خرید فایل پایان نامه : خرید فایل پایان نامه :

کالمن[1] 1984 می گوید کیفیت زندگی گستردگی و انبساط امید و آرزو است که از تجارب سرچشمه می‎گیرد (به نقل از معماریان، 1378).

فرانس و پاورس[2] در سال 1985 می نویسد: کیفیت زندگی ادارک فرد از رفاه است، که بنظر میرسد از رضایت یا عدم رضایت در حیطه های عمده زندگی ناشی می شود (همان منبع).

گوتی و همکاران[3] (1992) کیفیت زندگی را یک حالت ویژه می داند که در ترکیب با دو بعد است. اولین بعد توانایی انجام فعالیتهای روزانه که خود به رفاه جسمی، روانی، اجتماعی بر میگردد. دومین بعد رضایت بیمار در سطوح عملکردی و کنترل بیماری و درمان نشانه های وابسته به بیماری است (به نقل از شوکتی احمدآبادی، 1387).

از طرفی ونتگوت، آدرسن و مریک[4] (2003) مریک کیفیت زندگی را حس خوب بودن فرد تعریف می‎کنند که ابعادی از جمله جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی، روحی فرد را شامل می شود.

از نظر دانان جایا[5] (2004) کیفیت زندگی مجموعه ای چند بعدی از رفاه اقتصادی، شرایط محیطی و وضعیت سلامتی است که بوسیله شخص یا گروهی از افراد درک می شود. بنا به اظهارات وی، کیفیت زندگی را به عنوان درک فرد از موقعیت خود در زندگی و در متن فرهنگ، سیستم ارزشی جامعه می‎داند که با اهداف، انتظارات و استاندادهای وی در ارتباط است.

سازمان بهداشت جهانی WHO(1948) کیفیت زندگی را بر مبنای ابعاد وسیع آن به شکل رفاه کامل فیزیکی، روحی، اجتماعی و نه فقط عدم وجود بیماری در نظر می گیرد. لازم است در اندازه گیری سلامت و ارزیابی و ملاحظات بهداشتی علاوه بر شاخص های فراوانی و شدت بیماری به سایر ارزشهای انسانی مانند کیفیت زندگی نیز توجه کند (به نقل ازگوت، ویلسون و مویسان[6]، 2004).

 

2-2-3-2 تاریخچه کیفیت زندگی

آغاز بحث کیفیت زندگی به زمان ارسطو(384-322ق. م. ) باز می گردد که در کتاب نیکو ماخس به موضوع سعادت انسانی می پردازد اینکه سعادت چیست ؟ عبارت از چه فعالیت هایی است و چگونه می توان سعادتمند شد ؟

او زندگی خوب را معادل شادکامی [7]در نظر می گیرد و در عین حال به تفاوت این مفهوم در افراد مختلف می پردازد و ذکر می کند سلامتی که باعث رضایت مندی در یک فرد بیمار می شود با ثروت که فرد فقیری را شاد می کند یکسان نیست و بیان می دارد که شادکامی نه تنها برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد بلکه برای یک فرد نیز در شرایط متفاوت معنی یکسانی نخواهد داشت. در قرن های بعد، این موضوع در بین فلاسفه اسلامی جایگاه ویژه ای یافت، چنان که ابن سینا در اشارات، ملاصدرا در اسفار، امام خمینی(ره) در تقریرات فلسفی درس های اسفار وبسیاری دیگر از علمای اسلامی در باب سعادت و شادکامی بحث های مبسوطی را مطرح کرده اند.

رویکرد آکادمیک به کیفیت زندگی از سال 1920 میلادی یعنی زمانی که پیگو در کتاب خود به نام اقتصاد و رفاه به این موضوع پرداخت سیر تازه ای یافت. از دهه 1930 محققان آمریکایی به ارزیابی کیفیت زندگی در مناطق مختلف کشور خود پرداختند و پس از آن این مفهوم مورد توجه دانشمندان علوم روان شناسی، اقتصاد، سیاست، جامعه شناسی، پزشکی به صورت یک موضوع میان رشته ای قرار گرفت(سلامتی، 1388).

علاقه مندی به بررسی کیفیت زندگی در حیطه مراقبت های بهداشتی و پزشکی از آنجا آغاز شد که با شروع قرن بیستم در اکثر کشورها به خصوص کشور های صنعتی همزمان با استفاده از اقدامات پیشگیری و درمانی برای بیماری ها، تغییرات زیادی در مراقبت های بهداشتی به منظور بهبود وضعیت سلامت بهداشت صورت گرفت. این تغییرات باعث افزایش متوسط طول عمر مردم شد، ابداع روش های مختلف درمانی و به تبع آن انتخاب بهترین روش درمانی باعث شد که افراد تیم درمان بهترین تاثیر را نه تنها در بقاء بلکه در کیفیت زندگی داشته باشند (مادلین[8]، 1994). تمایل به بررسی کیفیت زندگی با عنوان یکی از فرایندهای درمانی در طول دهه های گذشته افزایش یافت. در حدود 20 سال پیش تنها 300 عنوان در این رابطه منتشر شده بود در حالیکه امروز مقالات مربوط به کاربرد  آن در پزشکی  دو برابر افزایش یافته است. کلمه کیفیت به معنی چیزی و چه می باشد و کیفیت زندگی از نظر لغوی به معنی چگونگی زندگی و در برگیرنده تفاوت های آن است که منحصر به فرد بوده و از فردی به فرد دیگر متفاوت است. تعاریف کیفیت زندگی بسیار متنوع است. بکمن و دیتالو[9] (1987)آن را خوشحالی، کالمن[10] (1987 ) رضایت مندی و خرسندی، دالکی و روک[11] (1973) احساس تندرستی و آندرور و ویتی[12] (1976 ) به عنوان یک عامل شناخته شده و ارزیابی شده در زندگی تعریف کرده اند. ایگانتیگوس[13] (1999 ) کیفیت زندگی را مفهوم فریبنده می دانند که تعریف هیچ فردی درباره آن ثابت نیست و در حقیقت قضاوت هر فرد در مورد اهمیت اجزاء اصلی زندگی اوست. وینست و همکاران[14] (1999 )سلامت را یکی از ابعاد کیفیت زندگی دانسته و چنین می نویسد : کیفیت زندگی یک مفهوم چند بعدی، توانایی انجام کار، سلامت و رفاه وضعیت روحی و روانی می باشد. کیفیت زندگی یک عبارت عمومی و تعریف کردن آن مشکل است ولی سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی را درک هر فرد از زندگی، ارزشها، اهداف، استاندارد ها وعلائق تعریف کرده است (پوردهکردی، 1384).

کیفیت زندگی مردم، به موضوع مهمی در مراقبت های پزشکی تبدیل شده است، به دلیل آنکه اول با بیمار شدن و بیمارماندن افراد، کیفیت زندگی پایین می آید، و دوم، موضوع مهمی است که باید در تلاش هایی که پیش و پس از بیماری برای پیشگیری به انجام می رسد، در نظر گرفت. تلاش هایی که به منظور حفظ سلامت مردم انجام می گیرد، موجب حفظ کیفیت زندگی آنان نیز می شود و کوشش هایی که برای کمک به بیماران به منظور بهبود یافتن سریع و کامل انجام می شود، از تاثیر منفی بیماری بر زندگی شان می کاهد. کیفیت زندگی کسانی که بیمارند، به درمان های پزشکی و روانشناختی مورد نیازشان بستگی پیدا می‎کند(سارافینو، 2002، گروهی از مترجمان، 1387 ).

[1] Calman

[2] Ferrance & Powers

[3] Goaty & et al

[4] Ventgodt, Adersen & Merick

[5] Dhanan jaya

[6] Gote, Wilson & Moison

[7]. Appiness

[8]. Madeline

[9]. Backman &Dietalu

[10]. Kallman

[11]. Dulki & Rock

[12]. Andro & Wiet

[13]. Egantiguse

[14]. Winsite  Et Al

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

دانشکده علوم انسانی

گروه آموزشی روانشناسی

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته

رشته: روانشناسی    گرایش: عمومی

عنوان:

مقایسه ی چشم انداز زمان، کیفیت زندگی، تصویر بدنی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

زمستان 1393

مقایسه ی چشم انداز زمان، کیفیت زندگی، تصویر بدنی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم