« دیه نوعی غرامت مالی است که مجرم بر جان و اعضای کسی باید به او یا ولی دم بدهد. قاتل باید هزار دینار طلا یا ده هزار درهم بدهد و این دیه را دیه نفس گویند دیه در عصر جاهلیت هم بوده است. »
یکی دیگر از حقوقدانان در مورد دیه عقیده دارد و معتقد است :
« غرامت های مالی را که شخص در جنایت های غیر عمدی باید بپردازد دیات می گویند.» همینطور در جنایت های عمدی در صورتی که مجنی علیه یا اولیای او بجای قصاص به دریافت غرامت مالی صلح کنند مقدار غرامت ها در شریعت اسلام غالباً تعیین شده است ولی مجنی علیه یا اولیای او می توانند از لحاظ مقدار با جانی صلح کنند »
دکتر پرویز صانعی در مورد دیه می نویسد :
« دیه به مجازات های مالی یا نقدی اطلاق می شود که در سه مورد باید پرداخت گردد. »
برخی از حقوقدانان دیه را مترادف واژ های BLOODMONEY و compensation می دانند.
عده ای هم آنرا مترادف واژه BLOODMONEYمی دانند
بعضی از فرهنگ های لغت نیز کلمات انگلیسی بالا را اینگونه معنی کرده اند :
BLOODMONEY: خون بها، خون تاوان، دیه.
Compensation : تهاتر و تعادل و توازن بدهی و طلب، مفاصا حساب مبادله ارزش در شیء و جبران و تلافی و عوض.
نهایتاً می توان گفت که در واقع دیه از نظر مالی به تلافی جنایت و التیام درد و رنج و تاوان خسارتی بر اثر جنایت بر بدن انسان وارد آمده قرار داده شده است ولی چه بسا به جهات و علل متعددی میزان دیه مقدر نه تنها کافی برای جبران خسارت وارده از جنایت نباشد بلکه تنها قسمتی از آن باشد. همینطور بر طبق قواعد مسلم عقلی و حقوقی این جانی است که کلیه ضرر و زیان های مادی و معنوی وارده بر مجنی علیه را به جهت جنایت ارتکابی جبران نماید در حالیکه ممکن است مقدار دیه با خسارات وی همسان نباشد.
قرآن کریم
از آنجائی که یکی از منابع مهم فقه اسلام قرآن کریم است که مورد قبول و پذیرش تمام مذاهب اسلامی است و مبنا و محتوای حقوق اسلامی از این کتاب آسمانی سرچشمه می گیرد لذا در مورد موضوع دیه هم باید به این نکته اشاره کرد که لفظ دیه فقط دو بار در قرآن مجید در آیه 92 سوره نساء آمده است که خداوند می فرماید :
« وماکان لمومن ان یقتل مومنا الاخطا و من قتل مومنا خطا فتحریر رقبه مومنه و دیه مسلمه الی اهله الا ان یصدقوا فان کان من قوم عدولکم و هو مومن فتحریر رقبه مومنه و ان کان من قوم بینکم و بینهم میثاق فدیه مسلمه الی اهله و تحریر رقبه مومنه فمن لم یجد فصیام شهرین متعابعین توبه من الله و کان الله علیماحکیما …». یعنی هیچ مؤمنی را نرسد که مؤمنی را به قتل رساند مگر آنکه به اشتباه و خطا مرتکب آن شود و در صورتی که به خطا هم مؤمنی را بکشد باید به کفاره این خطا مؤمنی را آزاد کند و خونبها را به صاحب خون تسلیم کند مگر آنکه دیه را به ورثه قاتل ببخشد و اگر این مقتول با آنکه مؤمن است از قومی است که با شما دشمن و محاربند در این صورت قاتل دیه ( خونبها ) ندهد لیکن بر اوست که بنده مؤمنی را آزاد کند و اگر مقتول از قومی است که میان شما و آن قوم عهد و پیمان برقرار بوده پس خونبها را به صاحب خون پرداخته و بنده مؤمن به کفاره نیز آزاد کنید و اگر بنده ای نیابید باید دو ماه متوالی روزه بدارید . این توبه ای است که از طرف خداوند پذیرفته شده است و خداوند به اعمال خلق و جزاء آن آگاه و دانا و به همه امور حکیم است.
به طوری که از محتوای این آیه استنباط می گردد مقدار دیه در قرآن کریم تعیین نشده است بلکه به بیان « دیه مسلمه» اکتفا شده است و دیه قبل از اسلام شناخته شده بود ولی به یک میزان واحدی نبود و مقدارو نسبت آن از یکطرف به نفس طرز فکر اشخاص خونخواه و از طرف دیگر به مقام و شخصیت مجنی علیه بستگی داشت و بدین صورت مقدار آن کم و زیادی می شد. و گذشته خانواده مقتول از دیه امری پسندیده و مورد قبول خداوند می باشد و جمله انبار دار است اینکه لزوم پرداخت دیه مشروط به درخواست خانواده مقتول نیست .
نظر و آرای فقها
فقها در طول اسلام نگهبانان شریعت اسلام بوده و همواره در صدد حل و فصل مشکلات مردم بوده اند. از آنجائی که دیه یکی از موضوعات کتاب هاب فقهی و اسلامی است می بایست هر فقیه تعریف و مفهوم مشخصی از این کلمه را بیان کند و در این رهگذر هر گروه از آنان که به مذهب معینی تعلق دارند مفهومی از دیه را ارائه کرده اند که ما آنها را در دو بحث مورد بررسی و مطالعه قرار می دهیم.
-مفهوم دیه در فقه امامیه
اکثر فقهای امامیه تعریفی برای این دیه ارائه نکرده اند و آن را امری بینیاز از تبیین و تعریف دانسته اند و شاید این به جهت وضوح معنای لغوی و عدم بکار بردن اصطلاح جدید برای این کلمه بوده است ولی به هر حال عده ای از فقهای امامیه کوشش در بیان مفهومی از دیه داشته اند. امام خمینی (ره) در تبیین مفهوم دیه می فرماید: