچنین کاربرد دیگر آن در مدیریت منابع انسانی است، به این معنا که سازمان ‎ ها می توانند در مرحله جذب مدیران، با تست هوش ‎ های مختلفی که از متقاضیان استخدام بعمل می آورند، پیش بینی کنند، کدام یک از آنان، به طور بالقوه توانائی ساخت یک محیط توانمندساز را دارد.

1-4) اهداف اساسی از انجام تحقیق

بر سر راه توانمند سازی موانع و مقاومت های زیادی وجود دارد هنر مدیریت عالی سازمان این است که این مقاومتها را شکسته و توانمندسازی را با یک فرایند منطبق با اهداف سازمان و منطبق با نظام های درون سازمانی و همچنین سازگار با ساختار سازمانی در کالبد سازمان که منابع انسانی آن است به بهترین نوع ممکن نهادینه نماید. بنابراین اهدافی که از انجام این پژوهش انتظار می رود عبارتند از:

    • زمینه سازی برای توانمندسازی کارکنان از طریق تقویت هوش مدیران.
    • زمینه سازی برای توانمندسازی کارکنان از طریق انتخاب مدیرانی که دارای هوش ‎ هایی هستند که بیشترین ارتباط را با توانمندسازی کارکنان دارد.

1-5)پیشینه های پژوهش

1-5-1)پژوهش های انجام گرفته در ایران

شعبانی(1387) در پایان­نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان بررسی رابطه هوش هیجانی و کیفیت ارایه خدمات کتابداران کتابخانه­های دانشکده های دانشگاه تهران با هدف مشخص نمودن رابطه هوش هیجانی و کیفیت ارائه خدمات کتابداران دانشکده­ای دانشگاه تهران از بین دو گروه کتابدار و دانشجو؛ کلیه کتابداران دانشکدهای دانشگاه تهران که با مراجعان ارتباط مستقیم و رو در رو داشتند و از بین دانشجویانی که عضو فعال کتابخانه های این دانشکده ها بودند انتخاب شدند که یافته های مربوط به پژوهش نشان داد که بین هوش هیجانی و کیفیت خدمات کتابداران دانشکده های دانشگاه تهران، رابطه مستقیم معنادار برقرار است، اما تفاوت معناداری بین مردان و زنان کتابدار دربرخورداری از هوش هیجانی، ارزیابی کیفیت خدمات موجود و نیز میان کتابداران دارای تحصیلات دانشگاهی در رشته کتابداری و اطلاع رسانی و افراد فاقد این تحصیلات یافت نشد.

نوبری (1387) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان بررسی رابطه هوش هیجانی با توانمند سازی کارکنان سازمان بازرگانی استان آذربایجان شرقی با هدف تعیین روابط بین هوش هیجانی و توانمندسازی کارکنان سازمان بازرگانی استان آذربایجان شرقی با طرح یک فرضیه اصلی و سه فرضیه فرعی به جمع آوری اطلاعات پرداخت نتایج حاصل از پژوهش نشان می داد که 21/37 درصد از درصد از تغییر پذیری توانمندی کارکنان سازمان بازرگانی استان آذربایجان شرقی ناشی از هوش هیجانی بوده است.

سلیمی، معصومه، (1388) در پایان نامه خود با عنوان بررسی تاثیر مهارت های ارتباطی بر توانمندسازی کارکنان سازمان آب منطقه­ای استان آذربایجان شرقی به بررسی تاثیر مهارت های ارتباطی مدیران بر توانمندسازی کارکنان سازمان آب منطقه­ای استان آذربایجان شرقی پرداخته شده است. نتیجه تحقیق نشان دهنده این بود که مدیران سازمان آب منطقه ای به دلیل عدم آشنایی و شناخت کافی از ابعاد روانشناختی کارکنان نتوانستند با استفاده از مهارت های ارتباطی خود بر توانمند سازی کارکنان تاثیر بگذارند.

1-5-2)پژوهش های انجام گرفته در خارج از ایران

نولند(2008) در مقاله پژوهشی خود با عنوان هوش هیجانی و موفقیت رهبری تیم تازه تاسیس در صنعت روشنایی از دانشگاه کاپلا، با هدف تعیین ارتباط بین هوش هیجانی و موفقیت در توسعه محصولات این پژوهش نشان می دهدکه ضریب هوش هیجانی فردی، بین اشخاص، ارتباط منفی با سن و سطح تجربه دارد.

طبق یافته ها و نتایج پژوهش­های مربوط به هوش هیجانی که تاثیر هوش هیجانی را بر روی انواع مختلف متغیرهای وابسته مورد مطالعه قرار داده اند؛ میتوان چنین نتیجه­گیری کرد که هوش هیجانی به عنوان متغیری مهم، تلقی شده است.

براساس نتایج پژوهش­های انجام شده در داخل و خارج کشور، بین هوش و توانمندسازی، سبک رهبری تحول آفرین، موفقیت ورزشی، سبک دلبستگی ایمن، ثبات ازدواج، توانایی حل مساله، موفقیت رهبری، عملکرد رهبری، رابطه مستقیم و معنادار و مثبتی در جوامع آماری مربوط به خودشان مشاهده شده است. همچنین طبق یافته­ها و نتایج پژوهش های مربوط به توانمند سازی که تاثیر توانمندسازی را بر روی انواع مختلف متغیرهای وابسته مورد مطالعه قرار داده اند؛ می­توان چنین نتیجه­گیری کرد که توانمند سازی به عنوان مقوله ای مهم، در مدیریت سازمان­ها میباشد. براساس نتایج پژوهش­های انجام شده در داخل و خارج کشور، بین توانمند­سازی و اثربخشی، سبک­های مدیریت توانمند­سازی، رفتار خلاق، شکوفایی شغلی، سطح اعتماد بین فردی، قدرت حل مساله، مسؤولیت پذیری، رابطه مستقیم و معنادار و مثبتی در جوامع آماری مربوط به خودشان مشاهده شده است. در پژوهش­ها هوش بیشتر در زمینه تعیین ویژگی­های لازم برای رهبری و مدیریت سازمان ها مورد بحث و بررسی و مطالعه قرار گرفته است. و پژوهش­ها نشان دادند که کارکنان به عنوان سرمایه های سازمانی از ویژگی­های عاطفی خاصی برخوردار می باشند، متون پژوهشی و غیر پژوهشی متنوعی در حوزه هوش هیجانی سازمان ها به نظر می رسد که شناسایی خصیصه­های مطلوب هوش برای کارکنان در عصر حاضر نیاز به پژوهش های بیشتری دارد، به نظر می رسد که مطالعات موردی بیشتری در بین جوامع سایر سازمانها باید انجام پذیرد تا نتایج مطلوب، استنتاج شوند. می توان گفت که رهبری و مدیریت سازمان ها با توجه به موقعیت خاص خود، نیازمند مطالعات پژوهشی بیشتری می­باشند؛ با توجه به پیشینه های پژوهشی می­توان چنین نتیجه گرفت که: مدیریت و رهبری سازمان ها نیاز به هوش بالایی دارد با این حال، برای شناسایی ابعاد و زوایا و زمینه های لازم و تدوین برنامه های سنجش و آموش هوش هیجانی و توانمند سازی وتاثیر و تاثرات این متغیر ها بریکدیگر و سایر متغیرهای سازمانی سازمان ها و شرکتهای خصوصی، زمینه های مطالعات پژوهشی فراوانی وجود دارد.

1-7)فرضیه­ های تحقیق

1-7-1)فرضیه اصلی

انواع هوش (عاطفی، فرهنگی، هیجانی و معنوی)مدیران بر توانمندسازی کارکنان تاثیر معنی داری دارد.

1-7-2)فرضیه  های فرعی

هوش عاطفی مدیران بر توانمندسازی کارکنان تاثیر معناداری دارد.

هوش فرهنگی مدیران بر توانمندسازی کارکنان تاثیر معنی داری دارد.

هوش هیجانی مدیران بر توانمندسازی کارکنان تاثیر معنی داری دارد.

هوش معنوی مدیران بر توانمندسازی کارکنان تاثیر معنی داری دارد.

1-8)روش تحقیق

از آنجا که هدف از این تحقیق، توصیف شرایط و پدیده های مورد بررسی، به منظور شناخت بیشتر شرایط موجود و یاری رساندن به فرآیند تصمیم گیری می باشد، این تحقیق را براساس چگونگی بدست آوردن داده های مورد نظر می توان در زمره تحقیق توصیفی به شمار آورد، و چون داده های مورد نظر از طریق نمونه گیری از جامعه، برای بررسی توزیع ویژگی‎ های جامعه آماری انجام می شود این تحقیق از شاخه پیمایشی(زمینه یابی) بوده که به شیوه مقطعیصورت می پذیرد.

 1-9)روش های گردآوری اطلاعات

نظر به اینکه این تحقیق یک پژوهش توصیفی و کاربردی است لذا برای جمع آوری اطلاعات از روش های ذیل استفاده شده است:

    • روش کتابخانه ای: در بخش مطالعات کتابخانه‎ های، از منابع مکتوب (کتاب­‎ ها، مقالات، پایان­نامه­‎ ها و. . . ) و‎اینترنت استفاده شده است.

مطالعه سبک زندگی سلامت محور زنان واقع در سنین باروری (۴۹ – ۱۵ ساله ) …

۰۷۶/-

۱۳۰/-

۰۲۶/-

۰۳۴/-

۰۳۶/-

۰۹۲/-

r

۹۵۷/۰

۱۳۲/۰

۰۱۰/۰

۶۰۱/۰

۵۰۷/۰

۴۷۶/۰

۰۶۸/۰

sig

  • فرضیهی چهاردهم : بین میزان آگاهی از رفتارهای سلامتی و سبک زندگی سلامت محور رابطه وجود دارد.

مشاهدهی جدول ۵-۲-۱۴ نشان میدهد بین آگاهی از رفتارهای سلامتی و سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن رابطه وجود دارد. رابطهی فوق با توجه به (۰۰۰/۰ = sig) معنادار است. مقدار ضریب همبستگی (۱۸۰/۰ = r) هم چنین نشان میدهد رابطهی مثبت و مستقیمی وجود دارد. بنابراین با افزایش آگاهی زنان از رفتارهای سالم، نمرهی سبک زندگی سلامت محور آنان نیز افزایش می یابد. به عبارتی داشتن آگاهی و اطلاع از رفتارهای سالم و فواید آن، در انتخاب شیوهی زندگی نقشی تعیین کننده دارد. بررسی ابعاد سبک زندگی سالم نشان میدهد، معناداری رابطهی مذکور در ارتباط با مدیریت استرس، روابط اجتماعی و فعالیت فیزیکی نیز با توجه به سطح معناداری صدق میکند. مشاهدهی مقدار ضریب همبستگی برای ابعاد مدیریت استرس (۱۷۷/۰= r)، روابط اجتماعی (۱۴۹/۰= r)، فعالیت فیزیکی (۱۲۰/۰ = r) نشان میدهد با افزایش آگاهی زنان از رفتار سلامتی نمرهی ابعاد مدیریت استرس، روابط اجتماعی و فعالیت فیزیکی نیز افزایش می یابد.
جدول ۵-۲-۱۴ نتایج ضریب همبستگی آگاهی از رفتار سلامتی و سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

ابعاد مختلف سبک زندگی سلامت محور مقیاس کلی سبک زندگی سلامت محور آگاهی از رفتار سلامتی
فعالیت فیزیکی تغذیه رشد روحی روابط اجتماعی مسئولیت سلامتی مدیریت استرس
۱۲۰/۰ ۰۹۳/۰ ۰۸۳/۰ ۱۴۹/۰ ۰۷۱/۰ ۱۷۷/۰ ۱۸۰/۰ r
۰۱۸/۰ ۰۶۷/۰ ۱۰۲/۰ ۰۰۳/۰ ۱۶۱/۰ ۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ sig

۵-۲-۲- تحلیلهای چند متغیره
تحلیلهای چندمتغیره به ما این امکان را میدهد که اهمیت نسبی هر متغیر مستقل را بر متغیر وابسته (سبک زندگی سلامت محور) با کنترل سایر متغیرهای مستقل بررسی و ارزیابی کنیم. بعلاوه نتایج این تحلیلها نشان میدهند که چنددرصد از واریانس متغیر وابسته توسط اثراتجمعی متغیرهای مستقل تبیین میشوند. بدین منظور، از آزمونهای رگرسیون خطی چند متغیری[۶۲] و تحلیل مسیر[۶۳] در بررسی عوامل مهم و تعیینکننده موثر بر نمرات مقیاس سبک زندگی سلامت محور استفاده شد.
۵-۲-۲-۱- نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره
جهت بررسی اثرات مستقل و جمعی متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته از رگرسیون خطی چند متغیری به روش گام به گام استفاده کردیم. در این روش قوی ترین متغیرها یک به یک وارد مطالعه می شوند و این کار تاجایی ادامه می یابد که خطای آزمون به ۵ درصد برسد (کلانتری، ۱۳۸۳ : ۱۸۴).
جدول شمارهی ۵-۲-۱۵ با استفاده از معادلهی رگرسیون چند متغیره به روش گام به گام، آمارههای مربوط به تبیین متغیر وابسته (سبک زندگی سلامت محور) را بر اساس متغیرهای مستقل معنادار ارائه می کند. مشاهدهی مدل مفهومی تحقیق نشان میدهد که، سه دسته عوامل (مدل) موثر بر سبک زندگی سلامت محور تعریف شده است. جدول زیر، ضرایب تاثیر رگرسیونی هر متغیر مستقل را بر اساس ضریب Beta نشان می دهد. با استفاده از این آماره میتوانیم سهم نسبی هر متغیر مستقل در مدل را مشخص کنیم.
قبل از پرداختن به گزارش اطلاعات جدول، ذکر این نکته ضروری است که با توجه به سطح سنجش برخی از متغیرهای مستقل میزان مطالعه در حوزهی سلامت و هویت طبقاتی در سطح اسمی چند وجهی، جهت وارد کردن متغیرهای مذکور در معادلهی رگرسیونی چند متغیره به روش گام به گام، به این صورت اقدام شده است : با مرجع قرار دادن کدهای یکی از طبقات، کدهای صفر و یک به سایر طبقات تعلق گرفت.

  • مدل نهایی تبیین سبک زندگی سلامت محور

همانطور که قبلاً نیز اشاره شد، در جدول زیر مجموعه عوامل مستقل معنادار، در چند گام وارد معادلهی رگرسیون شده است. برازش کلی مدل بر اساس آمارهی F مشخص شده است. با توجه به مقدار آزمون (۱۶/۵۱) و سطح معناداری (۰۰۰/۰=sig)، میتوان نتیجه گرفت از بین متغیرهای مستقل معنادار به ترتیب چهار متغیر خودکارآمدی سلامت، سلامت عمومی، میزان مطالعه داشتن در حوزهی سلامت و آگاهی از رفتار سلامتی توانستند در مجموع ۴۶/۰از تغییرات متغیر سبک زندگی سلامت محور را تبیین کنند.
در گام اول قویترین متغیر، که به عبارتی موثرترین متغیر معنادار باقیمانده در مدل نیز میباشد، خودکارآمدیسلامت است که بهتنهایی ۳۸درصد از تغییرات متغیروابسته را تبیین میکند (۳۸/۰=R2). همچنین مقدار ضریب همبستگی بین خودکارآمدی سلامت و سبک زندگی سلامت محور (۶۱/۰r =) نشان میدهد که رابطهی قوی و مستقیمی بین آنها وجود دارد. در گام دوم، متغیر سلامت عمومی خود گزارش شده به عنوان دومین متغیر معنادار در مدل باقی ماند. گام دوم در مجموع ۴۲ درصد از تغییرات سبک زندگی سلامت محور را تبیین میکند (۴۲/۰=R2). همچنین مقدار ضریب همبستگی در گام دوم نشان دهندهی رابطه قوی و مستقیم میباشد (۶۵/۰r =). در گام سوم، متغیر معنادار باقی مانده در مدل، میزان مطالعه در حوزهی سلامت میباشد. این مرحله، ۴۵ درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین میکند (۴۵/۰ = R2). ضریب همبستگی این مدل نیز قوی و مستقیم میباشد (۶۷/۰r =). در گام نهایی، متغیر آگاهی از رفتار سلامتی باقی ماند. این مرحله با (۴۶/۰=R2) نشان میدهد که ۴۶ درصد از تغییرات سبک زندگی سلامت محور توسط این مرحله تبیین میشود.
جدول ۵-۲-۱۵ نتایج رگرسیون گام به گام سبک زندگی سلامت محور

  ۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ sig

  • فرضیهی دوازدهم : بین خودکارآمدی سلامت عمومی و سبک زندگی سلامت محور رابطه وجود دارد.

جدول ۵-۲-۱۲به ارائهی نتایج ضریب همبستگی بین خودکارآمدی سلامت عمومی و سبک زندگی سلامت محور زنان سنین باروری و ابعاد آن میپردازد. مقدار (۰۰/۰ = sig) نشان میدهد رابطه آماری معناداری بین خودکارآمدی و سبک زندگی سلامت محور و کلیه ابعاد آن وجود دارد. مقدار ضریب همبستگی، رابطهی مثبت و مستقیمی بین دو متغیر، نشان میدهد. با افزایش خودکارآمدی سلامتی پاسخگو، نمرهی سبک زندگی سلامت محور نیز افزوده میشود. رابطهی مذکور در ارتباط با تمام ابعاد متغیر وابسته نیز قابل تایید است. به عبارتی با افزایش سطح خودکار آمدی سلامت زنان سنین باروری، نمرهی ابعاد مدیریت استرس، مسئولیت سلامتی، روابط اجتماعی، رشد روحی، تغذیه و فعالیت فیزیکی آنان نیز افزایش مییابد. این وضعیت بیانگر آن است که با بالا رفتن توانایی افراد در پیگیری و اجرای رفتارهای سالم، آنان سبک سالمتری از زندگی را انتخاب میکنند. از این رو می تواند گفت خودکار آمدی می تواند عامل عمدهای در انتخاب و شکلگیری سبک زندگی سالم باشد.
جدول ۵-۲-۱۲ نتایج ضریب همبستگی خودکارآمدی سلامت و سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن

ابعاد مختلف سبک زندگی سلامت محور مقیاس کلی سبک زندگی سلامت محور خودکار آمدی سلامت عمومی
فعالیت فیزیکی تغذیه رشد روحی روابط اجتماعی مسئولیت سلامتی مدیریت استرس
۲۴۴/۰ ۴۰۴/۰ ۴۴۳/۰ ۳۴/۰ ۳۷۱/۰ ۳۴۶/۰ ۵۸۹/۰ r
۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ ۰۰۰/۰ sig

  • فرضیهی سیزدهم : بین سابقهی بیماری و سبک زندگی سلامت محور رابطه وجود دارد.

در جدول ۵-۲-۱۳ به بررسی فرضیهی مذکور پرداختیم. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان میدهد که با توجه به مقدار (۰۶۸/۰ = sig)، رابطهی آماری معناداری بین متغیر مستقل سابقهی بیماری و سبک زندگی سلامت محور وجود ندارد. به عبارتی تعداد دفعات مبتلا شدن یا تجربهی بیماریهای مزمن، تاثیری بر سبک زندگی سلامت محور زنان سنین باروری ندارد. از میان ابعاد متغیر وابسته، تنها رابطهی سابقهی بیماری با بعد رشدروحی و خودشکوفایی معنادار است که با توجه به مقدار ضریب همبستگی (۱۳۰/- =r) منفی و معکوس می باشد، به عبارتی با افزایش سابقهی بیماری، نمرهی بعد رشدروحی و خودشکوفایی کاسته می شود. در این ارتباط میتوان گفت هر چه زنان بیماریهای مزمن بیشتری تجربه کردهاند، رفتارهایی مانند امیدواری به آینده، آمادگی برای یادگیری مسایل جدید، تلاش برای رسیدن به اهداف بلند مدت زندگی و … را کمتر رعایت میکنند.
جدول ۵-۲-۱۳ نتایج ضریب همبستگی سابقهی بیماری و سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

ابعاد مختلف سبک زندگی سلامت محور مقیاس کلی سبک زندگی سلامت محور سابقهی بیماری
فعالیت فیزیکی تغذیه رشد روحی و خود شکوفایی روابط اجتماعی مسئولیت سلامتی مدیریت استرس
۰۰۳/-

نتایج نشان میدهد با افزایش میزان حمایت اجتماعی دریافتی زنان سنین باروری، به نمرهی مدیریت استرس، مسئولیت سلامتی، روابط اجتماعی، رشد روحی و تغذیهی زنان نیز بالا میرود.

  • فرضیهی یازدهم : بین وضعیت سلامتی خود گزارش شده و سبک زندگی سلامت محور رابطه وجود دارد.

جدول ۵-۲-۱۱ نتایج ضریب همبستگی بین وضعیت سلامتی خود گزارش شده پاسخگو و سبک زندگی سلامت محور وی و ابعاد آن را نشان میدهد. این رابطه با توجه به مقدار (۰۰/۰ =sig)، معنادار میباشد. هم چنین مقدار ضریب همبستگی پیرسون رابطهی مثبت و مستقیمی بین دو متغیر فوق را نشان میدهد. نتایج گویای آن است که با سطح سلامتی خودگزارش شده، نمرهی سبکزندگی سلامت محور زنان سنین باروری نیز بالا میرود. واضح است زنانی که وضعیت سلامتی خود را در سطح بالاتری گزارش کردهاند، از سبک زندگی سالمتری نیز برخوردارند. به عبارتی این گونه افراد، عملکرد مطلوبتری در ارتباط با رفتارهای سالم از خود نشان دادهاند. این رابطه در ارتباط با همه ابعاد متغیر وابسته نیز، سطح معناداری صدق میکند. مقدار ضریب همبستگی ارائه شده در جدول نشان میدهد با بالا رفتن وضعیت سلامتی خودگزارش شده پاسخگویان نمرهی ابعاد مدیریت استرس، مسئولیت سلامتی، روابط اجتماعی، رشد روحی، تغذیه و فعالیت فیزیکی پاسخگویان نیز افزایش مییابد. به عبارتی رابطه مثبت و مستقیمی بین وضعیت سلامتی خود گزارش شده با همه ابعاد سبک زندگی سلامت محور وجود دارد.
جدول ۵-۲-۱۱ نتایج ضریب همبستگی سلامت عمومی خود گزارش شده و سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن

پژوهش – مطالعه سبک زندگی سلامت محور زنان واقع در سنین باروری (۴۹ – ۱۵ …

  • فرضیهی دهم : بین حمایت اجتماعی و سبک زندگی سلامت محور رابطه وجود دارد.
  • همان گونه که جدول ۵-۲-۱۰ نشان میدهد با توجه به سطح معناداری (۰۰۰/۰ = sig)، رابطهی میان حمایت اجتماعی و سبک زندگی سلامت محور معنیدار است. مشاهده مقدار ضریب همبستگی پیرسون ( r ) نشان میدهد که با افزایش میزان حمایت اجتماعی، نمرهی سبک زندگی سلامتمحور زنان نیز افزایش می یابد. بدین ترتیب میتوان گفت هر اندازه میزان حمایت اجتماعی دریافتی بیشتر باشد، زنان نمونه مورد بررسی، نمرهی بالاتری در رفتارهای سبک زندگی سالم کسب کردهاند. البته معناداری رابطهی آماری مذکور بین حمایت اجتماعی با همه ابعاد متغیر وابسته به استثناء فعالیت فیزیکی با توجه به سطح معناداری نیز صدق میکند. مقدار ضریب همبستگی پیرسون ( ) به ترتیب برای ابعاد مدیریت استرس (۱۷۸/۰ = r)، مسئولیت سلامتی (۱۴۸/۰ = r)، روابط اجتماعی (۲۲۰/۰ = r)، رشد روحی (۱۶۵/۰ = r) و تغذیه (۱۵۶/۰ = r) می باشد.
    جدول ۵-۲-۱۰ نتایج ضریب همبستگی حمایت اجتماعی و سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن

    ابعاد مختلف سبک زندگی سلامت محور مقیاس کلی سبک زندگی سلامت محور وضعیت سلامت خود گزارش شده
      فعالیت فیزیکی تغذیه رشد روحی و خود شکوفایی روابط اجتماعی مسئولیت سلامتی مدیریت استرس
      ۲۱۲/۰ ۳۰۷/۰ ۴۵۱/۰ ۱۹۸/۰ ۲۱۵/۰ ۳۰۲/۰ ۴۶۶/۰ r
    برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

    ابعاد مختلف سبک زندگی سلامت محور مقیاس کلی سبک زندگی سلامت محور حمایت اجتماعی
    فعالیت فیزیکی تغذیه رشد روحی روابط اجتماعی مسئولیت سلامتی مدیریت استرس
    ۰۹۲/۰ ۱۵۶/۰ ۱۶۵/۰ ۲۲۰/۰ ۱۴۸/۰ ۱۷۸/۰ ۲۶۰/۰ r
    ۰۸۷/۰ ۰۰۳/۰ ۰۰۲/۰ ۰۰۰/۰ ۰۰۶/۰ ۰۰۱/۰ ۰۰۰/۰ sig  

    در ارتباط با ابعاد سبک زندگی سلامت محور نیز میتوان گفت بیشترین نمرات میانگین مربوط به زنانی است که در حوزهی سلامت مطالعه دارند و کمترین نمرات میانگین متعلق به زنانی است که مطالعهای در این حوزه ندارند.

    • فرضیهی هشتم : بین میزان استفاده از وسایل ارتباطی و سبک زندگی سلامت محور رابطه وجود دارد.

    نتایج ضریب همبستگی بین میزان استفاده از وسایل ارتباطی و سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن در جدول زیر ارائه شده است. با توجه به مقدار (۰۰۶/۰ = sig)، میتوان گفت رابطهی آماری معناداری بین میزان استفاده از وسایل ارتباطی و سبک زندگی سلامت محور وجود دارد. هم چنین با توجه به مقدار ضریب همبستگی (۱۴۶/۰ = r)، این رابطه، مثبت و مستقیم می باشد. به عبارتی با افزایش میزان استفاده پاسخگو از وسایل ارتباطی، نمرهی سبک زندگی سلامت محور وی نیز افزایش می یابد. هم چنین معناداری رابطهی مذکور در ارتباط میزان استفاده از وسایل ارتباطی با بعد مدیریت استرس، مسئولیت سلامتی، تغذیه و فعالیت فیزیکی نیز با توجه به سطح معناداری قابل تایید است. مقدار ضریب همبستگی به دست آمده به ترتیب برای بعد مدیریت استرس (۱۴۱/۰ = r)، بعد مسئولیت سلامتی (۱۶۵/۰ = r)، بعد تغذیه (۱۵۹/۰ = r)، بعد فعالیت فیزیکی (۱۷۹/۰= r) میباشد. به عبارتی با افزایش میزان استفاده پاسخگو از وسایل ارتباط جمعی، نمرهی ابعاد مدیریت استرس، مسئولیت سلامتی، تغذیه و فعالیت فیزیکی نیز افزایش مییابد.
    جدول ۵-۲-۸ نتایج ضریب همبستگی میزان استفاده از وسایل ارتباطی و سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

    مطالعه سبک زندگی سلامت محور زنان واقع در سنین باروری (۴۹ – ۱۵ ساله ) …

    • فرضیهی هفتم : تفاوت آماری معناداری بین میانگین نمرهی سبک زندگی گروههای مختلف میزان مطالعه زنان در حوزهی سلامت وجود دارد.

    در جدول ۵-۲-۷ رابطه بین میزان مطالعه در حوزهی سلامت و سبک زندگی سلامت محور زنان و ابعاد آن بررسی شده است. نتایج به دست آمده نشان میدهد با توجه به مقادیر (۳۷/۲۵ = f و۰۰/۰= sig) تفاوت آماری معناداری بین میانگین نمرهی سبک زندگی سلامت محور گروههای مختلف مطالعه در حوزهی سلامت وجود دارد. در این ارتباط بیشترین نمرهی میانگین سبک زندگی سلامت محور (۷۷/۷۲) مربوط به زنانی است که در حوزهی سلامت (تغذیهی سالم، ورزش و فعالیت فیزیکی، مهارت های زندگی و …) مطالعه دارند. واضح است هر اندازه مطالعهی فرد در مورد رفتارهای سلامتی بیشتر باشد، سبک زندگی وی نیز سالم تر است و راهکارهایی که میتواند جهت حفظ و ارتقاء سلامت خود به کار گیرد، مفیدتر خواهد بود. در حالی که پایین ترین نمرهی میانگین سبک زندگی سلامت محور (۴۱/۵۶) مربوط به پاسخگویانی است که مطالعهای در این حوزه ندارد. در بررسی متغیر مستقل میزان مطالعه در حوزهی سلامت با ابعاد سبک زندگی سلامت محور میتوان گفت تفاوت آماری معناداری بین میانگین نمرهی همهی ابعاد سبک زندگی سلامت محور بین گروه های مختلف مطالعه در حوزه سلامت وجود دارد. این معناداری با توجه به مقادیر f و سطح معناداری، قابل مشاهده است.
    جدول ۵-۲-۷ نتایج تحلیل واریانس سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن برحسب میزان مطالعه در حوزه سلامت

    ابعاد مختلف سبک زندگی سلامت محور مقیاس کلی سبک زندگی سلامت محور میزان استفاده از وسایل ارتباطی
    فعالیت فیزیکی تغذیه رشد روحی روابط اجتماعی مسئولیت سلامتی مدیریت استرس
    ۱۷۹/۰ ۱۵۹/۰ ۰۰۱/- ۰۱۸/۰ ۱۶۵/۰ ۱۴۱/۰ ۱۴۶/۰ r
    ۰۰۱/۰ ۰۰۳/۰

    ابعاد مختلف سبک زندگی سلامت محور مقیاس کلی سبک زندگی سلامت محور میزان مطالعه در حوزه سلامت  
    فعالیت فیزیکی تغذیه رشد روحی روابط اجتماعی مسئولیت سلامتی مدیریت استرس
    ۴۹/۴ ۴۲/۱۱ ۱۸ ۱۴ ۰۹/۱۴ ۸۸/۱۰ ۸۸/۷۲ میانگین بله  
    فعالیت فیزیکی تغذیه رشد روحی روابط اجتماعی مسئولیت سلامتی مدیریت استرس
    ۰۵۴/- ۰۵۱/- ۰۶۷/۰ ۰۱۳/- ۰۷۸/- ۰۲۵/۰ ۰۱۵/- r
    ۲۹۳/۰ ۳۲۰/۰ ۱۹۰/۰ ۸۰۲/۰ ۱۳۲/۰ ۶۳۴/۰ ۷۶۵/۰ sig

    • فرضیهی پنجم : بین تحصیلات و سبک زندگی سلامت محور رابطه وجود دارد.

    به نظر میرسد هر چه تحصیلات افراد بالاتر رود، سبک زندگی سلامت محور آنان نیز افزایش مییابد. نتایج جدول ۵-۲-۵ با توجه به مقدار (۰۳۵/۰=sig)، رابطهی آماری معناداری را بین تحصیلات زنان سنین باروری و سبک زندگی سلامت محور آنان نشان می دهد. بنابراین با توجه به مقدار ضریب همبستگی پیرسون (۱۰۷/۰ =r)، میتوان گفت بین تحصیلات و سبک زندگی سلامت محور رابطهی مثبت و مستقیمی وجود دارد. به عبارتی با افزایش تحصیلات زنان، نمرهی سبک زندگی سلامت محور آنان نیز افزایش مییابد. هم چنین معناداری رابطهی مذکور در ارتباط تحصیلات با بعد روابط اجتماعی نیز با توجه به سطح معناداری (۰۱/۰= sig) قابل تایید است. یعنی با افزایش تحصیلات، نمرهی بعد روابط اجتماعی زنان سنین باروری نیز افزایش مییابد. این وضعیت بیانگر آن است که با بالا رفتن میزان تحصیلات زنان، عملکرد فرد در ارتباط با سبک زندگی سالم بهبود مییابد. از این رو تحصیلات، عامل مهم و کلیدی در شکلگیری سبک زندگی سلامت محور می باشد. همچنین هر اندازه زنان تحصیلات بیشتری کسب می کنند، روابط اجتماعی آنان قوی تر میشود. البته بین متغیر تحصیلات و سایر ابعاد سبک زندگی سلامت محور (مدیریت استرس، مسئولیت سلامتی، رشد روحی، تغذیه و فعالیت فیزیکی) با توجه به مقدار sig رابطهی آماری معناداری وجود ندارد.
    جدول ۵-۲-۵ نتایج ضریب همبستگی تحصیلات پاسخگو و سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن

    برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.