منبع پایان نامه درمورد ورزشکاران

دانلود پایان نامه

t al, 1976, Soderberg,1986). در دامنه‌ی حرکتی کامل 180 درجه‌ی خم کردن یا دور کردن، نسبت دوری بازویی به کتف 2 به 1 است. لذا 120 درجه‌ی حرکت دوری بازویی و 60 درجه حرکت کتف، دامنه‌ی حرکتی 180 درجه را تولید میکند (Halbach et al, 1985). اعمال مفاصل مشارکت‌کننده برای تولید حرکت کتف عبارت است از: مفصل اخرمی ترقوهای 20 درجه، جناغی ترقوهای 40 درجه و چرخش خلفی ترقوه 40 درجه (Einhorn,1985).
وقتی بازو با زاویه 90 درجه دور می‌شود، برجستگی بزرگ سر استخوان بازو به قوس غرابی اخرمی نزدیک می‌شود، فشار وارد بر بافت نرم، دور شدن را محدود میکند و برجستگی به زائده آخرمی برخورد می‌کند (Einhorn,1985). اگر بازو به خارج بچرخد، ازآنجایی‌که برجستگی بزرگ از زیر قوس به خارج حرکت می‌کند، میتوان بازو را 30 درجه بیشتر دور کند. وقتی بازو چرخش داخلی دارد، چون برجستگی بزرگ زیر قوس است، محدودیت دور کردن بازو بیشتر خواهد شد و فقط تا 60 درجه انجام داده می‌شود (Einhorn,1985). به‌علاوه تا زمانی که بالاتنه برای کمک به حرکت مقداری باز نشده باشد، نمی‌توان بازو را به‌طور کامل دور کرد.
2-2-3 اعمال عضلانی
عضلات درگیر در دور کردن و خم کردن شانه مشابه هستند. هنگام دور کردن و خم کردن بازو عضله دالی 50 درصد نیروی عضلانی لازم برای بالا آوردن بازو را تولید می‌کند. هر چه دامنه دور کردن بیشتر شود، نقش عضله دالی هم بیشتر می‌شود. این عضله در دامنه 90 تا 180 درجه بیشترین فعالیت را دارد (Peat et al, 1977). بااین‌حال، نشان داده‌شده است که بیشترین مقاومت عضله دالی در برابر خستگی در دامنه بین 45 تا 90 درجه است، یعنی دامنه‌ای که در بیشتر تمرین‌های بالا آوردن بازو متداول است. وقتی بازو بالا آورده میشود، عضلات روتیتورکاف (گرد کوچک، تحت کتفی، تحت خاری، فوق خاری) نیز نقش مهمی ایفا میکنند، زیرا عضله دالی نمیتواند بازو را بدون پایداری سر استخوان بازو دور یا خم کند (Zuckerman, et al 1989). همچنین عضلات روتیتورکاف به‌طورکلی می‌توانند خم کردن یا دور کردن بازو را با حدود 50 درصد نیروی معمولی در این حرکات انجام دهند (Halbach et al, 1985).
در مراحل اولیه خم کردن یا دور کردن بازو، خط کشش عضله دالی به‌صورت عمودی قرارگرفته آن چنانکه عمل ابداکشن با کمک عضله فوق خاری صورت میگیرد. عضله فوق خاری همزمان با عمل ابداکشن، سر بازو را به داخل حفره گلنوئید فشار می‌دهد و از جابه‌جایی فوقانی سر بازو توسط عضله دالی جلوگیری می‌کند. عضلات روتیتورکاف به‌عنوان یک گروه منقبض می‌شوند تا سر بازو را در داخل حفره گلنوئید متمرکز کنند (Parsons et al, 2002). عضلات گرد کوچک به همراه تحت خاری و تحت کتفی با اعمال نیروی به سمت پایین سر بازو را در هنگام الویشن در حفره گلنوئید تثبیت میکنند. پشتی بزرگ نیز به‌صورت برون‌گرا منقبض میشود تا به پایداری سر استخوان بازو کمک کند و فعالیت آن توأم با افزایش زاویه، بیشتر خواهد شد (Kronberget al, 1990). ارتباط متقابل بین عضلات دالی و چرخاننده‌های بازویی هنگام دور کردن و خم کردن بازو وجود دارد به‌طوری‌که نیروی به سمت پایین و داخل عضلات روتیتورکاف باعث میشود که دالی بتواند بازو را بالا ببرد.
زمانی که خم کردن یا دور کردن از 90 درجه فراتر رود، نیروی عضلات چرخاننده بازویی کاهش مییابد و مفصل شانه بیشتر مستعد آسیب است (Chen et al, 2005). بااین‌حال، یکی از عضلات چرخاننده بازویی یعنی فوق خاری، نقش مهم خود را در دور کردن و خم کردن بالاتر از 90 درجه حفظ می‌کند. در دامنه حرکتی بالا عضله دالی، سر استخوان بازو را به پایین و خارج حفره مفصلی میکشد و لذا یک‌نیمه دررفتگی ایجاد می‌کند (Soderberg, 1986). حرکت در دامنه 90 تا 180 درجه خم کردن یا دور کردن، مستلزم چرخش خارجی مفصل است. اگر بازو 20 درجه بیشتر به خارج بچرخد، عضله دو سر بازویی می‌تواند بازو را دور کند (Chen et al, 2005).
وقتی بازو دور یا خم‌شده است، کمربند شانهای باید پروترکت کند یا دور شود، بالا برود و بالا بچرخد و چرخش خلفی ترقوه رخ دهد تا حفره دوری وضعیت مطلوب خود را حفظ کند. عضلات دندانهای قدامی و ذوزنقه به‌عنوان زوج نیرو برای ایجاد حرکات جانبی (خارجی)، فوقانی و چرخشی منقبض میشوند (Chen et al, 2005). این اعمال عضلانی زمانی انجام می‌شوند که دالی و گرد کوچک، بالا آوردن بازو را شروع کردهاند و حرکت تا زاویه 180 درجه ادامه می‌یابد، بیشترین دامنه فعالیت این عضلات بین 90 تا 180 درجه است (Peat et al, 1977). عضله دندانه‌ای قدامی همچنین مسئول نگه‌داشتن کتف بر روی دیواره قفسه سینه و جلوگیری از هر حرکت لبه داخلی کتف به سمت خارج قفسه سینه است.
اگر بازو به‌آرامی پایین بیاید، نزدیک شدن یا باز شدن بازو توأم با ریترکشن، پایین آمدن و چرخش پایینی کمربند شانه و چرخش جلویی ترقوه است و فعالیت عضلات به‌صورت برون‌گراست؛ بنابراین عضلاتی که در بخش دور کردن و خم کردن بازو توضیح داده شدند، حرکت را کنترل می‌کنند. بااین‌حال اگر بازو با نیرو یا در برابر مقاومت خارجی پایین بیاید، عمل عضلات به‌صورت درون‌گراست.
هنگام نزدیک کردن یا باز کردن درون‌گرا در برابر یک مقاومت خارجی مثل مانعی در شنا، عضلات پشتی بزرگ، گرد بزرگ و بخش ترقوه ای سینه‌ای بزرگ مسئول اجرای این اعمال مفصلی می‌باشند. گرد بزرگ فقط در برابر مقاومت فعال می‌شود بر همین اساس، نشان داده‌شده است که پشتی بزرگ در این حرکات حتی اگر مقاومتی هم وجود نداشته باشد، فعال خواهد بود (Broome et al, 1970).
وقتی بازو نزدیک یا باز (اداکشن یا اکستنشن) می‌شود، کمربند شانه‌ای
همراه با چرخش جلویی ترقوه دور می‌شود، پایین می‌آید و به پایین می‌چرخد. عضله متوازی‌الاضلاع، کتف را به پایین می‌چرخاند و به همراه گرد بزرگ و پشتی بزرگ به‌عنوان یک جفت‌نیرو برای کنترل حرکات بازو و کتف در هنگام پایین آوردن بازو عمل می‌کند. عضلات دیگری مثل سینه‌ای کوچک که کتف را به پایین می‌چرخاند و بخش‌های میانی و تحتانی ذوزنقه که به همراه متوازی‌الاضلاع، کتف را نزدیک می‌کنند، فعالانه در بازگرداندن کتف به وضعیت اولیه مشارکت می‌کنند.
در بیشتر مهارت‌های ورزشی چرخش داخلی و خارجی بازو دو حرکت بسیار مهم هستند. چرخش خارجی جزء مهم مرحله آمادگی یا مقدماتی پرتاب از بالای سر است و چرخش داخلی برای اعمال نیرو و ادامه حرکت پس از ضربه پرتاب اهمیت دارد.
چرخش خارجی هنگامی‌که بازو بالاتر از زاویه 90 درجه قرار می‌گیرد ضرورت پیدا می‌کند و توسط عضلات تحت خاری و گرد کوچک انجام داده می‌شود (Soderberg, 1986). فعالیت این دو عضله همراه با چرخش بیشتر در مفصل افزایش می‌یابد (Jiang et al, 1987). چون عضله تحت خاری در پایداری سر استخوان بازو نقش مهمی دارد، در فعالیت‌هایی که مستلزم بالا آوردن بازو هستند، زود خسته می‌شوند.
عضلات تحت کتفی، پشتی بزرگ، گرد بزرگ و بخش‌هایی از سینه‌ای بزرگ در اجرای چرخش داخلی بازو نقش اصلی دارند. گرد بزرگ فقط زمانی در چرخش داخلی نقش فعال دارد که حرکت در برابر مقاومت انجام شود. عضلات درگیر درحرکت چرخش داخلی مفصل، قابلیت تولید نیروی زیادی دارند، بااین‌حال، چرخش داخلی در بیشتر اعمال اندام فوقانی مطلقاً به نیروی چرخشی داخلی نیاز ندارد یا از آن استفاده نمی‌شود (Soderberg, 1986).
حرکات کمربند شانهای توأم با چرخشهای داخلی و خارجی به وضعیت بازو بستگی دارد. وقتی بازو بالا آورده می‌شود، حرکات کمربند شانهای که در بحث دور کردن و خم کردن توضیح داده شدند، لازم خواهد بود. چرخش تولیدی در بازو در وضعیت آناتومیکی یا خنثی مستلزم حداقل کمک کمربند شانه‌ای است. در این وضعیت همچنین میتوان حداکثر دامنه چرخش را تا 180 درجه انجام داد. دلیل چنین وضعیتی این است که وقتی بازو بالا آورده میشود، عضلات درگیر در چرخش بازو که در دامنه حرکتی چرخش بالا موجب محدودیت میشوند برای پایداری سر استخوان مورداستفاده قرار میگیرند. چرخش داخلی به‌خصوص وقتی بازو بالا آورده شود دشوار خواهد بود، زیرا برجستگی بزرگ، بافت زیر زائده اخرمی را کاملاً تحت‌فشار قرار می‌دهد (Peat, 1977).
دو عمل مفصلی دیگر بازو خم کردن یا نزدیک کردن افقی و باز کردن یا دور کردن افقی نام دارد. چون بازو بالا آورده می‌شود، همان عضلاتی که در خم کردن و دور کردن درگیر هستند در این حرکات نقش دارند.
سینه‌ای بزرگ و بخش قدامی دالی عضلاتی هستند که بیشترین نقش را در خم کردن افقی دارند. در این حرکت، بازوی بالا آورده شده به داخل بدن حرکت داده می‌شود و این عمل در اجرای مهارت‌های بالاتنه بسیار مهم است. باز کردن افقی حرکتی است که بازوی بالا آورده شده را به عقب برمی‌گرداند و در اصل این عمل را عضلات تحت خاری، گرد کوچک و بخش خلفی دالی انجام می‌دهند. این عمل مفصلی درحرکت‌های چرخش به عقب و آماده‌سازی در مهارت‌های حرکتی شدید بالاتنه رایج است (Zuckerman, et al 1989).
2-2-4 نقش کتف در عملکرد شانه ورزشکاران
کتف نقش مهمی در عملکرد طبیعی شانه بازی می‌کند. به‌ویژه در ورزشکاران بالای سر، جایی که نیاز به شانه در حد بالایی است. کیفیت حرکت مجموعه شانه بستگی به تعامل خوب میان ثبات و تحرک مفاصل اسکاپولوتراسیک و گلنوهومرال دارد. ازآنجایی‌که مفصل گلنوهومرال اغلب به‌عنوان یک مفصل ناپایدار (به‌طور ذاتی)، به دلیل کمبود حمایت پاسیو، تعریف‌شده است، پایداری مفصل به‌طور ذاتی به ساختارهای دینامیک آن مربوط می‌شود (Pink et al, 1991، Wilk et al, 1997).
ازآنجایی‌که حفره گلنوئید پایهای برای مفصل گلنوهومرال و اتصال عضلات تثبیت‌کننده گلنوهومرال روی کتف است، عملکرد این تثبیت‌کنندههای دینامیک به پوزیشن و حرکات کتف بستگی دارد (Laumann et al, 1987). کتف نقشهای متفاوتی در جهت به دست آمدن حرکت و پوزیشن مناسب و تسهیل بیومکانیک کارآمد و درنتیجه عملکرد مطلوب شانه، دارد (Kibler, 1998). کیبلر توصیف دقیقی از نقشهای متفاوت کتف ارائه کرده است (Kibler, 1998، Kibler, 1991).
اولین نقش کتف ایجاد یک سطح پایدار برای مفصل گلنوهومرال است (Matsen et al, 1993، Pink et al, 1991). درواقع برای حفظ شکل فضایی گلنوهومرال، کتف باید در یک ارتباط هماهنگ با حرکت بازو باشد (Kibler, 1998).
دومین نقش کتف اجرای حرکات پروترکشن و رترکشن در امتداد قفسه سینه است. این حرکات در طی انجام حرکات بالای سر بسیار مهم هستند (Fleisig et al, 1996, Glousman, 1993, Perry, 1983) و به‌طور اصلی توسط عضلات ذوزنقه، متوازی‌الاضلاع و دندانهای قدامی کنترل می‌شود (Fleisig et al, 1996, Glousman, 1993, Perry, 1983).
سومین نقش کتف بالا کشیدن اکرومیون است. در طی حرکات عملکردی شانه، الویشن اکرومیون برای جلوگیری از فشردگی تاندون عضلات روتیتورکاف در فضای تحت اخرمی است (1991, Bradley، Kibler, 1991).
چهارمین نقش کتف تأمین محلی برای اتصال عضلات گلنوهومرال و عضلات کتفی- ستون فقرات، است. پوزیشن کتف برای اتصال محکم عضلات و اجازه بیشترین کارآمدی در شلیک عضلات متصل به کتف، مهم است (Kibler, 1991). به‌طور مستقیم، پوزیشن کتف میتواند ثبات گلنوهومرال را تحت تأثیر قرار دهد. کنترل دینامیک پوزیشن و حرکات کتف اجازه می‌دهد تا عضلات روتیتورکاف در یک طول اید
هآل و در یک‌جهت ایدهآل، ثبات دینامیکی گلنوهومرال را در همه پوزیشنهای بازو فراهم کنند.
نهایتاً، کتف به‌عنوان یک زنجیره حرکتی میان تنه و اندام فوقانی عمل می‌کند. کتف و عضلات اسکاپولوتراسیک نقش خیلی مهمی در این زنجیره حرکتی بازی میکنند زیرا آن‌ها نیروی کارآمد و انتقال انرژی از سطح اتکا به انتهای اتصال (معمولاً دست) را تأمین می‌کنند.
2-2-5 اپیدمیولوژی آسیب شانه در ورزشکاران پرتاب از بالای سر
ورزشکاران پرتاب از بالای سر، ازجمله بازیکنان شنا، هندبال و تنیس در معرض خطر آسیب و درد شانه هستند. صدمات شانه مانند التهاب تاندون عضلات روتیتورکاف، التهاب کیسه زلالی، پارگیها، گیرافتادگی و آسیب قدامی خلفی قسمت فوقانی

پاسخی بگذارید